نورنیوز- گروه سیاسی: سازمان صداوسیما به عنوان اصلیترین بازوی رسانهای و زبان تبیینی نظام، از کلیدیترین ارکان حاکمیت، خصوصاً در دوران وقوع بحران و وضعیت جنگی است. در اهمیت و کارکرد این نهاد همین بس که دشمن صهیونیستی در دو جنگ اخیر بارها این نهاد را هدف حملات مستقیم قرار داد. چنین اهمیت و محوریتی طبعاً باعث میشود نگاه سنجشگرانه مدیران، مردم و کارشناسان متوجه عملکرد این رسانه شود. سخنان مسعود پزشکیان در دیدار با مدیران ارشد سازمان صداوسیما و ارزیابی عملکرد این رسانه در روزهای بحرانی جنگ اخیر، آشکارا وجهی سنجشگرانه و انتقادی داشت؛ هرچند به نقاط روشن و مثبت کارنامه این سازمان هم اعتراف کرد و از تلاش این رسانه قدردانی نمود.
زشت و زیبا در کارنامه رسانه ملی
شک نیست که اساساً جنگها فقط با موشک و پهپاد پیش نمیروند؛ بخش مهمی از هر جنگ مدرن، در میدان روایتها، ادراک عمومی و مدیریت روانی جامعه جریان دارد. در چنین شرایطی، رسانه ملی دیگر فقط یک ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه به بخشی از سازوکار امنیت ملی، حفظ انسجام اجتماعی و مدیریت افکار عمومی تبدیل میشود. از همین منظر است که عملکرد صداوسیما در جنگ اخیر، همزمان واجد نقاط قوت مهم و محل مناقشه و نقدهای جدی بوده است.
واقعیت آن است که رسانه ملی در روزهای بحرانی جنگ توانست در بسیاری از مقاطع، احساس ایستادگی،همبستگی و مقاومت ملی را به نمایش بگذارد و حتی ان را تقویت کند. استمرار پوشش خبری، تأمین نیازهای تحلیلی مخاطبان، حضور میدانی خبرنگاران، جلوگیری از غلبه فضای رعب و تلاش برای حفظ آرامش نسبی جامعه، بخشی از کارکردهای مثبت رسانه در خلال روزهای جنگ بوده است؛ نقشی که مسعود پزشکیان در دیدار امروز خود با مدیران صداوسیما بر آن تأکید کرد و از «مجاهدت» رسانه ملی در روایتگری جنگ و جلوگیری از خاموششدن «صدای حقیقت» قدردانی کرد. این بخش از سخنان رئیسجمهور، نشان میدهد که دولت نیز اهمیت رسانه را در شرایط بحران، نه صرفا بهعنوان یک نهاد تبلیغاتی، بلکه بهمثابه بخشی از توان ملی کشور در کنترل بحران، به رسمیت میشناسد.
اما در کنار این قدردانی، بخش قابل توجهی از سخنان پزشکیان، متضمن نوعی تذکر راهبردی به رسانه ملی بود؛ تذکری درباره مرز باریک میان «رسانه مقاومت» و «رسانه جناحی». رئیسجمهور با صراحت هشدار داد که هر سخن، تحلیل یا موضعی که موجب شکاف و تفرقه در جامعه شود، کمک به دشمن و «آب ریختن به آسیاب دشمن» است. این جمله را باید مهمترین محور سیاسی سخنان او دانست؛ زیرا نشان میدهد نگرانی اصلی دولت، نه اصل رویکرد انقلابی رسانه، بلکه تبدیلشدن آن به بستری برای دوگانهسازی داخلی و تخریب انسجام اجتماعی است.
در دوران جنگ، مهمترین سرمایه هر کشور نه فقط قدرت نظامی، بلکه «سرمایه اجتماعی» است. کشوری که جامعه آن دچار شکاف، حذف متقابل و بیاعتمادی شود، حتی با توان سختافزاری بالا نیز در معرض فرسایش قرار میگیرد. به همین دلیل، رسانه ملی در شرایط بحرانی باید بیش از هر زمان دیگری مراقب زبان، ادبیات، مجریان، کارشناسان، مهمانان و چارچوبهای تحلیلی خود باشد. رسانهای که خود را «ملی» مینامد، نمیتواند تنها بازتابدهنده یک قرائت محدود سیاسی باشد؛ حتی اگر آن قرائت، خود را انقلابیتر از دیگران بداند.
بخشی از انتقادهایی که در ماههای اخیر متوجه صداوسیما شده، دقیقا از همین نقطه ناشی میشود. منتقدان معتقدند برخی برنامهها و چهرههای حاضر در رسانه ملی، عملا تصویری ارائه میکنند که گویی هرگونه سخن از مذاکره، دیپلماسی یا تنشزدایی، نشانه ضعف و عدول مسئولان از اصول انقلاب است. این در حالی است که پزشکیان در سخنان خود، به شکلی معنادار تلاش کرد تعارض موهوم میان «اقتدار» و «دیپلماسی» را ناموجه و نادرست نشان بدهد. او تصریح کرد که هیچ تصمیمی خارج از چارچوب شورای عالی امنیت ملی و بدون هماهنگی با رهبری اتخاذ نمیشود و وقتی تصمیمی در حوزه دیپلماسی گرفته شد، همه دستگاهها و تریبونها باید از آن حمایت کنند تا «صدایی واحد» از ایران به جهان مخابره شود.
این بخش از سخنان رئیسجمهور، صرفا یک توصیه رسانهای نیست؛ بلکه بازتاب نوعی نگرانی عمیقتر درباره آشفتگی پیام در ساختار حکمرانی است. در شرایط بحران، چندصدایی غیرمسئولانه میتواند قدرت چانهزنی کشور را تضعیف کند. وقتی بخشی از رسانه رسمی کشور، همزمان با پیشبرد یک مسیر دیپلماتیک، آن را تخطئه یا تحقیر کند، این پیام به بیرون مخابره میشود که اجماع داخلی درباره تصمیمات کلان وجود ندارد. طبیعی است که چنین وضعیتی میتواند موقعیت مذاکرهکنندگان و حتی تصویر ثبات سیاسی کشور را تضعیف کند.
البته مسئله فقط سیاست خارجی نیست. پزشکیان در بخش دیگری از سخنانش، بر ضرورت پرهیز از «نگاههای دفعکننده» و «برچسبزنی» تأکید کرد. این بخش نیز حامل پیامی روشن برای رسانه ملی بود: رسانهای که بخشی از زبان برخی مجریان یا مهمانان ثابت خود، بعضی از کنشگران دیپلماسی را صریح یا در پرده، بیرون از دایره انقلاب و منافع ملی تعریف کند، در واقع از مفهوم «ملت» برداشت محدودی ارائه میدهد. در حالی که رسانه ملی در شرایط جنگی، باید دقیقا برعکس عمل کند؛ یعنی دایره تعلق ملی را گسترش دهد، نه تنگتر.
راز موفقیت رسانه در شرایط بحران
در جهان جدید، موفقترین رسانههای بحران، رسانههایی هستند که میتوانند میان «بسیج ملی» و «تحمل تنوع اجتماعی» تعادل برقرار کنند. جامعه در شرایط جنگی نیازمند روحیه، امید و انسجام است، اما این انسجام با حذف تفاوتها حاصل نمیشود. اتفاقا یکی از مهمترین عوامل تابآوری اجتماعی، احساس دیدهشدن و بهرسمیتشناختهشدن گروههای مختلف جامعه است. از همین منظر، تأکید پزشکیان بر اینکه «هر فرد با سلیقه متفاوت الزاماً در مقابل نظام نیست» را باید فراتر از یک جمله سیاسی روزمره فهمید؛ این در واقع دعوت به بازتعریف مفهوم رسانه ملی است.
صداوسیما در شرایط کنونی، بیش از آنکه با بحران تکنولوژی یا رقابت رسانهای مواجه باشد، با بحران «مرجعیت» روبهروست. پرسش اساسی این است که آیا همه ایرانیان، با هر گرایش فکری و سبک زندگی، این رسانه را متعلق به خود میدانند یا نه؟ اگر پاسخ منفی باشد، حتی قویترین تولیدات رسانهای نیز در ایجاد اعتماد عمومی ناکام خواهند ماند.
یکی دیگر از نکات مهم سخنان پزشکیان، انتقاد او از برخی «تحلیلهای غیرواقعی» در رسانه ملی بود؛ تحلیلی که نشان میدهد بخشی از نگرانی دولت، به فاصله گرفتن بعضی برنامهها از واقعیتهای میدانی و محاسبات واقعی کشور مربوط میشود. در دوران بحران، اغراق، شعارزدگی و تحلیلهای هیجانی شاید در کوتاهمدت جذاب باشند، اما در بلندمدت اعتماد عمومی را فرسوده میکنند. مردم معمولا رسانهای را باور میکنند که ضمن حفظ روحیه ملی، واقعیتها را نیز صادقانه و حرفهای روایت کند.
مسئله اصلی این نیست که صداوسیما «انقلابی» باشد یا «دیپلماتیک». مسئله اصلی آن است که آیا میتواند در عین دفاع از امنیت ملی، به رسانه همه ملت تبدیل شود یا نه. هنر یک رسانه ملی در دوران جنگ، صرفا تولید شور و هیجان نیست؛ بلکه ایجاد نوعی بلوغ جمعی است که در آن، مقاومت با عقلانیت، اقتدار با واقعبینی، و انسجام با تحمل تفاوتها همراه شود.
شاید بتوان جوهره سخنان امروز پزشکیان را در همین ایده خلاصه کرد: ایران در شرایط پرتنش کنونی، بیش از هر زمان دیگری به رسانهای نیاز دارد که نه تریبون حذف و تفرقه، بلکه پل پیوند و همبستگی باشد؛ رسانهای که بتواند از کشور دفاع کند، بیآنکه بخشی از مردم را از دایره «مردم» بیرون بگذارد؛ رسانهای که در عین حمایت از مقاومت، مسیر دیپلماسی و تصمیمات رسمی نظام را نیز تخریب نکند؛ و مهمتر از همه، رسانهای که «ملی بودن» را نه در نام، بلکه در رفتار، زبان و نگاه خود معنا کند.
نورنیوز