نورنیوز-گروه اقتصادی: در سالهای اخیر، اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به ثبات مسیرهای حیاتی انرژی وابسته شده است. یکی از نقاط کلیدی اثرگذار بر اقتصاد اروپا، تنگه هرمز بهعنوان شاهراه اصلی انتقال نفت جهان معرفی میشود؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از آن عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر، به سرعت میتواند خود را در قالب نوسانات شدید قیمت انرژی در بازارهای بینالمللی نشان دهد و پیامدهای آن مستقیماً به اقتصادهای واردکننده، بهویژه کشورهای اروپایی، منتقل شود.
در این چارچوب، نخستین اثر قابل توجه، افزایش فشار بر شریان انرژی اروپا است. اقتصاد این قاره به شدت به واردات انرژی وابسته بوده و کوچکترین تغییر در عرضه جهانی نفت یا گاز، میتواند توازن بازار را برهم بزند. نااطمینانی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی در غرب آسیا که با حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران به اوج رسیده است؛ موجب افزایش انتظارات تورمی در بخش انرژی شده و هزینههای تأمین انرژی را برای صنایع و مصرفکنندگان اروپایی بالا برده است. این موضوع بهویژه در دورههایی که بازار جهانی با شوکهای عرضه مواجه میشود، شدت بیشتری پیدا میکند.
از سوی دیگر، اثر دوم این وضعیت در حوزه سرمایهگذاری نمایان میشود. افزایش عدمقطعیت ژئوپلیتیکی، یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در تصمیمگیریهای اقتصادی به شمار میرود. زمانی که فعالان اقتصادی نسبت به آینده بازار، قیمت انرژی و ثبات مسیرهای تجاری اطمینان کافی ندارند، معمولاً تمایل به تعویق یا کاهش سرمایهگذاری پیدا میکنند. بر اساس برآوردهای بانک مرکزی اروپا، افزایش شاخصهای عدمقطعیت ژئوپلیتیکی میتواند به کاهش ۲ تا ۵ درصدی سرمایهگذاری بخش خصوصی در دورههای شوک منجر شود. این کاهش سرمایهگذاری، بهطور مستقیم رشد اقتصادی را تحت فشار قرار میدهد و در میانمدت باعث کاهش بهرهوری و کند شدن روند توسعه صنعتی میشود.
در کنار این دو عامل، بخش تجارت و زنجیره تأمین نیز از پیامدهای تنشهای منطقهای بینصیب نمیماند. افزایش هزینههای حملونقل، اختلال در مسیرهای کشتیرانی و رشد ریسک بیمه حمل کالا، از جمله عواملی هستند که موجب افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی هزینههای لجستیک و کاهش رقابتپذیری کالاهای وارداتی و صادراتی میشوند. این موضوع بهویژه برای اقتصادهای صادراتمحور اروپا اهمیت بیشتری دارد، زیرا افزایش هزینه تمامشده محصولات میتواند سهم آنها را در بازارهای جهانی کاهش دهد.
همچنین بخش انرژی اروپا با چالشهای ساختاری دیگری نیز مواجه میشود. افزایش قیمت نفت و گاز، علاوه بر اثر مستقیم بر تورم، هزینه تولید در صنایع انرژیبر مانند فولاد، پتروشیمی و حملونقل را افزایش میدهد. این وضعیت میتواند به کاهش سودآوری شرکتها و در نهایت کاهش اشتغال در برخی بخشهای صنعتی منجر شود.
در مجموع، زنجیرهای از اثرات اقتصادی از تنشهای ژئوپلیتیکی در مسیرهای حیاتی انرژی آغاز شده و به بخشهای مختلف اقتصاد اروپا سرایت میکند. از افزایش قیمت انرژی گرفته تا کاهش سرمایهگذاری، رشد هزینههای تجارت و فشار بر تولید صنعتی، همگی نشان میدهند که اقتصاد اروپا در برابر شوکهای بیرونی بهشدت حساس است. نتیجه نهایی این روند، افزایش شکنندگی اقتصادی در برابر بحرانهای منطقهای و تشدید دورههای رکود یا رشد کند اقتصادی خواهد بود.