نورنیوز-گروه فرهنگی: وقتی موشکها فرود میآیند، فقط ساختمانها فرو نمیریزند؛ گاهی تاریخ یک ملت، حافظه تمدنها و میراث مشترک بشریت زیر آوار جنگ دفن میشود. در جریان جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران موسوم به «جنگ رمضان»، این بار نهتنها زیرساختها و مناطق شهری، بلکه شناسنامه تاریخی ایران هدف موج انفجارها و حملات قرار گرفت؛ حملاتی که بر اساس صریحترین قوانین بینالمللی، ممنوع و غیرقانونی هستند.
طبق آمار منتشرشده، دستکم ۱۴۹ اثر تاریخی در ۲۰ استان ایران آسیب دیدهاند؛ از کاخها و موزهها گرفته تا بناهای ثبت جهانی و بافتهای تاریخی. در این میان، ۵۴ موزه آسیب دیده، هفت بافت تاریخی دچار خسارت شده و پنج اثر ثبت جهانی نیز در معرض تهدید و آسیب قرار گرفتهاند. همچنین ۷۴ اثر تاریخی بر اثر موج انفجار آسیب دیده و ۴۲ اثر تاریخی در حریم حملات دچار خسارت شدهاند. افزون بر این، ۳۳ اثر نیز آسیب مستقیم دیدهاند؛ آماری که نشان میدهد دامنه تخریب، فراتر از اهداف نظامی بوده و شناسنامه تمدنی ایران را نشانه رفته است.
تهران با ۷۰ اثر تاریخی آسیبدیده بیشترین خسارت را متحمل شده و پس از آن اصفهان با ۲۷ اثر، کردستان و خوزستان هر کدام با ۱۳ اثر، کرمانشاه با پنج اثر، لرستان با چهار اثر و قم با سه اثر در رتبههای بعدی قرار دارند. این آمار نشان میدهد بخش مهمی از هویت تاریخی ایران در نقاط مختلف کشور در معرض تهدید مستقیم قرار گرفته است.
در میان مهمترین آثار آسیبدیده، نام بناهایی دیده میشود که هر یک بخشی از حافظه تاریخی ایران و جهان هستند. کاخ گلستان و کاخ مرمر در تهران، میدان نقش جهان و کاخ چهلستون در اصفهان، عمارت سالار سعید در کردستان، تکیه بیگلربیگی در کرمانشاه و قلعه فلکالافلاک در لرستان از جمله مهمترین بناهایی هستند که در این حملات دچار خسارت شدهاند.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ اگر قوانین یونسکو و کنوانسیونهای بینالمللی قرار نیست در چنین روزهایی اجرا شوند، پس اساساً فلسفه وجودی آنها چیست؟ بیش از دو ماه از این حملات گذشته اما هنوز هیچ اقدام عملی، بازدارنده و مؤثری از سوی یونسکو و دیگر نهادهای مدعی دفاع از میراث فرهنگی جهان دیده نشده است. نه کمیته حقیقتیاب مستقلی تشکیل شده، نه پروندهای جدی برای پیگیری حقوقی عاملان این حملات گشوده شده و نه حتی سازوکار مشخصی برای جبران خسارتها ارائه شده است.
این سکوت، صرفاً یک انفعال دیپلماتیک نیست؛ بلکه نوعی بیاعتباری آشکار برای نهادهایی است که سالها با شعار «حفاظت از میراث بشری» در جهان نقشآفرینی کردهاند. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ، حمله به آثار تاریخی و فرهنگی را صریحاً ممنوع میداند. همچنین کنوانسیون میراث جهانی یونسکو مصوب ۱۹۷۲ دولتها و جامعه جهانی را موظف به حفاظت از آثار دارای ارزش جهانی کرده است. ماده ۵۳ پروتکل اول الحاقی کنوانسیونهای ژنو نیز هرگونه اقدام خصمانه علیه بناهای تاریخی و فرهنگی را نقض آشکار حقوق بینالملل بشردوستانه میداند.
با این حال، آنچه امروز جهان میبیند، نه اجرای قانون بلکه حاکمیت استانداردهای دوگانه است. همان نهادهایی که در قبال آسیب به برخی آثار تاریخی جهان با سرعت واکنش نشان میدهند، اکنون در برابر تخریب میراث فرهنگی ایران به بیانیههای خنثی و مواضع تشریفاتی بسنده کردهاند. این رفتار، این شائبه را تقویت میکند که قوانین بینالمللی تا زمانی معتبرند که منافع قدرتهای بزرگ را به چالش نکشند.
کارشناسان حقوق بینالملل معتقدند هدف قرار دادن آثار تاریخی، اگر عمدی یا ناشی از بیتوجهی آشکار به اصول جنگ باشد، میتواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود. با این حال، نه شورای امنیت سازمان ملل اقدامی انجام داده، نه دیوان کیفری بینالمللی واکنش مؤثری نشان داده و نه یونسکو توانسته فراتر از ابراز نگرانی عمل کند. این سکوت، عملاً چراغ سبزی برای تکرار چنین حملاتی در آینده خواهد بود.
میراث فرهنگی فقط متعلق به یک کشور نیست؛ بخشی از حافظه مشترک بشریت است. وقتی گنبدها ترک میخورند، کاشیها فرو میریزند و دیوارهای تاریخی زیر موج انفجار میلرزند، تنها ایران آسیب نمیبیند؛ بخشی از تاریخ جهان زخمی میشود. اگر امروز قوانین یونسکو زیر آوار جنگ دفن شوند، فردا دیگر هیچ میراثی در هیچ نقطه جهان امنیت نخواهد داشت.
نورنیوز