نورنیوز-گروه اجتماعی: در روزهای جنگ، کودکان بیسرپرست و بدسرپرستِ سازمان بهزیستی در تهران، از مراکز شیرخوارگاههای مختلف به شیرخوارگاه «شبیر» منتقل شدند؛ نوزادان و کودکانی که علیرغم اجرای طرحهای سازمان برای بازپیوند کودکان به خانوادهها، برای حفظ سلامت و امنیت بیشتر خودشان، تحت مراقبت شبانهروزی بهزیستی قرار داشتند. در همین فضا، حمیدرضا الوند- مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، از تجربهای کمسابقه در حوزه مراقبت خانوادهمحور سخن میگوید. تجربهای که با همراهی گسترده خانوادههای ایرانی و اجرای طرحهایی مانند «میزبان»، «خانواده امین» و بازپیوند کودکان، زمینه حضور هزاران کودک بیسرپرست و بدسرپرست را در محیط خانواده فراهم کرده است.
حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه به طور کلی سیاست محوری سازمان بهزیستی در حوزه مراقبت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست، تقویت حضور این کودکان در درون خانواده است، میگوید: بسیاری از صاحبنظران حوزه اجتماعی در دنیا معتقدند که «خانواده»، امنترین نهاد اجتماعی است که کودک میتواند در درون آن، بهصورت خودجوش مسیر بالندگی، رشد و نمو را طی کند و تمام کارکردهایی که بر یک خانواده مترتب است، در درون خانواده واقعی بهصورت نهادینه در رفتار کودک شکل میگیرد.
چرا بهزیستی برای نگهداری کودکان، به سیاست خانوادهمحور روی آورد؟
وی میافزاید: کودکی که در بستر خانواده رشد میکند، هنگام ورود به جامعه نیز از نظر عاطفی، ویژگیهای اجتماعی، آموزشی، تربیتی، معیشتی و اقتصادی، فردی بهنجار خواهد بود. بر همین اساس و با توجه به پیشینه فرهنگی، ملی و دینی کشور ما که همواره بر جایگاه خانواده تأکید داشته و آن را بستری امن برای رشد و تکامل یکپارچه کودکان میداند، سازمان بهزیستی این سیاست را بهصورت جدی در دستور کار خود قرار داده تا مراقبت و توانمندسازی کودکان و نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست ارتقا یابد. از همین روی، در ایام جنگ، این سیاست با تأکید بیشتری دنبال شد و تلاش کردیم در کنار مدلهای قبلی، شیوههای جدیدتری را فعال کنیم تا بتوانیم با استفاده از ظرفیت عظیم مردمی، کودکان را وارد محیط خانواده کنیم.
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور یادآور میشود: مردم کشور ما بر اساس باورهای دینی، ملی و روحیه نوعدوستی و بشردوستی، نسبت به کودکان فاقد سرپرست مؤثر احساس مسئولیت و محبت دارند و همین ویژگی باعث شده در این شرایط، همراهی گستردهای با سازمان بهزیستی شکل گیرد. مردم در کنار دولت، دستگاه قضایی و سایر شرکای اجتماعی ما قرار گرفتهاند و همین همکاری موجب شده بتوان زمینههای قانونی ورود کودکان به خانوادهها را فراهم کرد.
ورود ۵۵۰ کودک به خانوادههای «میزبان» در ایام جنگ
الوند با اشاره به اجرای گسترده طرح «میزبان» در دوران جنگ بیان میکند: مهمترین اتفاقی که در حوزه مراقبت خانوادهمحور رخ داد، توسعه طرح میزبان بود؛ طرحی که شیوهنامه آن از سال ۱۴۰۲ با ابلاغ وزیر دادگستری در کشور اجرایی شد و اجرای آن ارتباطی به جنگ ندارد، چراکه تا پیش از آغاز جنگ، در مجموع حدود ۵۰۰ کودک در کشور در قالب طرح میزبان به خانوادهها سپرده شده بودند، اما با آغاز بحران، توسعه این طرح بهصورت جدی در دستور کار قرار گرفت. در حالیکه در جنگ ۵۵۰ کودک به میزبانی خانوادهها داده شدند.
فقط ۱۳ درصد کودکان مراکز بهزیستی پدر و مادر ندارند
وضعیت حقوقی کودکان حاضر در مراکز بهزیستی
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور درباره چرایی طراحی این طرح توضیح میدهد: حدود ۸۷ درصد کودکان حاضر در مراکز، بدسرپرست هستند؛ یعنی پدر، مادر یا جد پدری آنها در قید حیاتاند، اما بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی، به دلیل فقدان صلاحیت نگهداری، حضانت آنها برای مدتی از سوی مرجع قضایی سلب شده است. طبق قانون، کودکانی که اولیای قهری آنها در قید حیات هستند، امکان واگذاری دائم یا فرزندخواندگی ندارند و تنها ۱۳ درصد کودکان مراکز هستند که فاقد پدر، مادر و جد پدریاند و امکان فرزندخواندگی دائم برای آنها وجود دارد. به همین دلیل، برای ۸۷ درصد دیگر کودکان باید از مدلهایی مانند خانواده امین، سرپرستی موقت و طرح میزبان استفاده شود تا امکان حضور آنها در محیط خانواده فراهم شود.
الوند با تشریح وضعیت حقوقی کودکان حاضر در مراکز بهزیستی میگوید: کودکانی که پدر، مادر یا جد پدری آنها در قید حیات هستند، طبق قانون دارای ولی قهری محسوب میشوند و در نظام حقوقی ایران، پس از پدر، ولایت قهری به جد پدری منتقل میشود. اگر به دلایلی مانند اعتیاد والدین، زندانی بودن، ابتلا به بیماریهای صعبالعلاج و مسری، بیماریهای شدید روانی، فساد اخلاقی یا هر شرایطی که سلامت جسمی و روانی کودک را تهدید کند، دادگاه صالح تشخیص دهد خانواده صلاحیت نگهداری کودک را ندارد، حکم سلب صلاحیت موقت صادر و کودک به سیستم مراقبت شبانهروزی سازمان بهزیستی معرفی میشود. از همان لحظه ورود کودک به مراکز، تیمهای تخصصی ما تلاش میکنند بر اساس مدلهای مختلف خانوادهمحور، کودک را دوباره به یک محیط خانوادگی متصل کنند. البته این به معنای قطع همیشگی ارتباط کودک با خانواده زیستی نیست، چراکه ممکن است خانواده پس از چند سال و با رأی مرجع قضایی دوباره صلاحیت نگهداری کودک را به دست آورد و کودک به خانواده خود بازگردد. به همین دلیل، امکان فرزندخواندگی دائم برای این کودکان وجود ندارد، زیرا در فرزندخواندگی دائم، کودک هویت خانواده فرزندپذیر را پیدا میکند، در حالی که طبق قانون، ولایت قهری قابل سلب نیست و نمیتوان هویت کودک را تغییر داد.
الوند تأکید میکند: به همین دلیل برای ۸۷ درصد کودکان بدسرپرست، مدلهای مبتنی بر خانواده مانند خانواده امین، طرح میزبان، مربی میزبان، بازپیوند زیستی و بازپیوند غیرزیستی را طراحی کردیم تا این کودکان بتوانند در محیط خانواده زندگی کنند. اگر این مدلها طراحی نشده بود، در دوران جنگ تقریباً همه ۱۰ هزار کودک حاضر در مراکز در همان مراکز باقی میماندند
۱۲ شیرخوارگاه در ایام جنگ خالی از کودکان شد
چرا کودکان دارای بیماری خاص در شیرخوارگاهها ماندند؟
الوند با اشاره به نتایج اجرای سیاستهای خانوادهمحور در روزهای نخست جنگ، میگوید: یکی از مهمترین اتفاقاتی که در همان دو تا سه هفته ابتدایی رخ داد این بود که در تمامی ۳۱ استان کشور، نزدیک به ۱۲ شیرخوارگاه ما که مسئول نگهداری کودکان ۰ تا ۳ سال بودند، بهصورت کامل خالی از کودک شدند؛ بهگونهای که حتی یک کودک نیز برای نگهداری در این مراکز باقی نمانده بود. در بسیاری از دیگر شیرخوارگاهها نیز تعداد کودکان به ۱ تا ۳ نفر کاهش یافت که این کودکان عمدتاً دارای بیماریهای شدید، بیماریهای مزمن یا معلولیتهایی نظیر سندروم بودند و همکاران تخصصی ما تشخیص دادند که نگهداری آنها در مراکز، به دلیل نیاز به مراقبتهای ویژه، به نفعشان خواهد بود. البته، این به معنای نبود متقاضی برای پذیرش این کودکان نبود، چراکه خانوادههای متقاضی برای پذیرش در قالب میزبان یا امین موقت وجود داشتند، اما به دلیل شرایط خاص جسمی و درمانی این کودکان، کارشناسان ما تصمیم گرفتند مراقبت از آنها همچنان در مراکز تخصصی ادامه پیدا کند تا خدمات درمانی و حمایتی به شکل مناسبتری به آنها ارائه شود.
بر همین اساس، وی یکی از دستاوردهای مهم این جنگ در حوزه اجتماعی را مشارکت گسترده مردمی میداند و میگوید: در شرایط جنگ، خانوادهها با روی باز، لبخند و آغوشی گرم پذیرای این کودکان شدند؛ در حالی که خود مردم نیز در شرایط جنگ و حملات، آرامش روانی کامل نداشتند و از نظر اقتصادی و معیشتی با مشکلات فراوانی روبهرو بودند، اما حس نوعدوستی و باورهای دینی و ملی آنها باعث شد کودکانِ فاقد سرپرست را تنها نگذارند. لذا این همراهی بزرگ مردمی کمک کرد تا روند «مؤسسهزدایی» از نظام مراقبت کودکان سرعت بیشتری بگیرد و حرکت به سمت خانوادهمحوری بهصورت جدیتری دنبال شود.
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور با اشاره به تقویت ساختارهای نظارتی سازمان بهزیستی ادامه میدهد: در کنار این اقدامات، برای ارتقای نظارتهای حرفهای نیز برنامهریزی ویژهای انجام شد. سال گذشته حدود ۶۰ سوپروایزر تخصصی توسط سازمان بهزیستی آموزش دیدند تا بتوانند بهصورت حرفهای بر عملکرد مربیان و تیمهای مراقبت از کودک در خانوادهها نظارت داشته باشند. این دورههای آموزشی حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ، در اواخر دیماه، تکمیل و همزمانی این آموزشها با شرایط جنگی موجب ایفای نقش موثر این نیروهای تخصصی در مدیریت شرایط شد.
وی تصریح میکند: تمامی این ۶۰ سوپروایزر در سطح کشور آمادگی خود را اعلام کردند و آموزشهای مستمر و تخصصی را به همکاران حوزه مراقبت ارائه دادند تا وضعیت کودکان بر اساس شاخصهای حرفهای و استانداردهای مورد تأیید جهانی، بهصورت مستمر رصد و ارزیابی شود.
برنامهریزیهای مدیریت شرایط بحرانی و جنگی برای نگهداری از کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست
الوند با اشاره به برنامهریزیهای انجامشده از سوی سازمان بهزیستی برای مدیریت شرایط بحرانی و جنگی در حوزه نگهداری از کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست مؤثر اظهار میکند: سال گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه، دستورالعملی با عنوان «دستورالعمل مراقبت، توانمندسازی و مداخلات حرفهای در حوزه کودکان و نوجوانان در زمان بحران جنگ» تدوین شد که با امضای رئیس سازمان بهزیستی کشور به تمامی استانها ابلاغ شد. برای اجرای این دستورالعمل، دورههای آموزشی تخصصی نیز در سراسر کشور برگزار شد تا تمامی استانها از پیش آمادگی لازم را برای مواجهه با شرایط بحرانی داشته باشند. بر اساس این دستورالعمل، مقرر شد اگر مرکزی در هر استان در معرض حمله یا آسیب قرار گرفت، تا سه سطح برای آن مرکز، مکان جایگزین و مراکز معین پیشبینی شود؛ بهطور مثال اگر یک مرکز شبهخانواده مورد آسیب قرار گرفت، مرکز جایگزین نخست و سپس مرکز معین دوم و سوم از پیش تعیین شده باشد تا فرآیند جابهجایی کودکان بدون وقفه انجام شود.
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور تصریح میکند: این الگو برای تمامی گروههای سنی در نظر گرفته شد؛ بهگونهای که برای مراکز ۳ تا ۶ سال، ۷ تا ۱۲ سال و سایر گروههای سنی، مراکز جایگزین و پشتیبان مشخص شدند و از قبل برای آنها تقویم عملیاتی طراحی شد. همچنین به تمامی استانها اعلام شد مراکزی که ناخواسته در مجاورت یا همجواری مراکز حساس نظامی، انتظامی، امنیتی و تحقیقاتی قرار دارند، شناسایی، دستهبندی و برای تخلیه احتمالی آنها برنامهریزی شود تا در ۲۴ ساعت نخست بحران، کودکان به سرعت به مراکز امن منتقل شوند.
انتقال ۸۱ مرکز بهزیستی به اماکن امن در جنگ
الوند میافزاید: با تدابیری که از پیش اندیشیده شده بود، در همان ۲۴ ساعت نخست حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به کشور، تمامی مراکز هدفگذاریشده در کشور جابهجا شدند و در ۳۰ روز ابتدایی جنگ، حدود ۸۱ مرکز در سراسر کشور به مکانهای امن منتقل شدند. این جابهجاییها پیش از وقوع حادثه انجام شد و در بسیاری از موارد، مراکز تخلیه شده بودند؛ به همین دلیل هیچ آسیبی متوجه کودکان نشد.
وی ادامه میدهد: حدود ۶ تا ۷ مرکز نیز در جریان حملات آسیب دیدند، اما این مراکز هدف مستقیم نبودند، بلکه به دلیل قرار داشتن در مجاورت مراکز حساس نظامی و امنیتی که مورد هدف قرار گرفتند، بخشی از ساختمانهایشان آسیب دید.
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور میزان خسارت این مراکز بین ۱۰ تا ۶۰ درصد اعلام میکند که نمونه شاخص آن شیرخوارگاه حضرت آمنه(س) در خیابان میرداماد تهران بوده است. خوشبختانه با تدابیری که مدیرکل بهزیستی استان تهران و تیم تخصصی و فعال این استان از پیش اندیشیده بودند، تمامی کودکان این مرکز در همان ساعات اولیه منتقل شدند و هیچیک از آنها آسیبی ندیدند.
آماری از ورود کودکان به خانوادههای میزبان در جنگ
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور با اشاره به آمار اقدامات انجامشده در دوران جنگ میافزاید: در ۳۰ روز نخست جنگ، بیش از ۲۰۰ کودک به فرزندخواندگی سپرده شدند که البته بخش عمده مراحل قانونی، قضایی و اداری آنها از قبل طی شده بود و تنها تشکیل کمیته نهایی باقی مانده بود. ما در تمامی استانها اعلام کردیم که کمیتههای تخصصی از روزی یک جلسه تا پنج جلسه در روز افزایش پیدا کند تا فرایندها تسریع شود. در حوزه طرح میزبان نیز کمیتههای تخصصی بهصورت روزانه تشکیل شد؛ در حالی که پیش از آن معمولاً جلسات هر یک یا دو هفته یکبار برگزار میشد. در این مدت، بیش از ۵۵۰ کودک به خانوادههای میزبان سپرده شدند، بیش از ۲۵۰ کودک وارد خانوادههای امین شدند، بیش از ۲۵۰۰ کودک به مرخصی کوتاهمدت رفتند و بیش از ۸۵۰ کودک نیز به خانوادههای زیستی یا غیرزیستی خود بازپیوند شدند.
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور بیان میکند: مجموعه این اقدامات موجب شد بیش از ۴۰۰۰ کودک وارد محیط خانواده شوند و تا بازگشت کامل شرایط کشور به وضعیت عادی، از فضای مراکز فاصله بگیرند. ما همچنان کشور را از منظر خدمات اجتماعی حوزه کودک، در وضعیت جنگی تلقی میکنیم و تمامی پروتکلهای مرتبط با شرایط بحران همچنان در حال اجراست. به همین دلیل، مراکزی که از کنار مراکز حساس جابهجا شدهاند هنوز به مکانهای قبلی بازنگشتهاند و تا زمان اعلام رسمی بازگشت کامل شرایط کشور به وضعیت عادی، خدمات در مراکز جایگزین ادامه خواهد داشت.
الوند در پاسخ به این سوال که آیا کودکانی که در شرایط جنگ به خانوادههای میزبان رفته بودند، با اعلام آتشبس توسط خانوادهها به مراکز بازگشتهاند؟ اینطور توضیح میدهد: بخشی از کودکانی که به مرخصی رفته بودند یا بهصورت کوتاهمدت بازپیوند شده بودند، دوباره به مراکز بازگشتهاند، اما همچنان تقاضا برای پذیرش کودکان در قالب مدلهای خانوادهمحور ادامه دارد. حتی یکی از مهمترین دستاوردهای این دوران برای سازمان بهزیستی این بود که متوجه شدیم باید در سال ۱۴۰۵ توسعه مدلهای خانوادهمحور را با جدیت بیشتری دنبال کنیم و علاوه بر طرح میزبان، خانواده امین، فرزندخواندگی و بازپیوند، مدلهای جدیدتری نیز طراحی شود.
وضعیت پذیرش کودکانِ بیسرپرست در مراکز بهزیستی در دوران جنگ
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور با اشاره به نحوه ورود کودکان به سیستم مراقبتی سازمان میگوید: تمامی کودکانی که تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار میگیرند، با حکم مرجع قضایی وارد این سیستم میشوند و همانطور که اشاره شد، حدود ۸۷ درصد آنها بدسرپرست و ۱۳ درصد بیسرپرست هستند. در ایام جنگ نیز روند پذیرش کودکان متوقف نشد و در حدود ۴۰ روز، نزدیک به ۶۰۰ کودک جدید وارد سیستم مراقبت سازمان شدند؛ آماری که در شرایط عادی نیز متناسب با آسیبهای اجتماعی موجود در جامعه رخ میدهد.
الوند تأکید میکند: آسیبهای اجتماعی در همه جوامع وجود دارد و آنچه اهمیت دارد، طراحی برنامههای مؤثر برای کنترل و کاهش این آسیبهاست؛ به همین دلیل نیز سازمان بهزیستی همزمان با مدیریت بحران، روند پذیرش، حمایت و ساماندهی کودکان را بدون وقفه ادامه داد. تمامی خانوادههای متقاضی طرح میزبان، پیش از پذیرش کودک، تحت ارزیابیهای تخصصی، روانشناختی و مددکاری قرار میگیرند و در صورت بروز هرگونه نشانه از آسیب در روابط کودک و خانواده، تیمهای تخصصی سازمان بلافاصله مداخله کرده و در صورت لزوم، کودک از آن محیط خارج میشود.