نورنیوز- گروه اقتصادی: تحولات غرب آسیا طی ماههای اخیر صرفا به عملیاتهای نظامی محدود نشده، بلکه بیش از هر زمانی عرصه اقتصادی و تجاری نیز تحت تاثیر معادلات پیچیده قرار گرفته است. ضمن اینکه با توجه به تشدید تنشها و محدودیتهای اعمال شده در مرزها، عملا مسیرهای ترانزیتی که در گذشته حمل و نقل از این طریق انجام میشد مختل شده است.
بعد از آنکه آمریکا در واکنش به عدم بازگشایی کامل تنگه هرمز، اقدام به محاصره منطقه خلیج فارس در دریای عمان کرد، تعاملات تجاری و اقتصادی نه فقط در حوزه نفت و گاز بلکه در رابطه با سایر محصولات و کالاهای اساسی دیگر تحت الشعاع قرار گرفت. محاصره دریایی آمریکا با هدف وارد کردن ضربه اقتصادی جدی به ایران و همپیمانان آن در منطقه و جهان انجام شد تا به این شکل ایران تحت فشار این محاصره اقدام به گشایش تنگه هرمز کند. اما همان طور که آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به ایران موقعیت استراتژیک و ژئواستراتژیک اش در خلیج فارس را نادیده گرفتند به نظر میآید در تصمیم برای این تجاوز هر شاخص و عاملی مورد توجه قرار گرفته جز جغرافیای ایران.
در عین حال اقدام به محاصره دریایی خلاف قوانین بینالمللی و ذیل قوانین آمریکا اقدام جنگی و ضد بشری محسوب میشود و این عمل در واقع نقض یک طرفه آتش بس از سوی واشنگتن بود. اقدام تجاوزگرانه آمریکا محدود به این مسائل نبود و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خبر از انجام عملیات «پروژه آزادی» برای بازگشایی تنگه هرمز را اعلام کرد که نهایتا با توجه به تحرکات دشمن و در پی مواضع و هشدارهای قاطع جمهوری اسلامی ایران و ناکامی آمریکا در پیشبرد آنچه برای عبور کشتیها از تنگه هرمز مدنظر داشت، اجرا نشده، لغو شد.
کریدورهای جدید ترانزیتی به سوی اسلام آباد
در شرایط کنونی و با توجه به بن بست ایجاد شده در منطقه خلیج فارس، کشورها به دنبال راهی برای دور زدن موانع و محدودیتها هستند تا وضعیت اقتصادی را در حالت ایستایی قرار ندهند. طبیعتا این موضوع مورد توجه ایران نیز است که تلاش دارد در زمینه تامین نیازهای ضروری و اساسی خود نه از طریق مرزهای جنوبی بلکه از مرزهای دیگر خود اقدام کند.
پاکستان که بهعنوان میانجیگر به دنبال صلح میان تهران و واشنگتن است و همچنین روابط دوستانه و دیرینهای با ایران دارد، از این رو تعاملاتی میان دو کشور به این منظور شکل گرفت و در همین چارچوب اسلامآباد و تهران اقداماتی را در ارتباط با گسترش فعالیتهای اقتصادی از طریق مسیرهای زمنی انجام دادهاند. وزارت بازرگانی این کشور با صدور دستور العملی فوری، ترانزیت کالا از طریق خاک پاکستان را مجاز اعلام کرد که براساس آن کالاهایی با مبدا کشورهای ثالث میتوانند از طریق این کشور به صورت زمینی به ایران منتقل شوند.
اسلامآباد در چارچوب همکاریهای دو کشور 6 مسیر ترانزیتی زمینی برای انتقال کالا به ایران را افتتاح و یک کریدور جادهای را به طور رسمی به بهرهبرداری رساند.
پاکستان در بحبوحه محاصره بنادر ایران، مسیرهای تجاری جادهای را به روی ایران باز کرد
همکاریهای حمل و نقلی ایران با همسایگانش صرفا به پاکستان منحصر نشده است. بعد از اجرای محاصره دریایی ایران با افزایش تجارت ریلی خود با چین، تعداد قطارهای باری که از شهر شیآن در مرکز چین به سمت تهران حرکت میکنند را از یک قطار در هفته به یک قطار در هر سه یا چهار روز یکبار تغییر داده است.
شایان ذکر است، مسیرهای تعیین شده، بنادر کراچی، بندر قاسم و گوادر را به دو گذرگاه مرزی ایران در گبد و تفتان متصل میکند و از شهرهایی مانند تربت، پنجگور، خضدار، کویته و دالبندین عبور میکند.
کوتاه ترین مسیر، کریدور گوادر ـ گبد، زمان دسترسی به مرز ایران را به 2 تا 3 ساعت کاهش میدهد، در حالی که این زمان از بندر کراچی حدود 16 تا 18 ساعت زمان است. همچنین این مسیر میتواند هزینههای حمل و نقل را تا 45 تا 55 درصد کاهش دهد.
همکاریهای سه جانبه پاکستان، چین و ایران
فرزاد رمضانی بونش پژوهشگر ارشد مسائل منطقه در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه موضوع حضور پاکستان در کریدور شمال ـ جنوب از سالهای گذشته مد نظر مقامات این کشور بوده است، گفت: مساله همکاریهای سه جانبه پاکستان، چین و ایران نیز همواره مورد توجه قرار داشته است، لذا تحولات اخیر و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و همچنین موضوع محاصره دریایی، موضوع کریدورهای جدید را مورد توجه قرار داد.
وی تصریح کرد: در واقع همکاریهای دو، سه و یا چند جانبه در یک ماه اخیر و همچنین آغاز فعالیت کریدور پاکستان با ایران و آسیای مرکزی خود نمونهای از همکاریهای سه جانبه و آغاز نوینی در همکاریهای چندجانبه است.
چشم انداز نامطمئن بنادر امارات برای ایران
این کارشناس ارشد مسائل منطقه همچنین بیان کرد: در شرایط کنونی استفاده از بنادر پاکستان به ویژه کراچی بیش از پیش مد نظر مقامات دو کشور است؛ از سوی دیگر چالشی که امارات با ایران دارد چشم انداز نامطمئنی را در بخش اقتصادی ایجاد میکند. در این زمینه به نظر میرسد نگاه جدیتر به جایگزین کریدورها باید داشت و بنادر پاکستان میتواند به جای امارات مورد توجه باشد.
رمضانی بونش خاطرنشان کرد: راه اندازی کریدورهای جدید، مسیرهای نوین ارتباطی چند جانبه و همچنین راه اندازی راهاهن زاهدان ـ چابهار، همه بیانگر این است که ایران و پاکستان تلاش میکنند روابط و مسایل ترانزیت و گسترش روابط اقتصادی را در حوزههای نوین توسعه دهند.
وی درباره پایدار بودن این مسیرها برای مراودات اقتصادی و تجاری اظهار کرد: مسلما نتیجه جنگ و پایان بحران در خلیج فارس و دریای عمان و همچنین نتایج منفی یا مثبت در مذاکرات و نتیجه پایان آتش بس و یا هر سناریویی برای آینده در این مساله تاثیرگذار خواهد بود، اما اگر روند کنونی ادامه داشته باشد و شاهد تداوم حملات آمریکا و اسرائیل به ایران باشیم احتمالا نقش پاکستان در زمینه ترانزیت و تجارت خارجی با ایران بیشتر خواهد شد.
پاکستان؛ تنها هاب ترانزیتی نخواهد بود
این پژوهشگر ارشد مسائل منطقه همچنین افزود: البته اگر شاهد آتش بس دائمی یا الگویی از هر نوع تفاهمی که به تثبیت و برگشت شرایط به وضعیت پیشین منجر شود، باشیم متقابلا شاهد افزایش نقش پاکستان به صورت گام به گام و تدریجی در سیاست خارجی خواهیم بود، اما این را هم باید مدنظر داشت که پاکستان تنها هاب ترانزیتی منطقه نیست.
همکاری با همسایگان و ایجاد دالانهای ارتباطی فی نفسه اقدام مطلوبی است، شاید لازم بود خیلی پیشتر ایران به این مساله فکر میکرد و زیرساختهای ارتباطی خود با کشورهایی مانند پاکستان یا روسیه را بهبود میبخشید. در مورد روسیه با توجه به اینکه راه ارتباطی از مسیر جمهوری آذربایجان میگذرد و از سویی ارتباط نزدیک باکو و رژیم صهیونیستی شاید اطمینان لازم وجود نداشته باشد. علاوه بر این با کشورهایی مانند ترکیه یا عراق نیز زیرساختهای خوبی ایجاد شده که نیازمند اصلاح جدی هستند.
در هر حال، معادلات پیچیده غرب آسیا اگر چه در ظاهر شرایط را برای جمهوری اسلامی ایران سخت و دشوار کرده، اما از این مساله غفلت دارند که موقعیت استراتژیک و جغرافیایی ایران به گونهای است که نه تنها مزیت دو چندانی را برای کشور فراهم میکند تا از فشارها و محدودیتهای تحریمی بکاهد، بلکه کریدورها و مسیرهای ترانزیتی ایجاد شده ضمن تاثیر بر تعاملات اقتصادی، ثابت میکند با وجود اثرگذاری سوء بر اقتصاد و تجارت کشور، اما ایران قابل محاصره نیست،
علاوه بر این فراموش نکنیم، اگر چه مسیرهای زمینی و ریلی مطلوب و مهم هستند و به گفته کارشناسان میتوانند 40 درصد از نیازها را تامین کنند، اما طبیعتا نمیتواند برای مدت طولانی جایگزین حمل و نقل دریایی شود یا جای آن را پر کند.