نورنیوز- گروه اجتماعی: از سخنان مقامات ارشد اجرایی کشور برمیآید که تابستان ۱۴۰۵ برای ایران، فقط یک فصل گرم نیست؛ بلکه «دورهای سخت برای تأمین انرژی» است. محمدرضا سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی انرژی درباره وضعیت انرژی کشور گفته است:« واقعیت این است که بخشی از شبکه گاز و سوخت کشور آسیب دیده و جبران آن نیازمند زمان و منابع مالی قابل توجه است. بازگشت برخی ظرفیتهای آسیبدیده بین ۱۸ ماه تا دو سال زمان میبرد. حتی در صورت تأمین کامل منابع مالی و امکانات، تابستان امسال دورهای دشوار برای بخش انرژی خواهد بود؛ زیرا بخشی از ظرفیت گاز، بنزین و گازوئیل کشور آسیب دیده است.» وزیر نیرو هم درباره وضعیت منابع انرژی کشور سخنانی قریب به این مضمون گفته است. علاوه بر آنها شخص رئیسجمهور هم با تازگی چندبار در سخنانی صریح یا کنایی از وضعیت شکننده پایداری انرژی در کشور سخن گفته و ضرورت همکاری مردم در صرفهجویی را یادآور شده است.
میدانی برای تابآوری اجتماعی
واقع مطلب این است که تابستان پیشرو، آزمونی برای سنجش «تابآوری ملی» در عبور موفق از یکی از بحرانهای ناشی از تجاوز دشمن است. کشوری که هنوز از کمند جنگ ۴۰ روزه و تجاوز آمریکا و اسرائیل رها نشده، اکنون با فشار مضاعف بر زیرساختهای انرژی، محدودیتهای تجاری، اختلال در برخی مسیرهای تأمین و تشدید ناترازی برق و گاز مواجه است. در چنین شرایطی، مسئله صرفهجویی، نه یک توصیه اخلاقی یا اقتصادی، بلکه بخشی از الزامات «امنیت ملی» و حتی نوعی کنش مقاومتی در برابر راهبرد فرسایشی دشمن محسوب میشود.
در ماههای اخیر، مسعود پزشکیان و شماری از مسئولان دولت بارها از مردم خواستهاند که مدیریت مصرف انرژی را جدی بگیرند. رئیسجمهور صراحتاً گفته است که «امروز صرفهجویی یک اقدام جنگی و مقاومتی است» و از ۳۰ میلیون مشارکتکننده در پویش «جانفدا» خواسته برای کمک به کاهش مصرف برق و گاز به میدان بیایند. او حتی خواستار مشارکت مساجد در اجرای موفق صرفهجویی انرژی شده است.
این سخنان مکرر و مؤکد را نباید صرفاً در حد یک دعوت تبلیغاتی فهمید. واقعیت آن است که جنگ اخیر، فقط یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه تلاشی برای فرسوده کردن ظرفیت اقتصادی و اجتماعی ایران نیز به شمار میرفت. یکی از اهداف اصلی چنین جنگهایی، ایجاد اختلال در زندگی روزمره مردم است؛ از بنادر و زنجیره تجارت گرفته تا برق، سوخت، حملونقل و معیشت. دشمن به خوبی میداند که خاموشیهای گسترده، قطع برق صنایع، اختلال در تأمین انرژی و افزایش نارضایتی عمومی میتواند به اندازه یک حمله نظامی مؤثر باشد.
از همین منظر است که پزشکیان هشدار داده دشمن میکوشد با فشار بر زیرساختها و محاصره اقتصادی، رضایت اجتماعی را به نارضایتی تبدیل کند. البته صرفهجویی همیشه یک فضیلت عقلانی و اقتصادی بوده است. هیچ کشوری،حتی ثروتمندترین دولتهای جهان، مصرف بیضابطه انرژی را تشویق نمیکند. اما تفاوت امسال در این است که ایران در شرایط «عادی» قرار ندارد. اکنون هر کیلووات برق و هر مترمکعب گاز، فقط یک منبع مصرفی نیست؛ بخشی از توان ملی برای عبور از یک مرحله حساس تاریخی است. اگر مردم بتوانند تنها اندکی الگوی مصرف خود را اصلاح کنند، فشار از روی شبکه برق برداشته میشود، صنایع کمتر دچار خاموشی میشوند، تولید آسیب نمیبیند و دولت مجبور نمیشود به سمت محدودیتهای شدیدتر برود. خود رئیسجمهور نیز به همین نکته اشاره کرده و گفته اگر مردم همراهی کنند، دیگر نیازی به قطع برق و گاز صنایع نخواهد بود؛ زیرا توقف تولید مستقیماً معیشت جامعه را هدف قرار میدهد.
در این میان، نکته مهم دیگری نیز وجود دارد؛ جنگ اخیر نشان داد که «سرمایه اجتماعی» مهمترین پشتوانه کشور است. همان مردمی که در روزهای بحران، امنیت روانی جامعه را حفظ کردند و اجازه ندادند کشور وارد آشوب و بیثباتی شود، اکنون میتوانند در جبهه انرژی نیز نقشآفرین باشند. به همین دلیل است که دولت بر ظرفیت مساجد، محلات، گروههای مردمی و پویشهای اجتماعی تأکید میکند. این نگاه، صرفاً مدیریتی نیست؛ بلکه مبتنی بر این واقعیت است که عبور از بحرانهای بزرگ، بدون مشارکت اجتماعی ممکن نیست.
مصرف، مؤلفهای در امنیت ملی
شاید در نگاه نخست، خاموش کردن چند چراغ اضافی، تنظیم دمای کولر، کاهش مصرف وسایل پرمصرف یا مدیریت مصرف گاز، اقدام کوچکی به نظر برسد؛ اما وقتی میلیونها خانوار همزمان این کار را انجام دهند، نتیجه آن میتواند معادل ساخت چند نیروگاه بزرگ باشد. پزشکیان حتی به موضوع اصلاح تجهیزات سرمایشی اشاره کرده و گفته تعویض موتورهای فرسوده کولرهای آبی میتواند هزاران مگاوات صرفهجویی ایجاد کند. این همان نقطهای است که «مصرف» به یک مسئله راهبردی تبدیل میشود. در جهان امروز، جنگها فقط در میدان نبرد رخ نمیدهند؛ بلکه در اقتصاد، رسانه، انرژی و حتی سبک زندگی جریان دارند. کشوری که بتواند در شرایط فشار، مصرف خود را هوشمندانه مدیریت کند، عملاً بخشی از نقشه دشمن برای فرسایش داخلی را خنثی کرده است.
در عین حال، این واقعیت نیز باید پذیرفته شود که مسئولیت بحران انرژی فقط بر دوش مردم نیست. دولت نیز موظف است با شفافیت، عدالت و برنامهریزی دقیق عمل کند؛ از اصلاح شبکه فرسوده و مقابله با هدررفت انرژی گرفته تا توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، کنترل مصرف دستگاههای دولتی، مقابله با استخراج غیرقانونی رمزارز و بهینهسازی صنایع. دعوت مردم به صرفهجویی زمانی اثرگذار خواهد بود که جامعه احساس کند حاکمیت نیز در حال اصلاح الگوی مصرف و مدیریت منابع است.
با این حال، حتی اگر همه نقدها به سیاستگذاری انرژی را بپذیریم، باز هم اصل مسئله تغییر نمیکند: ایران در یکی از حساسترین تابستانهای سالهای اخیر قرار گرفته و عبور کمهزینه از آن، بدون همکاری عمومی ممکن نیست. در چنین شرایطی، صرفهجویی فقط پایین آوردن رقم قبض برق نیست؛ نوعی مشارکت در حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی کشور است. همانگونه که در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، مردم با کوپن، خاموشی و محدودیت کنار آمدند تا کشور سرپا بماند، امروز نیز مدیریت مصرف میتواند بخشی از همان فرهنگ مقاومت ملی باشد؛ مقاومتی که این بار نه در سنگرهای نظامی، بلکه در خانهها، مغازهها، ادارات و سبک زندگی روزمره معنا پیدا میکند.
نورنیوز