نورنیوز-گروه بین الملل: «عبدالباری عطوان» تحلیلگر مشهور عرب در یادداشتی در روزنامه مستقل رای الیوم نوشت: حمله پهپادی رژیم صهیونیستی برای ترور «احمد غالب بلوط»، فرمانده نیروی رضوان حزب الله در حملهای به ساختمانی در ضاحیه جنوبی بیروت، تلاشی ناامیدانه و نمایشی برای سرپوش گذاشتن بر خسارات انسانی و سیاسی وارده به دولت اشغالگر اسرائیل بود. این خسارات ناشی از موشکها و پهپادهای حزبالله است که بیوقفه اهداف استراتژیک اسرائیل را بمباران کردهاند و تانکهای مرکاوا، بولدوزرها و نفربرهای زرهی متعددی را منهدم کرده و تلفات قابل توجهی به بار آوردهاند.
برای توضیح بیشتر، به سه تحول کلیدی اشاره میکنیم که به اعتقاد ما حاوی حقایق قابل توجهی هستند و میتوانند توضیحات و پاسخهای بیشماری به بسیاری از اسرار پیرامون آخرین فصلهای تجاوز آمریکایی-اسرائیلی علیه لبنان ارائه دهند:
اول: یک گزارش خبری تلویزیونی از شبکه مشهور آمریکایی NBC که اوایل صبح پنجشنبه پخش شد، تأیید کرد که تغییر ناگهانی دونالد ترامپ در ادامه «عملیات آزادی» برای تخلیه اجباری ۱۶۰۰ کشتی و نفتکش سرگردان در تنگه هرمز، نتیجه تصمیم رهبری عربستان سعودی برای جلوگیری از استفاده ارتش آمریکا از پایگاههای نظامی و حریم هوایی این کشور در هرگونه حمله به ایران در تنگه هرمز یا هر یک از شهرها یا سرزمینهای آن بوده است.
دوم: رهبری عربستان سعودی که نفوذ قابل توجهی در لبنان دارد، به طور فعال تلاش کرده است تا مقامات لبنان را از عادیسازی روابط با دولت اشغالگر اسرائیل و امضای «توافقنامه صلح» با آن باز دارد. منابع لبنانی تأیید کردند که این اقدام منجر به تعویق یا حتی تعلیق دیدار پیشبینیشده بین «ژوزف عون»، رئیسجمهور لبنان و «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل، در کاخ سفید در روزهای آینده شد. این تعلیق و شاید لغو آن، از سوی «نواف سلام»، نخستوزیر، غافلگیرکننده بود که اظهار داشت بحث در مورد این دیدار زودهنگام بوده و نیاز به آمادگی گسترده دارد. کاملاً مشخص است که سلام از جمله مشتاقترین طرفداران این دیدار و از مدافعان اصلی برگزاری هرچه سریعتر آن، بهویژه در مورد هماهنگی با ارتش اسرائیل برای خلع سلاح حزبالله است.
سوم: تماس تلفنی «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، از پکن، جایی که او به همراه شاهزاده «فیصل بن فرحان»، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، پس از دیدار عراقچی با رهبری چین، تنها چند روز قبل از ورود ترامپ به چین، انجام شد، نشان میدهد که در این مذاکرات در مورد درگیری و تنشهای ایران و آمریکا، نتایج قابل توجهی حاصل شده است. انتقال این نتایج به رهبری عربستان سعودی ضروری بود و نشان دهنده هماهنگی مداوم عربستان و ایران در مورد این موضوع است.
نکته دیگری که برخی منابع ایرانی به آن اشاره کردهاند و تأیید نشده، این است که عراقچی مراتب قدردانی و تشکر رهبری خود را از موضع عربستان سعودی مبنی بر امتناع از باز کردن حریم هوایی و پایگاههای عربستان برای حمله به ایران در راستای اجرای «پروژه آزادی» ترامپ ابراز داشته است.
شاید قضاوت عجولانه یا اغراق در اهمیت این تحولات، زودهنگام باشد. اگر صحت آن تأیید شود، با توجه به اهمیت و پیامدهای آن برای منطقه - و نمیتوانیم آن را رد کنیم، همانطور که میگویند، «هر جا دود باشد، آتش هم هست» - و با توجه به وقایع جاری در منطقه خلیج فارس، به طور خاص، واضح است که هیچ سیاست واحدی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در مورد تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود ندارد. عربستان سعودی تحت فشارهای قابل توجه اسرائیل و آمریکا برای عادیسازی روابط با دولت اشغالگر اسرائیل قرار گرفته است، اما حداقل هنوز تسلیم نشده است.
این احتمالات محتمل هستند: حفظ کانالهای ارتباطی با ایران و جلوگیری از استفاده ایالات متحده از پایگاهها و حریم هوایی عربستان در تجاوز خود علیه ایران. نباید فراموش کنیم که چگونه رهبری سعودی به چین روی آورد، روابط خود را تقویت کرد و حتی از رئیس جمهور چین دعوت کرد تا به ریاض سفر کند، جایی که از او به گرمی استقبال شد. سه اجلاس برای او برگزار شد: اولین اجلاس دوجانبه عربستان و چین، دومین اجلاس چین و کشورهای خلیج فارس و سومین اجلاس اعراب و چین، به عنوان پاسخی به اختلاف بین عربستان سعودی و دولت بایدن در زمان قدرت.
همچنین نباید نقش عربستان در ایجاد اوپک پلاس با هماهنگی شخص رئیس جمهور پوتین، در برابر فشار آمریکا برای افزایش تولید و کاهش قیمت نفت را فراموش کنیم.
تنگه هرمز که برای هزارهها کاملاً باز مانده است، اکنون هدف تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار گرفته است. این تجاوز نه تنها شکست آمریکا و اسرائیل را در دستیابی به هیچ یک از اهدافشان - به ویژه سرنگونی نظام ایران و از بین بردن قدرتمندترین سلاحهای آن، یعنی برنامه هستهای و صنایع پیشرفته موشکی و پهپادی آن - بلکه ناتوانی و شاید عدم تمایل آنها را برای محافظت از متحدان و میزبانان پایگاههای نظامی خود در خلیج فارس نیز ثابت کرده است.
خلاصه اینکه، ما از نزدیکی اسلامی و منطقهای اعراب و ایران و اتحاد صفوف علیه دولت فتنهانگیز، تجاوزگر، سلطهجو، تجزیهطلب و غاصب سرزمین که همان دولت اشغالگر اسرائیل است، حمایت میکنیم. امیدواریم که موضع عربستان سعودی و اکثر کشورهای عربی به سمت مقابله و از بین بردن این اشغالگری و فتنه آن تکامل یابد و در نتیجه به امنیت و ثبات منطقه منجر شود. این یک خواسته غیرممکن نیست؛ ما معتقدیم که این امر ممکن و بسیار نزدیک است. زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.