نورنیوز-گروه سیاسی: به اعتبار این نظرسنجی، میتوان ادعا کرد که اکثریت مردم ایران در درجه نخست خواهان حل معضلات ملموس اقتصادی هستند تا تاکید بر نوعی حق انتزاعی که نتیجه پیگیری آن نامشخص و احیانا ممکن است زیانبخش به لحاظ اقتصادی باشد. به سخن دیگر، به صرافت دریافتهاند که وظیفه قدرت سیاسی حاکم در حال حاضر، در درجه نخست، فراهم آوردن شرایط لازم برای گشودن گرههای معیشتی ناشی از تحریمهای اقتصادی انباشتهشده طی دهههای اخیر است؛ گرههایی که زندگی روزمره اکثریت قریب به اتفاق مردم را دچار معضلات جدی و نگرانکننده کرده است.
در هر صورت، این نظرسنجی نشان میدهد که اولویت مردم بیش از آنکه شعارهای انتزاعی و آرمانخواهانه باشد، بهبود بخشیدن به شرایط زندگی معمولی است. در واقع، مردم ایران این پیام روشن را به مسوولان نظام سیاسی کشور و البته مذاکرهکنندگان میرسانند که محور اصلی مذاکرات باید منافع ملی باشد. مضافا اینکه نباید فراموش کرد که صرف عضویت ایران در NPT (پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای) به معنی به رسمیت شناختن حق برخورداری کشور ما از صنعت انرژی صلحآمیز هستهای است. به سخن دیگر، متوقف کردن غنیسازی اورانیوم برای هر مدتی که منافع ملی امروز ایران ایجاب میکند، به هیچ وجه به معنای محروم کردن کشور از صنعت هستهای نیست. متاسفانه برخی جریانهای سیاسی در کشور ما که در اقلیت محض قرار دارند (بنا به شواهد متعدد، از جمله نظرسنجی مورد اشاره در فوق) تلاش میورزند، خلاف این واقعیتها را برای افکار عمومی القا کنند و توقف موقتی غنیسازی یا هرگونه کوتاه آمدن در این خصوص را به غلط نشانه شکست یا تسلیم در مذاکرات به حساب میآورند.
جای بسی تاسف و البته نگرانی است که این اقلیت سیاسی، به هر دلیلی که منطق آن برای عامه مردم روشن نیست، انحصار رسانه ملی را در اختیار خود دارد و عملا و عمدتا مانع طرح و تعاطی اندیشههای متفاوت برای روشن شدن موضوع برای افکار عمومی میشود. در این روزهای سخت و تاریخسازِ ایران عزیز، متولیان امر و به تبع آنها مذاکرهکنندگان در معرض آزمون سختی قرار گرفتهاند. هر تصمیم نادرست مبتنی بر تعصب و جزماندیشی ممکن است موجب خسرانهای عظیم برای ایران امروز و نسلهای آینده شود. متولیان امر باید کلاه خود را قاضی کنند، دو دهه پافشاری بر «حق مسلم»، با در محاق قرار دادن منافع ملی، چه دستاورد اقتصادی و سیاسی برای کشور ما داشته است؟ اکنون زمان تصمیمات سخت است، سخت از این رو که نباید اسیر مسیر طیشده و شعارهای انتزاعی آرمانگرایانه باقی ماند. مذاکرات، میدان انتقامگیری هرچند بحق نیست، بلکه عرصه چانهزنی برای تامین حداکثر منافع ملی قابل تصور و امکانپذیر است.
نباید از نظر دور داشت که به نتیجه رسیدن مذاکرات و رسیدن به هرگونه توافقی که مانع ادامه جنگ شود، احتمالا مخالفانی هرچند اندکشمار، اما پر سر و صدا خواهد داشت. این مخالفان حداقلی ممکن است انگ سازشکاری و تسلیم به مذاکرهکنندگان بزنند. اما منافع ملی و بقا و سربلندی ایران عزیز ایجاب میکند متولیان امر و مسوولان مذاکره از این اتهامات نهراسند و منافع ملی را با عافیتطلبی سیاسی خود در میان برخی جریانهای سیاسی جزماندیش سودا نکنند. تاریخ به نظاره نشسته و آیندگان به دقت داوری خواهند کرد، دلیری منحصر به از جان گذشتن در میدان جنگ نیست، بلکه شاید بالاتر از آن گذشتن از نام در میان برخی دوستان ناآگاه است. تردید نباید داشت که اکنون زمانه بسیار خطیری است، جامعه ما نیازمند سیاستمداران دلیری است که به نام یا به ننگ از ایران عزیز دفاع کنند.
دنیای اقتصاد