نورنیوز- گروه سیاسی: صحنه تحولات در مناسبات ایران و آمریکا مدام در حال تجربه شکلهای جدیدی از فشارهای گوناگون است. ترامپ بیآنکه از ناکامیهای نظامی و سیاسیاش در قبال تهران ظرف دو ماه اخیر درس بگیرد مدام در حال تنگتر کردن حلقههای محاصره است و خیال میبافد که با تقویت هرچه بیشتر راهبرد «فشار حداکثری» به زودی مقاومت ایران را خواهد شکست و شیپور فتح و ظفر را خواهد نواخت. او در این راهبرد بیرحمانه تقریباً از هیچ امکانی فروگذار نکرده است. آنچه امروز ایران با آن مواجه است، فقط مجموعهای از نوسانات بازارها، اختلالات تجاری یا دشواریهای معمول ناشی از تحریم نیست. نشانهها حکایت از آن دارند که فشارهای خارجی وارد مرحلهای پیچیدهتر شدهاند؛ مرحلهای که در آن هدف، صرفاً محدودسازی ظرفیتهای حکمرانی یا امتیازگیری سیاسی نیست، بلکه فرسودهسازی جامعه و انتقال هزینه تقابل از سطح ساختار رسمی به متن زندگی مردم است.
در این الگوی راهبردی، ابزارها شناختهشدهاند اما کارکرد آنها تغییر کرده است. محدودیت در فروش نفت، مسدودسازی جریان تبادلات دریایی، اخلال در مسیرهای بانکی، سختسازی تجارت خارجی، التهاب در بازار ارز و همزمان نبرد ادراکی از مسیر بازیهای رسانهای، همه اجزای یک سازوکار همزمان و واحدند. این سازوکار میکوشد شهروند ایرانی فشار را نه در فقط در سطح تحلیلهای سیاسی، بلکه در فرایند عادی زندگی و در خرید روزانه، اجاره مسکن، نگرانی نسبت به آینده، دشواری درمان و نااطمینانی روانی لمس کند.
وقتی فشار اقتصادی به احساس ناامنی اجتماعی تبدیل شود، طراحان آن راهبرد به هدف اصلی خود نزدیک شدهاند. زیرا جامعهای که دچار فرسایش روانی شود، سرمایه اجتماعیاش کاهش مییابد، اعتماد عمومی آسیب میبیند و توان ملی برای عبور از بحران تضعیف میشود. از همین رو، درک شرایط موجود نیازمند عبور از تحلیلهای سطحی و دیدن چیزی است که امروزه در مطالعات راهبردی به «کلان تصویر» یا همان نمای درشت و دور، مشهور است: ایران با نوعی جنگ ترکیبی روبهروست که نظام اقتصادی، ساخت سیاسی، انسجام اجتماعی، و نهایتاً روان فردی شهروندان را همزمان هدف گرفته است.
در چنین وضعیتی، نخستین ضرورت، بازتعریف و بازسازی رابطه دولت و مردم است. گام اول در این بازسازی را باید حاکمیت بردارد. جامعه در شرایط فشار، بیش از هر چیز به دانستن نیاز دارد. پنهانکاری، ابهام و اطلاعرسانی قطرهچکانی، نااطمینانی را تشدید میکند و میدان را به شایعه و عملیات روانی واگذار میسازد. مردم باید بدانند کشور با چه محدودیتهایی مواجه است، چه مخاطراتی پیش روست و چه برنامهای برای مدیریت بازار ارز، تأمین کالاهای اساسی، دارو، انرژی و حفظ ثبات معیشتی وجود دارد.
درست است که رسانههای فعال در کشور، مدام در حال تولید اطلاعات در این موضوعات هستند اما چیزی که میتواند نیاز عمومی و فراگیر مردم به «دانستن» را ارضا کند، حرف زدن مقامات و مسئولان ارشد با مردم است؛ حرف زدنی صادقانه، شفاف، واقعبینانه، اقناعکننده و امیدآفرین. صداقت با افکار عمومی، امتیاز دادن نیست؛ یک ابزار راهبردی برای حفظ تابآوری ملی است. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که جامعه اگر احساس کند حقیقت با او در میان گذاشته میشود و بار بحران عادلانه توزیع میشود، توان تحمل دشواریها به شکل محسوسی افزایش مییابد.
مرتبط با همین ضرورت حرفزدن با مردم، موقعشناسی و مسئولیتپذیری افراد تریبوندار و نیروهای سیاسی و رسانهای در مقام خطابه و سخنگویی است. شرایط فعلی، بدترین زمان ممکن برای دامن زدن به رقابتهای فرسایندهی سیاسی، تسویهحسابهای جناحی، سخنان هیجانی و تشدید دوقطبیها است. هر نزاع داخلی که امید عمومی را کاهش دهد، یا دوقطبی جدیدی را شکل بدهد، عملاً بخشی از فشار بیرونی دشمنان را تکمیل میکند. اختلافنظر طبیعی است، اما منازعه بیمحابا آنهم با استفاده از تریبونهای عمومی قطعاً خطای مهلک راهبردی است. وقتی فلان خطیب روحانی که از طریق برنامههای صداوسیما شهرتی مضاعف کرده در سخنانی بیپروا از ضرورت اعدام برخی مسئولان سابق سخن میگوید، یا فلان چهره روحانی در قالب نقد وضعیت حجاب، شعار مرگ سر می دهد و تهدید به مقابله قهرآمیز میکند، نتیجهای که در درجه اول به بار میآورد، شکاف در صف واحد مردمی است که مسألهی اول و اصلیشان مهار و خنثی سازی جنگ ترکیبی دشمنان است. چنین سخنان نابهنگام و غیرمسئولانهای، مصداق همان خطای مهلک راهبردی هستند.
به موازات این ضرورت، تمرکز نهادهای حاکمیت بر عدالت اقتصادی، حمایت هدفمند از طبقات آسیبپذیر و مقابله با مفسدان و سوءاستفادهکنندگان از شرایط نامطلوب اقتصادی، از اهمیت فراوانی برخوردار است. اگر فشار خارجی به شکل نامتوازن بر دوش اقشار ضعیف تخلیه شود، انسجام اجتماعی آسیب جدی میبیند. سیاست حمایتی کارآمد، کنترل رانت، مهار سوداگری و اولویتبخشی به معیشت مردم، صرفاً سیاست اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت ملی است. قوه قضاییه که این روزها در صدور احکام قاطع برای متهمان امنیتی شدت عمل به خرج میدهد، باید با فعال کردن مدعی العموم در قبال برهم زنندگان امنیت اقتصادی کشور در حوزه هایی مثل خودرو و طلا و ارز، عرصه را بر جولان این عناصر سودجو و ثروتاندوز تنگ کند.
ایران در مقطعی حساس وبلکه در حساسترین موقعیت خود در تاریخ نیم قرن اخیر قرار دارد. پاسخ به این مرحله نه صرفاً در میز مذاکره تعیین میشود و نه فقط در بازار اقتصاد و معیشت. پاسخ اصلی در کیفیت حکمرانی داخلی، میزان مواجهه شفاف و روشنگر و صادقانه با مردم، و توان جامعه برای حفظ آرامش و امید شکل میگیرد. فشار حداکثری آمریکا زمانی ناکام میشود که جامعه احساس تنهایی نکند و ساختار تصمیمگیری، شفافیت و گفتوگو را به راهبرد اصلی حکمرانی تبدیل کند. سخن گفتن مستمر و مداوم مسئولان با مردم، ضامن استحکام حکمرانی است.
نورنیوز