نورنیوز-گروه سیاسی: ادامه داستان را به روایت آیتالله خامنهای بخوانید: «هفته بعد در روز جلسه یکی از دانشجوها گفت من به مطلبی که هفته گذشته فلانی گفت، میخواهم اعتراض کنم؛ گفتیم اعتراض کن. گفت ایشان گفتند شعار نه حرف است، نه عمل؛ درحالیکه اتّفاقاً شعار هم حرف است، هم عمل. حرف است، برای خاطر اینکه یک کلمه است و مضمون مهمّی دارد؛ بله، یک جمله است لکن نشاندهنده یک مجموعه مضمون و محتوا است؛ بنابراین شما که اهل حرفید - ما اهل حرف بودیم؛ حرف میزدیم، بیان میکردیم - این حرف را باید مغتنم بشمرید و امّا عمل است، برای خاطر اینکه برانگیزاننده است؛ شعارها انسانها را در صحنه میآورند، اینها را بسیج میکنند، جهت میدهند؛ پس عمل است. بله، برخلاف گفته استاد - بنده را میگفت - که گفتند شعار نه حرف است، نه عمل؛ شعار هم حرف است، هم عمل. آن جوان دانشجویی که آن روز این حرف را زد، امروز یکی از مسئولین کشور است که همه شماها او را میشناسید. من نشسته بودم آنجا و آماده بودم برای صحبت؛ وقتی گوش کردم، گفتم حق با این آقا است، راست میگوید؛ شعار هم حرف است، هم عمل است.»
خاطرم نیست رهبر شهید با چه قصد و نیتی این خاطره را چندمرتبه تعریف کردند؛ اما این روزها که ایران درگیر یکی از بزرگترین کارزارهای موجودیتی تاریخ خودش است و دامنه جنگ از موشک، پهپاد و نیروی نظامی و امنیتی تا کف خیابان و ذهنیت اجتماعی را در برمیگیرد، توجه به معنای این خاطره گرهگشاست.
درباره بعد نظامی و تحولات میدانی جنگ تحلیلهای مختلفی وجود دارد، چه آنکه پنجه در پنجه شدن با پرخرجترین ارتشهای جهان که اساساً برای حفظ و بسط قدرت از سلاح زور استفاده میکنند، کار پیچیده و سختی است. آن هم با همه محدودیتهای فنی و تکنولوژیکی که در طول چند دهه قبل به ایران تحمیل شد و برای چنین روزی برنامهریزی عمیقی کردند. بااینوجود در صحنه عمل، ضربات مهم و دردناکی که نیروی دفاعی ایران به دشمن وارد کرد موجب شد توقف آتش بهصورت موقت رخ دهد. اما بُعد دوم جنگ در صحنه اجتماعی که در مرحله پیشاآتش نظامی در واقعه بسیار پیچیده دی 1404 کلید خورده بود، در صحنه نبرد با مدیریت و نقشآفرینی مستقیم ترامپ عملیاتی میشد و در مرحله کنونی سطح درگیری در بعد سیاسیاجتماعی ارتقا پیدا کرده است. عملیات مهندسی شده دولت آمریکا برای شکستن جبهه واحد ایران چه در سطح حاکمیت و چه در سطح مردمی با طرح بحث «اختلاف در سطح عالی نظام» درباره مذاکرات و وجود «دوگانگی قدرتمند» پیرامون میزان امتیازات رخنمایی کرد. ترامپ بالای 20 مرتبه از وجود اختلاف در ایران سخن گفته و بهشدت از وجود دو دیدگاه در رأس کشور استقبال کرده است.
همزمان با بعضی کجسلیقگیهای سیاسی متأسفانه «کد کشی» به نفع روایت ترامپ در صحنه سیاسی داخلی انجام شد و بخشی از ساخت قدرت متهم به ایستادگی مقابل سیاست نظام و رهبری شد بهطوری که نگرانی غیرقابلوصفی در صحنه اجتماعی و بدنه عظیم مردمی دیده شد. این نگرانی متأثر از این شایعه بود که برخی صاحبان کرسی تصمیمگیری به کلان ایده رهبر انقلاب عمل نمیکنند؛ یعنی همان روایت ترامپ. در واکنش به این فضاسازی خیلی زود نشانه وفاداری ارکان قدرت به رأس نظام از طرف مسئولان به جامعه داده شد و برخی گفتوگوها و مطالب تحلیلی هم گفته یا نوشته شد.
اما آن نظام استدلالی درباره یکپارچگی سیاسی و اجتماعی بدون حرکت دستگاه تبلیغاتی در خیابان اثرگذاری نداشت. به همین دلیل شعارهای ساخته شده در یک هفته اخیر در خیابانها و ایجاد حس «برانگیزاننده» اجتماعی با آنها یکبار دیگر نشان داد «شعار»ها چگونه بر ناامیدی رادیکالیسم غلبه کرده و چگونه صورتبندی عقلانیت انقلابی را بر ذهن جامعه و قلب انسانها حک میکنند. مرکز نشر این شعارهای وحدتبخش و مؤثر میدان انقلاب تهران است، جایی که هم اثر نمادین دارد و هم محتوا را با ضریب نفوذ بالا در جامعه پخش میکند. این واقعیت میدانی در خیابان که «امر فرمانده» را امر نهایی و همه ایران را در عمل به آن یکپارچه نشان میدهد، بهغایت یک جهاد رسانهای با کیفیت است. بازخوانی هنرمندانه سرود وحدت دهه 60 با استفاده از جمعیت چشمگیر و ساختن شعارهای هوشمندانه در دفاع از رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای و عمل به دستورات ایشان دستکم سه خصوصیت منحصربهفرد دارد:
یکم: یک حرکت ایجابی مؤثر در دفاع از وحدت موردتأکید رهبری است.
دوم: امکان و فضا برای شعارهای وحدتشکن بهطورکلی از بین میرود.
سوم: پاسخ هنرمندانه به تک ترامپ است.
حالا آن خاطره از رهبر شهید معنای عجیبتری پیدا میکند، ما در لحظه و نقطهای از تاریخ هستیم که «شعار هم حرف است و هم عمل»، جایی که شعارها رادیکالیسم حاصل از بیتوجهی به موقعیت تاریخی را شکست میدهند. بیش باد!
فرهیختگان