نورنیوز- گروه سیاسی: ظرف روزهای اخیر و مشخصاً پس از شروع مذاکرات اسلامآباد، یک اتفاق سیاسی- رسانهای در کشور رخ داد که برای ناظران روندهای سیاسی سئوالبرانگیز و تاحدودی چالشساز شد. برخی فعالان سیاسی و نظامی که بعضاً صاحب سمتهای نمایندگی مجلس هم هستند، نقلقولهایی بسیار مهم و حتی تعیینکننده از مقام معظم رهبری مطرح میکنند بی آنکه درباب منبع این نقل قولها روشنگری کرده باشند. در این چارچوب، طی چند روز گذشته، مثلاً یک نماینده مجلس در قالب یک فایل صوتی، به نقل از رهبری مدعی شده است که تیم مذاکره کننده مجاز به طرح موضوع هستهای در خلال نشست اسلامآباد نبوده است. چنین انتسابها و نقل قولهایی بیآنکه اشارهای به منبعشان شود با قطعیتی مشهود مطرح شد و البته سئوالاتی در اذهان ایجاد کرد.
طبیعی است که فعالان سیاسی خصوصاً آنها که در مصادر و مناصب رسمی اشتغال دارند مجازند تحلیلهای شخصی خود را در رسانهها و بسترهای اطلاعرسانی مطرح و منتشر کنند. فضای سیاسی کشور خصوصاً در ایام پرخبر کنونی مشتاق تحلیلها و خبرهای مرتبط با جنگ و تحولات آتشبس است. به این اعتبار باید از تمام کسانی که در چرخه اطلاعرسانی و تحلیلگری ورود میکنند و با روشنگری در این زمینه، به نیاز عمومی مردم پاسخ میدهند سپاسگزار بود. اما در خلال این فریضه رسانهای، گاه سخنانی به مقامات عالی و ارشد نظام منتسب میشود که به دلیل ابهام در منبع و اصالت آن، ممکن است نقض غرض شده و به جای روشنگری، برای مردم ابهام آفرینی و اغتشاش ذهنی در پی داشته باشد.
در هر نظام سیاسی، سخنان عالیترین مقام کشور فقط یک اظهار نظر معمولی نیست؛ بلکه بخشی از جهتگیری رسمی، سیگنال حکمرانی و در مواردی تعیینکننده مسیر تصمیمات راهبردی ملی است. به همین دلیل، نسبت دادن هر جمله، توصیه، مخالفت یا موافقت به چنین جایگاهی، امری بسیار حساس، اثرگذار و دارای تبعات داخلی و خارجی است. گفتن ندارد که مسئله صرفاً صحت یا عدم صحت یک نقل قول نیست؛ مسئله مهمتر، نظاممند بودن انتشار این نظرات و نقلقولها و رعایت انضباط سیاسی و البته رسانهای در بازگویی آنهاست. این نقل قولها، حتی اگر دقیق و اصیل و واقعی هم باشند، وقتی خارج از مجاری رسمی سازوکارهای مدون و بدون امکان راستیآزمایی عمومی منتشر میشوند، میتوانند پیامدهایی فراتر از تصور اولیه گوینده داشته باشند.
نخستین پیامد، ابهام در مرجعیت خبر رسمی است. جامعه باید بداند سخن رسمی مقامات عالی کشور را از کجا دریافت کند: از تریبونهای رسمی، رسانههای معتبر و نهادهای مسئول، یا از اظهارات پراکنده افراد مختلف ولو مسئول؟ اگر هر مقام یا چهره سیاسی خود را راوی خبری از عالیترین مقام کشور معرفی کند، بهتدریج مرز میان خبر قطعی و برداشت شخصی از بین میرود. این وضعیت برای افکار عمومی، نخبگان و حتی دستگاههای اجرایی، تولید سردرگمی میکند.
پیامد دوم، هزینهسازی برای سیاست خارجی و امنیت ملی است. در جهان امروز، هر جمله منسوب به مقام عالی یک کشور، خصوصاً در شرایط بسیار بغرنج و خطیر جنگی، توسط رسانهها، بازارها، بازیگران منطقهای و نهادهای اطلاعاتی رصد میشود. وقتی سخنی با قطعیت به نقل از رهبری درباره موضوع هستهای، تنگه هرمز، تحریمها یا روابط خارجی منتشر میشود، ممکن است بهعنوان موضع رسمی تلقی گردد و واکنشهایی واقعی در پی داشته باشد. در چنین شرایطی، یک اظهار نظر یا نقل قول میتواند اثراتی بسیار بزرگتر از وزن سیاسی گوینده ایجاد کند.
سومین مسئله، تضعیف مسئولیتپذیری نهادها و مقامات رسمی است. اگر تصمیمات کلان کشور دائماً در قالب نقل قولهایی توسط افراد مختلف غیرمسئول توضیح داده شود، جایگاه نهادهای مسئول در ابلاغ تصمیمات و تبیین سیاستها کمرنگ میشود. وزارتخانهها، شوراهای عالی، سخنگویان رسمی و دستگاههای مسئول باید خود پاسخگو و شفاف باشند، نه اینکه فضای سیاستگذاری از طریق «شنیدهها» و «گفته شده است» اداره شود.
البته باید منصف بود. بسیاری از افرادی که چنین نقل قولهایی مطرح میکنند، نیت خیر دارند؛ ممکن است قصدشان دفاع از نظام، توضیح یک تصمیم یا رفع ابهام باشد. اما در سیاست، نیت خوب جایگزین سازوکار خوب نمیشود. حتی خیرخواهانهترین رفتارها نیز اگر خارج از قاعده باشد، میتواند به بینظمی ارتباطی و آشفتگی ادراکی منجر شود.
از همین رو، به نظر میرسد زمان آن رسیده که یک قاعده روشن و حرفهای در این زمینه رعایت شود: هر موضوع راهبردی منسوب به عالیترین مقام کشور، تنها از مسیرهای رسمی، ثبتشده و قابل استناد منتشر شود. اگر مسئولی به بیان دیدگاههای کلان نیاز دارد، بهتر است به سخنان علنی و منتشرشده استناد کند، نه به اطلاعات خصوصی، شنیدههای درونساختاری یا برداشتهای شخصی.
این قاعده، نه محدود کردن افراد است و نه بستن باب گفتوگو؛ بلکه صیانت از اعتبار سخن رسمی است. هرچه جایگاه یک مقام بالاتر باشد، حساسیت انتساب سخن به او هم باید بیشتر باشد. در غیر این صورت، تورم نقل قولها رخ میدهد و جامعه در میان انبوه روایتهای متناقض، دچار فرسایش اعتماد میشود. ایران، اکنون در دورهای حساس، و شاید حساسترین روزهای تاریخ جمهوری اسلامی قرار دارد. در چنین دورهای، حفظ انسجام صدا و صحت روایت رسمی، یک ضرورت غیرقابل تردید است. فقط از این طریق است که می توان مانع اغتشاش ذهنی مخاطب و طبعاً زوال اعتمادش شد. همه فعالان سیاسی، بهویژه آنان که به سطوح بالای قدرت نزدیکاند، باید بدانند که انتساب سخنی به مقام معظم رهبری، حتی اگر انتساب صائبی هم باشد، وظیفه نهادهای مسئول این کار است ولاغیر. رعایت چنین تقسیم کار دقیقی، شرط تأمین مصلحت نظام و ضامن حفظ منافع ملی است
نورنیوز