نورنیوز-گروه سیاسی: ملتی که تا اینجای کار قریب به دو ماه حتی زیر سایه تهدید و بمباران، حاضر به ترک میدان نشد، نشان داد که پیوند میان مردم و نظام سیاسی در ایران از جنسی متفاوت است. برای درک عظمت این حضور، باید سفری به عمق تاریخ داشت و ریشههای این تعلق خاطر را جستوجو کرد.
2- به عنوان نمونه چرا در شهریور ۱۳۲۰، زمانی که قوای بیگانه (انگلیس و شوروی) به مرزهای ایران تاختند و رضاشاه را در چشمبههمزدنی از کشور اخراج کردند، صدایی از مردم بلند نشد؟ چرا وی در لحظه بحران تنها ماند؟ پاسخ در مفهوم «تعلق» نهفته است. رژیم پهلوی محصول کودتا و اراده بیگانه بود و مردم هرگز آن را از آنِ خود ندانستند.
به عبارت دیگر، واکاوی سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، بیش از آنکه یک بحث نظامی باشد، یک کالبدشکافی عمیق در رابطه میان «دولت» و «ملت» است. در حالی که تبلیغات رسمی پهلوی اول، ارتش را دژ استوار میهن و شاه را معمار نوین ایران معرفی میکرد، با نخستین تهاجم قوای متفقین، این عمارت پوشالی در کمتر از چند روز فرو ریخت. نکته حیرتآور، سکوت و حتی شادمانی مردمی بود که شاهد اخراج شاه از کشور بودند.
ریشه این مسئله به کودتای ۱۲۹۹ بازمیگردد. جامعه ایران که هنوز خاطره تلخ استعمار را در حافظه داشت، رژیم پهلوی را نه برآمده از اراده ملی، بلکه محصول دخالت بیگانه میدید. وقتی یک نظام سیاسی بر پایه «کودتا» شکل میگیرد، در ذهن تودهها به عنوان «دیگری» طبقهبندی میشود. از منظر جامعهشناسی سیاسی نیز مردم زمانی برای یک حاکم به میدان میآیند که او را «نماینده ملت» بدانند و نه «گماشته اجنبی».
3- در مقابل، امروز شاهدیم که در برابر جنگ همهجانبه قدرتهای بیگانه علیه جمهوری اسلامی ایران، نه تنها خاک کشور واگذار نمیشود، بلکه مردم با تمام وجود از کلیت نظام دفاع میکنند. این تفاوت ناشی از گفتمان «اسلام ناب» است؛ گفتمانی که امام راحل (رضوانالله تعالی علیه) آن را بنا نهاد،
امام شهید(رضوانالله تعالی علیه) آن را رشد و گسترش داد و امروز تحت هدایت حضرت آیتاللهالعظمی سید مجتبی خامنهای، به بلوغی رسیده که تودههای مردم را از دورترین روستاها تا قلب پایتخت به میدان میکشاند.
4- حضور میدانی اخیر مردم ایران از یک ویژگی منحصربهفرد برخوردار است و آن «تداوم بیسابقه» است. حتی در روزهای پرشور انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ نیز شاهد نبودیم که مردم به مدت دو ماه متوالی، شب و روز و بدون انقطاع در صحنه بمانند.
در آن دوران، حرکتها غالباً در مقاطع خاص و با فواصل زمانی (مانند چهلمها) شکل میگرفت. اما حماسه اخیر، یک «جریان مداوم و پیوسته» است. این حضور شبانهروزی، خیابان را از یک معبر ساده به یک «سنگر تمدنی» تبدیل کرده است. این تداوم نشاندهنده آن است که نسل امروز، نه تنها میراثدار آرمانهای انقلاب اسلامی ۵۷ است، بلکه در مقام اجرا، به سطحی از «تابآوری استراتژیک» رسیده که پیش از این در هیچ کجای جهان تجربه نشده بود.
علاوه بر این، این انتخاب داوطلبانه، حتی در زمانهایی که تهدیدات نظامی و موشکی به اوج خود میرسید، نشاندهنده یک خودآگاهی تاریخی است.
5- تصور باطل دشمن این بود که با پایان یافتن مراسم چهلم رهبر شهید و برقراری آتشبس، شعلههای این حضور فروکش خواهد کرد. اما لبیک مقتدرانه ملت به فراخوان ولی فقیه و
نایب امام زمان(عج) نشان داد که این حرکت نه از روی هیجان، بلکه برخاسته از یک تحلیل عمیق سیاسی و دینی است.
به عبارت دیگر، اتاقهای فکر استکبار، با تکیه بر فرمولهای روانشناسی اجتماعی، تصور میکردند که با فرسایشی شدن حضور و پایان یافتن مراسمهای سوگواری چهلم رهبر شهید، مردم به خانهها بازخواهند گشت. آنها «آتشبس» را ابزاری برای سرد کردن تنور حماسه میپنداشتند. اما آنچه محاسبات آنها را ویران کرد، پیوند ناگسستنی میان «امت و امام» بود.
6- یکی از نقاط عطف این حضور حماسی، مشارکت فعال شهرهای کوچک و روستاهاست. در ادوار پیشین تاریخ ایران، از مشروطه تا انقلاب اسلامی، کانون تحولات عمدتاً در شهرهای بزرگ بود. اما امروز شاهد معجزهای در شهرستانها هستیم که روایت آن در کلمات نمیگنجد. مردم در این مناطق، بدون انتظار برای دریافت بیانیه از شوراها یا نهادهای رسمی، خود صاحب تحلیل شدهاند. آنها شعارهایشان را خود برمیگزینند و خط قرمزهای رهبری را بهتر از هر تحلیلگری میشناسند. این تمرکززدایی، نشاندهنده ریشهدار شدن گفتمان انقلاب اسلامی در عمق جانِ جامعه است.
7- در این میان، چند عامل کلیدی در شکلگیری این نقشآفرینی بیبدیل دخیل هستند که عبارتند از:
*** خون پاک رهبر شهید: شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب، شوکی آگاهیبخش به جامعه وارد کرد که منجر به برانگیختگی بیسابقه شد.
*** الگوی پیادهروی اربعین: مردم با استفاده از تجربه تشکیلاتی و معنوی اربعین، توانستند تجمعات مردمی را به شکلی سازمانیافته و خودجوش مدیریت کنند.
*** رذالت دشمن: رفتار پست و ضدانسانی استکبار، راه را بر هرگونه تردید بست و ملت را در برابر دشمنی که هیچ رحمی به خرد و کلان ندارد، بیش از پیش متحد کرد.
*** امید به آینده: با وجود تمام فشارها، تصویری که مردم از آینده ایران دارند، تصویری مثبت و مقتدرانه است.
8- دشمنان جمهوری اسلامی ایران همواره در درک منشأ قدرت این نظام ناتوان و عاجز بودهاند. در دوران دفاع مقدس، حضور داوطلبانه رزمندگان را به «قند و شکر» نسبت میدادند؛ در زمان حضور داعش در منطقه و رشادتهای کمنظیر مدافعان حرم، مدعی بودند که رزمندگان پولهای کلان میگیرند و امروز مدعیاند مردم برای شبی دو میلیون تومان در خیابان میمانند! این تحلیلهای سخیف نشاندهنده «حماقت نهادینه» در جبهه مقابل است. تفکری که نتواند عشق میان امام و امت را درک کند، محکوم به شکست است. در سوی مقابل، نظام سیاسیای که چنین دشمنانی دارد که ریشه حمایت مردمی را در مادیات ناچیز میجویند، تا ابد پایدار و پیروز خواهد ماند.
9- و اما درخصوص حضور حماسی مردم در خیابان، یک نکته قابل تأمل دیگر هم وجود دارد. برخی، بارندگیهای اخیر را به مسائل فنی و انهدام رادارهای دشمن نسبت میدهند. اگرچه در خباثت دشمن شکی نیست، اما نباید از قدرت ایمان غافل شد. وقتی میلیونها قلب پاک، یکصدا زیر سقف آسمان «اللهاکبر» میگویند و پرچم مزین به نام جلاله «الله» را به اهتزاز درمیآورند، نگاه ویژه پروردگار شامل حال این ملت میشود. این بارانها، بیش از آنکه منشأ آزمایشگاهی داشته باشند، رحمت الهی بر ملتی هستند که در مسیر حق استقامت و ایثار کردند.
10- آنانی که در سال ۸۸ تصور میکردند ایران شبیه یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین و قرقیزستان است و امروز خیال میکنند میتوانند الگوی ونزوئلا یا سوریه را اینجا پیاده کنند، سخت در اشتباهند. اگر ایران لقمهای راحت برای استکبار بود، ۴۷ سال به چالش اول ابرقدرتهای جهان تبدیل نمیشد. همانطور که رهبر شهید در سخنرانی تاریخی خود در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند، هرگاه مردم وارد میدان شوند، آتشها خاکستر خواهند شد. این مردم مبعوث شدهاند تا کار را تمام کنند و این وعده الهی است که حق ماندنی و باطل رفتنی است.
کیهان