نورنیوز-گروه سیاسی: اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه گفت: ورود ایران به مذاکره با آمریکا در اواخر سال گذشته از ابتدا با فرض احتمال تکرار حوادث خردادماه ۱۴۰۴ انجام شده بود.
اسماعیل بقائی در گفتوگویی با عنوان «از ژنو تا اسلامآباد» درباره آخرین دور مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در اواخر سال ۱۴۰۴ و فضای حاکم بر آن، با اشاره به حواشی ایجادشده پیرامون این مذاکرات تأکید کرد که ورود ایران به گفتوگو با آمریکا از ابتدا با فرض احتمال تکرار حوادث خردادماه ۱۴۰۴ انجام شده بود.
او گفت: آغاز مذاکرات با آمریکا در اسفندماه ۱۴۰۴ با این پیشفرض صورت گرفت که ممکن است همه اتفاقاتی که در خردادماه رخ داد، دوباره تکرار شود. به همین دلیل آقای دکتر عراقچی بارها تأکید کردند که همزمان با آمادگی برای مذاکره و حضور در گفتوگوها، نیروهای مسلح و همه اجزای نظام و کشور باید صد درصد برای هر رویداد و هر اتفاقی آماده باشند.
بقائی افزود: شرکت در مذاکره با آمریکا به معنای وجود اعتماد یا ایجاد اعتماد نبود و ایران هرگز با این تصور وارد مذاکرات نشد که میتواند با خیال راحت در یک مذاکره متعارف با طرفی منطقی و متعارف حضور پیدا کند. این ذهنیت از ابتدا نزد همه ما وجود داشت.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به برگزاری چند دور مذاکره اظهار کرد: دیدگاههای ایران همواره روشن بوده است. تفاوت رویکرد مذاکراتی ایران با طرف مقابل نیز دقیقاً در همین مسئله نهفته است.
او درباره موضوع هستهای ایران گفت: موضع ایران در قبال پرونده هستهای همواره مشخص و ثابت بوده است. ایران به عنوان عضو معاهده عدم اشاعه، مجاز و محق است از انرژی هستهای برای مصارف صلحآمیز بهرهمند شود و هیچکس نمیتواند این حق را از ایران سلب کند.
بقائی ادامه داد: نگرانیهایی در مورد فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران مطرح شده که به اعتقاد ایران هیچ مبنایی ندارد اما به هر حال ادعا شده که درباره برنامه هستهای ایران نگرانی وجود دارد. ایران نیز در مقطعی وارد مذاکره شد که نتیجه آن برجام بود اما این طرف مقابل بود که از برجام خارج شد.
او تصریح کرد: خروج آمریکا از برجام خود قرینهای روشن است بر اینکه موضوع هستهای ایران چیزی جز بهانه نبوده است. اگر واقعاً نگرانی نسبت به ماهیت برنامه هستهای ایران وجود داشت، بهترین ابزار برای رفع این نگرانی همان توافق برجام بود؛ توافقی که هم درباره غنیسازی تعیین تکلیف کرده بود و هم درباره نظارتهای آژانس.
این دیپلمات با بیان اینکه «مذاکرات اسلامآباد تفاوت ماهوی با مذاکرات پیشین داشت»، گفت: در دورههای قبلی، گفتوگوها بر مذاکرات هستهای متمرکز بود اما الان در آتشبس هستیم؛ آتشبسی که با بدعهدی طرف مقابل مواجه شد. برنامه هستهای موضوع اصلی مذاکرات نیست، موضوع اصلی خاتمهدادن به جنگ به نحوی است که مصالح و منافع ما را تامین کند.
بقائی افزود: موضوعات مذاکراتی هم به تبع اوضاع جدید تغییر پیدا میکند. برای ما مهم است که بحث رفع تحریم، غرامت و عدم تجاوز مجدد در هر تفاهمی درج شود.
سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: اصل اینکه آتشبس را پذیرفتیم بر مبنای بسته دهبندی بود. این به آن معنا نیست که طرف مقابل هر چه میخواستیم بپذیرد اما نفس اینکه طرف مقابل بر آن به عنوان موضوعات مورد مذاکره صحه بگذارد، مهم بود. بحث غرامت یکی از نکات کلیدی است و مورد بحث قرار گرفت و هیات ایرانی به جد پیگیری کرد.
او در ادامه و با تشریح جزئیات آخرین دور مذاکرات ایران و آمریکا در اسفندماه سال گذشته گفت: با وجود همه مسائل، مجموعه نظام تصمیم گرفت وارد این فرآیند مذاکراتی شود.
بقائی افزود: اتفاقی که در آخرین دور مذاکرات رخ داد این بود که درباره برخی از پارامترهای اصلی برای رسیدن به یک تفاهم، از نگاه طرف مقابل برای رفع نگرانیهایشان و از نگاه ایران برای تضمین حقوق هستهای کشور، توافق اولیه حاصل شد. این توافق اولیه درباره مجموعهای از اصول بود و به همین دلیل به پیشنهاد طرف مقابل قرار شد روز دوشنبه نشستی در وین با حضور آژانس بینالمللی انرژی اتمی برگزار شود تا درباره ابعاد فنی موضوع گفتوگو شود. این آخرین توافقی بود که دو طرف انجام دادند.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به موضوع غنیسازی تأکید کرد: حق غنیسازی ایران در آن توافق اولیه پذیرفته شده بود؛ هرچند این حقی نیست که کسی بخواهد آن را برای ایران به رسمیت بشناسد بلکه حقی است که به تبع عضویت ایران در معاهده منع اشاعه حاصل شده است. مادامی که ایران عضو انپیتی است، طبق ماده چهار این معاهده باید بتواند از انرژی هستهای برای مصارف صلحآمیز استفاده کند و وقتی از مصارف صلحآمیز سخن گفته میشود، همه اجزای آن را دربرمیگیرد.
بقائی در واکنش به ادعاهای مطرحشده مبنی بر اینکه ایران در مذاکرات گفته است قصد ساخت بمب اتم دارد، اظهار کرد: یکی از تفاوتهای تیم مذاکراتی ایران با طرف مقابل همین بود که هیئت مذاکرهکننده ایرانی متشکل از افراد حرفهای و باتجربهای بود که سالها در حوزه مذاکرات دیپلماتیک و موضوع هستهای فعالیت کردهاند اما درباره طرف مقابل مشخص است مذاکرهکنندگان آمریکایی چه کسانی بودند. برخی از این ادعاها بیشتر جنبه فرافکنی و رفع اتهام از خودشان را دارد. اینکه گفته شده آقای عراقچی فریاد زده و گفته است ما ۱۰ بمب داریم، یک داستان است.
سخنگوی وزارت خارجه تصریح کرد: اصل موضوع به نیویورک بازمیگردد؛ جایی که طرفهای اروپایی درباره مواد ۶۰ درصد ایران، برای گوشزدکردن اهمیت موضوع،اعلام کرده بودند که بر اساس محاسبات علمی اگر این مواد به ۹۰ درصد تبدیل شود و فناوری لازم برای تبدیل آن به مواد انفجاری وجود داشته باشد، میتواند مواد لازم برای تولید ۱۰ بمب اتمی را فراهم کند. این محاسبه خود آنها بوده و ایران هرگز نگفته که میخواهد با این مواد بمب هستهای تولید کند. اگر چنین قصدی وجود داشت، تاکنون انجام شده بود. طرفهای اروپایی برای پرخطر جلوهدادن برنامه هستهای ایران چنین محاسباتی را ارائه کردند اما در جریان مذاکرات، زمانی که میخواستند ارزش این مواد را پایین جلوه دهند، یکی از اعضای تیم ایرانی پاسخ داد مگر خودتان نگفتید این مواد معادل مواد لازم برای ۱۰ بمب است.
بقائی تأکید کرد: میان این موضوع و این ادعا که طرف ایرانی مذاکرهکنندگان را با ۱۰ بمب تهدید کرده است تفاوت بسیار زیادی وجود دارد.
اسماعیل بقائی با رد ادعاهای مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران گفت: بیش از ۲۰ سال است که دنیا را با موضوع بمب موهوم هستهای ایران میترسانند. منشأ اصلی این فضاسازیها رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که خود، تنها دارنده تسلیحات هستهای در منطقه به شمار میرود و در عین حال به صورت مداوم درباره برنامه هستهای ایران ابراز نگرانی میکند. نگرانی ادعایی مطرحشده از سوی این رژیم آن است که شاید ایران روزی تصمیم بگیرد برنامه هستهای خود را به سمت اهداف تسلیحاتی سوق دهد. این ادعا نیز باید در کنار دیگر دروغهایی قرار گیرد که متأسفانه طی سالهای گذشته به دنیا تزریق شده است.
بقائی با اشاره به تحولات اخیر گفت: رخدادهایی که اتفاق افتاد، قابل پیشبینی بود و هرچند نمیتوان از پیشگویی سخن گفت اما با توجه به تجربه گذشته این احتمال در ذهن همه وجود داشت که طرف آمریکایی همانند دوره قبل و مشابه حوادث خردادماه، به صورت غافلگیرانه دست به چنین اقدامی بزند. قرائن و شواهدی نیز در این زمینه وجود داشتند و به همین دلیل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران آمادگیهای لازم را از قبل در اختیار داشتند. پس از حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا، در مدت کوتاهی و ظرف چند ساعت، پاسخ دفاعی ایران به صورت گسترده آغاز شد. این موضوع نشانهای روشن از آن است که آمادگیها و پیشبینیهای لازم از قبل انجام شده بود.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، درباره علت واگذاری ریاست تیم مذاکرهکننده به «محمدباقر قالیباف»، رئیس مجلس شورای اسلامی، گفت: برداشت من به عنوان یک کارشناس این است که انتخاب آقای دکتر قالیباف با توجه به سوابق و ویژگیهای ایشان، تصمیمی هوشمندانه بود. آقای قالیباف هم سابقه رزمندگی در دوران دفاع مقدس را دارند و هم مسئولیتهای متعدد و موفقی در حوزههای مختلف بر عهده داشتهاند. ایشان به عنوان منتخب مردم و رئیس مجلس شورای اسلامی، همزمان نماد و نشان مردمسالاری دینی نیز محسوب میشوند و از این جهت، انتخابی شایسته بودند. آقای قالیباف با همه بخشهای حاکمیت ارتباط بسیار خوبی دارند، مورد وثوق جریانهای سیاسی و اجزای مختلف حاکمیت هستند و با وزارت امور خارجه نیز رابطه بسیار خوبی دارند.
وی اظهار کرد: در کنار یکدیگر، آقای دکتر عراقچی به عنوان فردی که سابقه سربازی و پاسداری از کشور را در دوران دفاع مقدس داشتهاند و آقای دکتر قالیباف که از فرماندهان دفاع مقدس هستند، در عرصه دیپلماسی نیز میتوانند بسیار موفق عمل کنند.
بقائی در بخشی دیگر از صحبتهایش با اشاره به تحولات پس از درگیریها و حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران گفت: این امر طبیعت هر جنگی است که تقریباً بلافاصله پس از شلیک نخستین گلولهها، کشورهایی با انگیزهها و دلایل مختلف وارد صحنه میشوند تا از گسترش درگیری جلوگیری کنند. بسیاری از کشورها نگرانیهای خاص خود را دارند و در همین چارچوب تماسهایی برای کمک به توقف جنگ برقرار شد. از حدود هفته سوم و چهارم این تماسها افزایش یافت و هم کشورهای منطقه و هم کشورهای خارج از منطقه، بهویژه همسایگان ایران، فعالتر شدند که این موضوع کاملاً طبیعی است، زیرا هر چه کشورها به محل درگیری نزدیکتر باشند، نگرانی بیشتری از تبعات جنگ دارند.
سخنگوی وزارت خارجه تصریح کرد: در نهایت، پاکستان به دلیل همسایگی با ایران و همچنین روابط خوب با هر دو طرف، تلاشهای جدیتری را دنبال کرد و این تلاشها به رویدادهایی در ۱۹ فروردین منجر شد؛ از جمله انتشار توییت نخستوزیر پاکستان و واکنشهای متقابل جمهوری اسلامی ایران و طرف آمریکایی. این روند در نهایت به توافق آتشبس منجر شد؛ هرچند ایران از همان ابتدا با بدعهدی طرف آمریکایی مواجه شد.
بقائی در پاسخ به این پرسش که آیا پیش از آغاز درگیریها به کشورهای منطقه هشدار داده شده بود یا خیر، اظهار کرد: به صورت مکرر. پیش از وقوع جنگ دوازدهروزه، شواهد و دلایل متعددی وجود داشت که نشان میداد آمریکا برای حمایت از رژیم صهیونیستی از برخی فضاهای کشورهای منطقه استفاده یا سوءاستفاده کرده است. در طول ماههای گذشته نیز اطلاعات دقیقی وجود داشت مبنی بر اینکه آمریکا در حال تجهیز پایگاههای نظامی خود در کشورهای منطقه است و نقلوانتقالات گسترده نظامی، ادوات و تسلیحات به صورت مشهود در حال انجام بوده است.
سخنگوی وزارت خارجه افزود: بارها به کشورهای منطقه هشدار داده شد. این کشورها نیز از نظر حقوقی و بر اساس اصل حسن همجواری و اصول پذیرفتهشده حقوق بینالملل میدانند که هیچ کشوری مجاز نیست سرزمین و امکانات خود را در اختیار کشور دیگری برای حمله به کشور ثالث قرار دهد و در صورت انجام چنین اقدامی، آن کشور میتواند بخشی از تجاوز نظامی و همدست طرف متجاوز تلقی شود. با وجود این هشدارها برخی کشورها نتوانستند یا نخواستند به تعهدات بینالمللی خود عمل کنند و در نتیجه علاوه بر استفاده از خاک، از فضا، امکانات لجستیکی، پشتیبانی و سوخترسانی آنها نیز برای اقدامات تجاوزکارانه علیه ایران استفاده شد.
بقائی این اقدامات را مغایر اصل حسن همجواری و اصول بنیادین حقوق بینالملل دانست و افزود: این روند همچنین موجب افشاندن بذر نفاق و تفرقه در منطقه شده است.
وی تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران اهمیت بسیار بالایی برای روابط خوب با همسایگان خود قائل است و طی دو تا سه سال گذشته نیز یک طرح مدون را برای تقویت روابط با کشورهای همسایه، بهویژه در حاشیه جنوبی خلیج فارس، اجرا کرده است.
سخنگوی وزارت خارجه گفت: ایران معتقد است امنیت ملی کشورها به امنیت کل منطقه وابسته است و انتظار داشت کشورهای منطقه رویکرد مبتنی بر حسن نیت ایران را ارج نهاده و اجازه ندهند از خاکشان علیه ایران استفاده شود.
بقائی با اشاره به رویکرد تاریخی ایران اظهار کرد: در جنگهای گذشته نیز ایران اجازه نداده از امکاناتش علیه کشورهای منطقه استفاده شود و حتی در مواردی مانند جنگ عراق و اشغال کویت، با آنکه ایران خود قربانی تجاوز صدام حسین بود، از ورود به ائتلافهای منطقهای با قدرتهای خارج از منطقه خودداری کرد، زیرا چنین اقداماتی را مغایر مصالح کلی منطقه میداند.
سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین اعلام کرد: موارد متعددی از حملات علیه ایران مستندسازی شده است؛ از شلیک موشک و پهپاد تا برخاستن جنگندهها از خاک برخی کشورهای منطقه. حتی مقامهای آمریکایی، از رئیسجمهور تا فرمانده سنتکام، بارها به همکاری و حمایت برخی کشورهای منطقه در این اقدامات اذعان و از آنها تشکر کردهاند. این واقعیت در تاریخ ثبت خواهد شد و هیچگونه وجه افتخاری ندارد که در ماه مبارک رمضان، خاک کشورهای اسلامی برای حمله به یک کشور مسلمان دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
وی همچنین گفت: متأسفانه شاهد اقداماتی از جمله طرح قطعنامهای مخرب در شورای امنیت بودیم که در آن به جای محکومیت تجاوز، ایران هدف قرار گرفت و واقعیتها وارونه جلوه داده شد.
بقائی با اشاره به تحولات همزمان با آتشبس و حمله آمریکا به کشتیهای تجاری ایران گفت: این وضعیت هم برای مردم ایران و هم برای جامعه بینالمللی عبرتآموز است. نمیتوان از یک سو ادعای تمایل به دیپلماسی و مذاکره داشت و همزمان اقداماتی را انجام داد که اساساً فضای گفتوگو و مذاکرات را از بین میبرد. در هر روند دیپلماتیک، اصل بر این است که طرفهای مذاکره تلاش کنند حداقلی از حسن نیت و جدیت را نشان دهند. در خصوص آمریکا، ایران از ابتدا با بدعهدی مواجه بوده است؛ از جمله در زمینه شمول تفاهم آتشبس و اجرای تعهدات مرتبط.
وی با اشاره به روندهای میانجیگری گفت: پس از رفتوآمدها و تلاشهای میانجی پاکستانی، تفاهمی حاصل شد که بر اساس آن آتشبس در لبنان برقرار شود و ایران نیز تفاهم ۱۹ فروردین در خصوص تنگه هرمز را با همان شرایط اعلامشده اجرا کند. با این حال بلافاصله پس از این تحولات، طرف آمریکایی اعلام کرد به محاصره دریایی خود ادامه میدهد؛ اقدامی که نقض آتشبس محسوب میشود.
بقائی تأکید کرد: محاصره بنادر و ممانعت از تردد کشتیها مصداق اقدام تجاوزکارانه طبق بند ۳ قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۱۹۷۴) است و حمله به کشتیها نیز در همین چارچوب قرار میگیرد. این اقدامات نهتنها نقض آتشبس و قواعد بنیادین حقوق بینالملل است، بلکه نشان میدهد طرف آمریکایی نهتنها حسن نیت ندارد بلکه دارای سوءنیت است. در چنین شرایطی چگونه میتوان به اجرای یک توافق کلیتر از سوی این طرف اعتماد کرد؟
بقائی درباره کشتی «توسکا» نیز اظهار کرد: بر اساس اطلاعات موجود، ملوانان و خدمه این کشتی به گروگان گرفته شده و قرار بوده به عمان منتقل شوند اما برای تأیید جزئیات باید اطلاعات دقیقتری بررسی شود. اصل تعرض به یک کشتی تجاری و آزار افراد حاضر در آن، هم نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل است، هم نقض آتشبس و هم عاملی برای تشدید سوءظن و بدبینی نسبت به نیت طرف آمریکایی در روند آتشبس.