نورنیوز-گروه بین الملل: هرچند در این فاصله زمانی دوهفتهای شاهد تشدید جنگ نبودیم اما عملا آتشبسی هم برقرار نبوده است. در این دو هفتهای که به ظاهر در آتشبس بودیم، طرف آمریکایی با محاصره دریایی ایران و توقیف کشتی ایرانی « توسکا» به همراه خانواده دریانوردان در50 کیلومتری چابهار در دریای عمان، آتشبس را نقض و مثل دورههای پیشین، زیر میز مذاکرات زد و با وجود آنکه لبنان بخشی از توافق آتشبس بود رژیم صهیونیستی در چند مرحله حملاتی را به جنوب لبنان داشت که البته حزبالله قهرمان با زدن چندین تانک دشمن و کشته و زخمی کردن سربازان صهیونیستی از خجالت آنها درآمد. آمریکا با این تصور که با محاصره دریایی و همچنین توقیف کشتی ایران در زمان آتشبس دو هفتهای، میتواند تیم مذاکرهکننده ایرانی را تسلیم خواستههای زیادهخواهانه خود در دور بعدی مذاکرات اسلام آباد کند بار دیگر دچار یک خطای محاسباتی شد و از سه روز پیش با انتشار اخبار جهتدار مبنی بر اینکه اینبار در تیم مذاکرهکننده آمریکا « ونس» معاون رئیسجمهور حضور نخواهد داشت، خواست واکنش طرف ایرانی را محک بزند که پاسخ لازم را دریافت کرد و ایران پاسخ داد تا محاصره دریایی ایران و دوکشتی توقیف شده آزاد نشود، تیم ایران در هیچ سطحی به اسلام آباد سفر نخواهد کرد. با انتشار این خبر، برخی رسانههای خبری در منطقه از جمله «المیادین» گفتند: «آمریکا به میانجیگر پاکستانی اطلاع داده که ممکن است با برداشتن غیرعلنی محاصره موافقت کنند و اجازه داده میشود کشتیها و نفتکشهای ایرانی بدون مواجهه با مانع، تردد کنند، در حالی که نیروهای دریایی آمریکا در نزدیکی دریای عمان باقی میمانند.» المیادین گفت: «در شرایط بیاعتمادی به ترامپ، طرف ایرانی ترجیح میدهد که آمریکا به طور علنی و صریح تصمیم خود برای برداشتن محاصره را اعلام کند.» این شرط ایران برای رفتن به پاکستان پس از این خبر المیادین به صراحت توسط ایرانیها به طرف پاکستانی منتقل شد و طبیعی بود که در مقابل رئیسجمهوری که چند ساعت قبل از پایان آتشبس توئیت میزند «تمدید آتشبس با جمهوری اسلامی بسیار بعید است» و ساعتی بعد اعلام میشود «ترامپ آتشبس با جمهوری اسلامی را تمدید کرد.» و یا در توئیتی دایره محاصره و تحریم دریایی ایران را فراتر از خلیجفارس و دریای عمان و شامل همه دریاها و اقیانوسها اعلام میکند، ممکن است به همین راحتی بر فرض پذیرفتن رفع محاصره دریایی ایران و عدم اعلام رسمی رفع آن، زیر حرف خود زده و میز مذاکره را ترک و توافقات احتمالی حاصل شده در این مرحله را نیز نقض کند و با اقدام نظامی مجدد بازی جدیدی را آغاز کند. آنچه مسلم است اینکه ایران آشکارا حضور خود در دور بعدی مذاکرات اسلام آباد را منوط به رفع محاصره غیرقانونی آمریکا و رفع توقیف دوکشتی ایرانی کرده است و این دو اقدام آمریکا را ناقض توافق آتشبس میداند و حتما باید طرف آمریکایی به صراحت اعلام کند که محاصره دریایی ایران را برداشته و کشتیها به همراه خدمه و خانواده آنها آزاد شدهاند. البته این شروط همراه با حفظ بستن تنگه هرمز خواهد بود. تازه بعد از این اقدام است که ما تعیین میکنیم در چه سطحی در این دور از مذاکرات شرکت کنیم یا نکنیم.
آمریکاییها باید بپذیرند که در رویارویی با ایران با بنبست راهبردی مواجه شدهاند. چراکه در همان مذاکرات اولیه در اسلام آباد به صراحت، پیشنهادهای زیادهخواهانه واشنگتن توسط تهران رد شده و کنترل کامل ایران بر تنگه هرمز، به اهرمی حیاتی تبدیل شده است که روزانه صدها میلیون دلار به اقتصاد آمریکا و متحدانش زیان میرساند. این فشار اقتصادی به شیوخ همراه آمریکا در این جنگ را میتوان از اعلام وضعیت اضطراری که توسط «نواف الصباح» مدیرعامل شرکت نفت کویت مطرح شده است، فهمید. شیخ «نواف الصباح»، مدیرعامل شرکت نفت کویت، در سخنرانی خود در کنفرانس انرژی در «هیوستون» اعلام کرد شرکت نفت کویت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و غیرممکن شدن صادرات، برای تمام محمولههای نفت خام و فرآوردههای نفتی، وضعیت اضطراری اعلام کرده است. او وضعیت موجود را فراتر از فاجعهبار توصیف کرد و هشدار داد این بحران تأثیر دومینویی بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. به گفته الصباح، کویت که پیشتر روزانه حدود ۲ میلیون و 600 هزار بشکه نفت تولید میکرد، اکنون تولید را به حداقل رسانده و صادرات نفت به طور کامل متوقف شده است.
مدیرعامل شرکت نفت کویت تأکید کرده است که هیچ جایگزینی برای صادرات از طریق تنگه هرمز وجود ندارد و اقداماتی مانند آزادسازی ذخایر استراتژیک یا استفاده از خطوط لوله جایگزین، حتی به اندازه یک قطره در دریا جبرانکننده کمبود نفت نیست.
آیا در چنین شرایطی آمریکا را نباید بازنده جنگی که راه انداخته و همچنین مذاکراتی دانست که در آن هیچ برگ برندهای به جز شروع مجدد جنگ و گرفتار آمدن در باتلاق بیشتر دانست؟ این ببرکاغذی، امروز هم در میدان جنگ ناتوان است که ناوهای هواپیمابر خود را هزاران کیلومتر دورتر از منطقه نبرد با ایران برده و هم در میز مذاکره شکست خورده است. لذا در چنین شرایطی احتمال میرود ترامپ یکی از این چند سناریو را برای برونرفت از بحران جنگ دنبال کند:
1- خروج خاموش آمریکا از جنگ: اینکه آمریکا بدون توافق رسمی، به تدریج از درگیری خارج شود یکی از آن احتمالاتی است که ممکن است در این جنگ به ویژه با توجه به نزدیکی برگزاری جام جهانی خرداد امسال در آمریکا و همچنین انتخابات میاندورهای کنگره در سوم نوامبر امسال(13 آبان 1405) ترامپ را مجبور به خروج خاموش با تبلیغات دستاوردسازی برای خود از این جنگ کند. تقریبا از دیروز صبح، غالب رسانهها و کارشناسان آمریکایی و غربی اعلام تمدید یکطرفه آتشبس توسط ترامپ را تفسیر به شکست آمریکا در این جنگ و خروج از باتلاقی میدانند که او گرفتار آن شده است. بنابراین، پذیرش ضمنی شکست، جلوگیری از هزینههای بیشتر و تمرکز بر چالشهای داخلی و بینالمللی دلیل این تصمیم میتواند باشد.هرچند این گزینه از نظر سیاسی برای کاخ سفید سنگین است، اما در قالب تغییر تاکتیک یا تمرکز بر اولویتهای دیگر ارائه میشود. در تایید این سناریو باید گفت؛ از آنجا که فشار افکار عمومی و اعتراض جریان نخبگی در آمریکا در حال حاضر به اوج خود رسیده تا جایی که در زمان شروع جنگ درصد حمایت از ترامپ بالای 75 درصد و اکنون به 36 درصد رسیده است و محبوبیت او به زیر 20 درصد در میان رؤسای جمهور گذشته تنزل یافته است،کار را برای او در ادامه جنگ بسیار سخت کرده است. فشار افکار عمومی در داخل آمریکا در کنار مخالفتهای بینالمللی برای افزایش قیمت انرژی و رکورد صادرات نفت توسط کشورهای عرب حوزه خلیجفارس که تاکنون تاوان سنگینی را برای این جنگ پرداخت کردهاند، شرایط را برای ترامپ و ادامه جنگ سختتر کرده و چهبسا بهدنبال خروج خاموش از این جنگ باشد.
2- تشدید جنگ و درگیری گستردهتر در منطقه: اینکه آمریکا ممکن است برای جبران شکست در مذاکرات، به تشدید درگیریهای نظامی روی آورد. حمله به زیرساختهای حیاتی ایران، هدفگیری تأسیسات هستهای و دفاعی، یا عملیات محدود زمینی و اشغال جزایر استراتژیک شاید یکی از اهداف آمریکا بعد از شکست 40 روزه از این جنگ باشد. اما مشکل اساسی آنجاست که این سناریو را در پایلوت کوچکتر زمانی که با هدف ربایش 450 کیلوگرم اورانیوم غنی شده 60 درصد
با دو هواپیمای هرکولس و چند بالگرد و تجهیزات به منطقه نصرت آباد اصفهان آمده بودند، آزمودهاند و در کمتر از دو ساعت با شکست خفت باری همچون حادثه طبس مجبور به فرار شدند.
حمله به جزایر ایرانی و جزیره نفتی خارک را هم در طول این 40 روز بارها مطرح کردند ولی عمق فاجعه برای آنها قطعا سنگینتر از حادثه اصفهان خواهد بود و در صورت تمایل میتوانند این مسیر را هم بیازمایند تا یک تجربه تلخ دیگر بر پرونده رؤسای جمهور شکستخورده آمریکا اضافه شود. قطعا پیامدهای این سناریو بسیار سنگینتر از بقیه سناریوها خواهد بود.
3- ائتلافسازی دریایی علیه ایران: شاید آمریکا بار دیگر سعی دارد متحدان خود در منطقه را برای حضور نظامی در تنگه هرمز متقاعد کند. اما تجربه گذشته نشان داده که چنین ائتلافی با استقبال روبهرو نمیشود؛ زیرا:
- کشورها اعم از منطقهای و غیرمنطقهای نمیخواهند درگیری مستقیم و بدون نتیجه با ایران داشته باشند. پاسخ منفی کشورهای اروپایی اعم از انگلیس و اتحادیه اروپا حتی ناتو به عدم همراهی با آمریکا در این جنگ موجب عصبانیت ترامپ گردیده است.
- کنترل ایران بر تنگه هرمز و توانایی اختلال در عرضه انرژی، ریسک چنین اقدامی را بسیار بالا میبرد.
- برخی اخبار حکایت از آن دارد که سعودیها و دیگر کشورهای منطقه با وجود اینکه ایران را مزاحم خود و عاملی برای بیداری ملتها در مقابل سیاست چپاول ثروت کشورهای منطقه توسط آمریکا میدانند و تمایل دارند با شدت بیشتری با ایران برخورد شود، اما نگران هستند که با شکست آمریکا و فشار افکار عمومی داخلی خود بنیان حکومتهای موروثی آنها برچیده شود و از آن پس با یک ابرقدرت منطقهای و جهانی دیگر روبهرو باشند. هرچند با بازی جدید ترامپ مبنی بر تمدید یکطرفه آتشبس و القاء این نکته که او مایل به خاتمه جنگ است و این طرف ایرانی است که حاضر به بازگشت به میز مذاکره (البته با شرایط آنها) نیست، او بهدنبال یارگیری برای فشار به ایران بهویژه از میان برخی دولتهای اروپایی باشد تا شاید از این طریق بتواند تنگه هرمز را باز کند و این را یک دستاورد بزرگ برای خود بداند که توانسته با فشار نظامی به ایران تحمیل کند و پس از آن، از معرکه جنگ طولانی مدت خود را نجات دهد.
آنچه مسلم است اینکه تنگه هرمز برای ما حکم تنگه احد را دارد که اگر رهایش کنیم به سرنوشت شکست احد مبتلا خواهیم شد و اگر محکم آن را نگه داریم شاهد شکست خفتبار آمریکا و خروج آن از منطقه و تحقق سناریوی اول خواهیم شد. کنترل کامل ایران بر این آبراه حیاتی، بزرگترین اهرم فشار تهران در برابر غرب وحکم بمب اتمی ایران را دارد. تشدید درگیری به بسته شدن بیشتر تنگه و اختلال در عبور نفتکشها منجر میشود؛ شوکی که اقتصاد جهانی تاب تحمل آن را ندارد. این واقعیت، گزینه نظامی گسترده یا محدود را برای آمریکا بسیار پرهزینه و خطرناک کرده است. بپذیریم که امروز آمریکا در تلهای گرفتار شده که خودساخته است
و نه میتواند در این جنگ پیروز شود و نه با تمدید یکطرفه آتشبس و بازی مذاکرات، از ایران امتیاز بگیرد و گزینه نظامی شدیدتر نیز وضعیت را برای او بغرنجتر خواهد کرد. یقین داشته باشیم که نصرت الهی و پیروزی با دو ابزار «صبر» و«توکل» این دو توصیه همیشگی امام شهیدمان تحقق یافتنی است و حضور منسجم و متحد ما در میدان نبرد و میدان خیابان، باطلالسحر همه این توطئههاست. این همان پیامی که ایران با پایان زمان آتشبس به طرف آمریکایی منتقل کرده که ما مذاکرات را با نگاه به «میدان، خیابان و دیپلماسی» تعریف میکنیم و قطعا از این نگاه، محاصره دریایی ایران و دزدی نفتکشهای ایرانی با حضور دیپلماسی ما در دور بعدی مذاکرات منافات دارد.
کیهان