نورنیوز- گروه اقتصادی: رسانه آمریکایی «فِر آبزِرور/ fairobserver» در گزارشی نوشت: (پایگاهها و داراییهای آمریکا مستقر در) کشورهای حاشیه خلیج فارس از ابتدای حملات مشترک واشنگتن و تلآویو علیه تهران، هدف موشکها و پهپادهای ایران قرار گرفتهاند. همچنین برخی تاسیسات نفتی این کشورها، خسارات قابل توجهی را متحمل شدهاند. به عنوان نمونه، ظرفیت صادراتی قطر انرژی پس از حملات به راس لفان، یکی از بزرگترین تاسیسات گاز طبیعی مایع جهان، ۱۷ درصد کاهش یافت. این کاهش در صادرات گاز طبیعی مایه قطر تا پنج سال ادامه خواهد داشت تا تعمیرات کامل انجام شود و سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار زیان به همراه خواهد داشت.
مراکز داده شرکت آمازون در امارات متحده عربی و بحرین نیز چندین بار هدف قرار گرفتند. شورای همکاری خلیج فارس در موقعیت دفاعی قرار گرفت و تقریبا به تعطیلی کامل رسید. حریم هوایی آنها بسته شد و مهاجران این کشورها را ترک کرده یا در هراس گرفتار شدهاند. گرچه توقف فعالیتها بهطور جزئی پایان یافته، اما پیامدهای آن تا مدتها ادامه خواهد داشت و هزینه آن بسیار سنگینتر از چیزی است که تاکنون پرداختهاند.
هزینه اقتصادی
خلاف ایران، سایر کشورهای خاورمیانه بهویژه ۶ عضو شورای همکاری خلیج فارس، روابط اقتصادی خود با غرب را تقویت کردهاند. نمونه مهم این روابط، تعامل اتحادیه اروپا با شورای همکاری خلیج فارس است. توافق همکاری سال ۱۹۸۹ میلادی به بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار صادرات و واردات بین دو طرف در سال ۲۰۲۳ منجر شده است.
این کشورها در پنج دهه گذشته تلاش زیادی کردهاند تا سرمایهگذاران خارجی، کارآفرینان و حتی افراد ثروتمند علاقهمند به سرمایهگذاری در املاک لوکس و سبک زندگی مرفه را جذب کنند. به عنوان مثال، دبی در سال ۲۰۲۱ برای سفرهای کاری روادید بلندمدت چندبار ورود پنج ساله ارائه کرد و امارات متحده عربی نیز روادید اقامت پنج ساله و ویزای ۱۰ ساله قابل تمدید برای دارندگان املاک به ارزش پنج و ۱۰ میلیون دلار ارائه میدهد. بحرین و عمان نیز با هدف جذب سرمایه خارجی، برنامههای اقامت طلایی را معرفی کردهاند که به خارجیهای ثروتمند و خانوادههایشان اقامت طولانیمدت ۱۰ ساله یا بیشتر میدهد.
کشورهایی همچون امارات و قطر به قطب قابل اعتماد مسافران بینالمللی تبدیل شدهاند. در سال ۲۰۲۳، بیش از ۱۸ درصد از تولید ناخالص داخلی امارات از طریق صنعت هوانوردی به دست آمد، که معادل ۹۲ میلیارد دلار درآمد و ایجاد ۹۹۲ هزار شغل است.
برای قطر نیز روند مشابهی وجود دارد؛ گروه «قطر ایرویز» به تنهایی در سال در سال ۲۰۲۵، افزایش سود ۲۸ درصدی نسبت به سال قبل از آن گزارش کرد که بیش از ۲ میلیارد دلار بود و درآمد گردشگری قطر از ۱۰ میلیارد دلار فراتر رفت، که رشد ۲۵ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳ را نشان میدهد.
عربستان سعودی نیز قدرت اقتصادی قابل توجهی دیگری در خاورمیانه محسوب میشود. برنامه اصلاح اقتصادی آن تحت عنوان «چشمانداز ۲۰۳۰»، با هدف بهبود بخش زیستفناوری و ارتقای آن به سطح خودکفایی و حتی صادرات و تبدیل شدن به قطب جهانی تدوین شده است. سایر راهبردها شامل توسعه معدن، بازی و ورزشهای الکترونیک و جذب شرکتهای خارجی به عربستان است. این برنامه بر بخش غیرنفتی وابسته است و ساختوساز، گردشگری و فناوری، که ستونهای اصلی رشد اقتصادی عربستان هستند را شامل میشود. طبق گزارش بانک جهانی، «سهم اقتصاد غیرنفتی از تولید ناخالص داخلی از ۶۰ درصد در ۲۰۱۵ به ۶۸ درصد در ۲۰۲۴ افزایش یافته است.»
با افزایش مخاطرات ناشی از کاهش گردشگری، آسیب به زیرساختهای انرژی و اختلال در لجستیک، کشورهای حاشیه خلیج فارس با بحرانی آنی مواجه هستند. این کشورها که به شدت به بخشهای حیاتی برای جذب سرمایه خارجی وابستهاند، اکنون خود را با تهدید اقتصادی شدیدی روبهرو میبینند.
خطر خروج شرکتها
سناریوی نگرانکنندهتر این است که شرکتهای بزرگ تمایل دارند تا داراییهای خود را به سرعت از خطر مصون نگه دارند و منطقه درگیری را ترک کنند، اما بازگشت آنها فرایندی کُند و محتاطانه خواهد بود. در نتیجه، اگر جنگ باعث خروج برخی شرکتهای خارجی از منطقه شود، بازگشت آنها ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد، که برای اقتصاد شورای همکاری خلیج فارس زیانبار خواهد بود. نکته جالب این است که ایران با چنین خطری مواجه نیست، زیرا به دلیل تحریمها، مقصد شرکتهای بینالمللی نبوده و با این شرایط بیگانه نیست.
اعتبار از دسترفته
کشورهای خلیج فارس دهههاست که به عنوان مقصد امن شناخته شدهاند. این ویژگی نه تنها سرمایهگذاران و شرکتها بلکه بازنشستگان و افرادی که از مالیات بالای کشور متبوعشان فرار میکنند را جذب کرده است. ایران در مراحل اولیه جنگ، پاسخ سختی داد و هماینک با افزایش تنشها، بازسازی این اعتبار خسارتدیده زمانبر خواهد بود.
امارات نمونهای کوچک و میزبان حدود ۲۴۰ هزار تبعه انگلیسی است. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اکثر خارجیها در منطقه را نگران کرده است و برخی رسانههای غربی از جمله «دیلیمیل»، کار دبی را «تمامشده» توصیف کردهاند.
شراکت با آمریکا ارزشش را دارد؟
آمریکا به غیر از ایران و یمن، با تمام کشورهای منطقه در نوعی اتحاد قرار دارد. نزدیکترین متحدان آن، اسرائیل، عربستان سعودی، امارات، قطر و اردن هستند. اسرائیل از زمان تاسیس، ۳۳۰ میلیارد دلار کمک نظامی و غیرنظامی از آمریکا دریافت کرده است. هماکنون هرچند کشورهای خلیج فارس به اندازه اسرائیل و مصر کمک نظامی مستقیم از آمریکا دریافت نمیکنند، اما قراردادهای تسلیحاتی آنها با آمریکا جزو بزرگترینهاست. عربستان، قطر، کویت و امارات حد فاصل سالهای ۱۹۵۰ تا ۲۰۲۴، به ترتیب ۱۸۲، ۴۰، ۳۵ و ۳۴ میلیارد دلار تجهیزات خریداری کردهاند. هزینه مهمات برای آنها بسیار بالاتر از ایران است، زیرا یک فروند پهپاد شاهد-۱۳۶ کمتر از ۵۰ هزار دلار قیمت دارد، در حالی که هر موشک سامانه پدافندی پاتریوت چهار میلیون دلار آب میخورد!
با این حال، ناکارآمدی تجهیزات نظامی آمریکا برای ایجاد بازدارندگی مقابل حملات در کنار کمرنگ شده تعهدات حمایت امنیتی واشنگتن، کشورهای حاشیه خلیج فارس را مجبور به بازنگری در روابط امنیتی با آمریکا کرده است. در حالی که بهتازگی تلاشهایی برای میانجیگری توافق صلح بین واشنگتن و تهران صورت گرفته و در این تلاشها، پاکستان نقش میانجی اصلی را ایفا میکند، مذاکرات در اسلامآباد به بنبست خورده است.
کافهای با آپشن تماشای فرود موشکهای ایرانی در اسرائیل
این رسانه در پایان این گزارش آورده است: این تفاوت به طور مشخص در رابطه با اتحاد بین آمریکا و سران کشورهای خلیج فارس مشهود است، چرا که همیشه با نوع نگاه افکار عمومی عرب به آمریکا و اسرائیل همراستا نیست. در طول جنگ ۱۲روزه بین اسرائیل و ایران، یک کافه اردنی برای مشتریان خود امکان رزرو میز با این آپشن را ارائه کرد که هنگام صرف غذا، پرتاب موشکهای ایرانی به سمت اسرائیل را تماشا کنند. کشورهای حاشیه خلیج فارس باید با مهارت، افکار عمومی را مدیریت و به طور همزمان از فروپاشی اقتصاد خود جلوگیری کنند. بنابراین مسیر پیش روی کشورهای خلیج بدون شک با چالشهای متعددی همراه است.
در نهایت، هزینه واقعی بر دوش کشورهای خلیج فارس خواهد بود. نگرانی افکار عمومی این کشورها این خواهد بود که اتحاد با آمریکا (و در مورد امارات اتحاد با اسرائیل) چه پیامدهایی در پی خواهد داشت. پادشاهیهای خلیج فارس با انتقاد مردم خود درباره اتحاد با آمریکا و هر گونه رابطه با اسرائیل مواجه خواهند شد. تاریخ نشان میدهد که برداشت مردم در این کشورها اغلب با روایتهای رسمی دولت تفاوت داشته و تصمیمات دولتی به مذاق مردم خوش نیامده است.