نورنیوز-گروه سیاسی: برنامه اخیر بیبیسی فارسی با طرح این پرسش که آیا در پوشش نقش جریان پادشاهیخواه و رضا پهلوی اغراق شده، عملاً نخستین ترک جدی در دیوار روایتسازی سالهای گذشته را آشکار کرد. اما این «بازنگری» نه از جنس شفافیت، بلکه نشانه فشار افکار عمومی و بحران اعتبار رسانهای است. سالها این رسانه در کنار ایران اینترنشنال با انتخاب گزینشی تصاویر، برجستهسازی شعارها و دعوت هدفمند تحلیلگران همسو، یک تصویر بزرگنماییشده از وزن سیاسی رضا پهلوی ساخته است. اکنون همان رسانهها ناچار شدهاند درباره همان روایتی که خود تولید کردهاند سؤال طرح کنند؛ تناقضی که بهروشنی نشان میدهد مرز میان اطلاعرسانی و مهندسی افکار عمومی عملاً از بین رفته است. این وضعیت نه اصلاح رسانهای، بلکه اعتراف غیرمستقیم به شکست یک پروژه ادراکی است.
انفجار آماری بزرگنمایی و مهندسی ادراک عمومی
یکی از مهمترین بخشهای این پرونده، ارقام حیرتآور بزرگنمایی است. بر اساس دادههای مطرحشده، میزان اغراق در بازتاب شعارهای مرتبط با رضا پهلوی در ایران اینترنشنال حدود چهارصد درصد و در بیبیسی فارسی حدود صد و پنج درصد گزارش شده است. این اعداد صرفاً اختلاف آماری نیست، بلکه نشاندهنده یک شکاف ساختاری میان واقعیت میدانی و بازنمایی رسانهای است. در چنین سطحی از انحراف، دیگر نمیتوان از «خطای خبری» سخن گفت؛ بلکه باید از «مهندسی ادراک» سخن گفت، جایی که وزن یک جریان سیاسی عمداً چند برابر واقعیت نمایش داده میشود. بررسیهای میدانی درباره شعارهای دیماه نیز نشان میدهد وزن واقعی حامیان رضا پهلوی بهمراتب کمتر از تصویری بوده که در این رسانهها بازتاب یافته است. این اختلاف شدید، اساس مشروعیت روایت رسانهای را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد تصویر ساختهشده، محصول انتخاب و حذف هدفمند است نه گزارش واقعیت
ماشین دیجیتال جعلی؛ از توییتهای میلیاردی تا لایکهای ساختگی
گزارشهای منتشرشده در هاآرتص و مرکز مارکر از یک شبکه سازمانیافته پرده برداشتهاند که در آن هزاران حساب جعلی بهصورت هماهنگ فعالیت داشتهاند. طبق این گزارش، چهار هزار و هفتصد و شصت و پنج حساب روزانه بیش از صد پیام منتشر کردهاند و در مجموع هشتصد و چهل و سه میلیون توییت تولید شده است. در ادامه همین عملیات، یازده هزار و چهارصد و بیست و یک حساب دیگر نیز یک میلیارد و هفتصد میلیون لایک ثبت کردهاند؛ ارقامی که در شرایط طبیعی شبکههای اجتماعی اساساً غیرقابل وقوع است. همچنین گزارش فیگارو نشان میدهد بیش از نود و پنج درصد حسابهای استفادهکننده از ایموجی تاج، جعلی بودهاند؛ نمادی که بهطور هدفمند برای القای حمایت سلطنتطلبانه استفاده شده است. در کنار این دادهها، آزمایشگاه سیتیزن لب وابسته به دانشگاه تورنتو نیز تأیید کرده این شبکهها در اوایل سال ۲۰۲۵ و همزمان با افزایش تنشهای منطقهای فعال شدهاند. این همزمانی، فرضیه «فعالسازی هدفمند در مقاطع سیاسی» را تقویت میکند و نشان میدهد با یک عملیات هماهنگ دیجیتال مواجه هستیم، نه رفتار طبیعی کاربران. فروپاشی روایت و بحران مشروعیت رسانههای فارسیزبان ترکیب بزرگنمایی رسانهای و عملیات دیجیتال جعلی، در نهایت به یک هدف واحد منتهی شده بود: ساختن یک چهره سیاسی با وزن اجتماعی غیرواقعی. اما واقعیت اجتماعی ایران نشان داد این پروژه فاقد ریشه واقعی است. عدم شکلگیری حمایت گسترده در میدان واقعی، مهمترین ضربه به این روایت بود. در نتیجه، رسانههایی که سالها این تصویر را تقویت کرده بودند، اکنون در موقعیتی تدافعی قرار گرفتهاند. تلاش برای بازتعریف گذشته با عباراتی مانند «اغراق شد» یا «بازنگری در پوشش» در واقع نوعی عقبنشینی استراتژیک است، نه اصلاح حرفهای. این رسانهها امروز با بحران اعتماد مواجهاند، زیرا مخاطب بهروشنی تناقض میان دادههای واقعی، گزارشهای مستقل و روایتهای قبلی را مشاهده میکند.
پروژهای که بر پایه بزرگنمایی و دادههای مصنوعی بنا شده باشد، ناگزیر با فروپاشی اعتبار روبهرو خواهد شد. در مجموع، این پرونده تصویری روشن از یک الگوی ترکیبی ارائه میدهد: بزرگنمایی رسانهای در کنار عملیات دیجیتال سازمانیافته. از اغراق صد و پنج درصدی تا چهارصد درصدی در بازتاب رسانهای، از صدها میلیون توییت تا میلیاردها لایک جعلی، همه نشاندهنده یک معماری هدفمند برای تغییر ادراک عمومی است. اما افشای این ساختار، هم مشروعیت رسانههای درگیر را تضعیف کرده و هم نشان داده که فاصله میان واقعیت اجتماعی و روایتهای ساختهشده، قابل پنهانسازی نیست.
نورنیوز