نورنیوز-گروه بینالملل؛ غرب آسیا در شرایطی حساس ناشی از تجاوزگری و جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی و در مقابل، ایستادگی جریان مقاومت در حال تجربه تحولات جدید است. در این میان، اخبار و گزارشها از تشدید تنش میان ترکیه و رژیم صهیونیستی حکایت دارد. مقامات ترکیه تصریح کردهاند که این رژیم پس از ایران، نمیتواند بدون دشمن زندگی کند و در پی معرفی ترکیه بهعنوان دشمن جدید است. در سطحی کلانتر، این رژیم بهعنوان تهدیدی برای امنیت کل منطقه معرفی شده است. در مقابل، مقامات صهیونیستی با ادبیاتی تند، به انتقاد از رئیسجمهور ترکیه پرداخته و اتهاماتی را مطرح کردهاند. همچنین ادعاهایی از سوی این رژیم درباره نقش ترکیه در تأثیرگذاری بر صنایع دفاعی ایتالیا و سوق دادن این کشور به تعلیق همکاریهای نظامی با تلآویو مطرح شده است. از سوی دیگر، گزارشها نشان میدهد بخشی از اهداف توافقات نظامی رژیم صهیونیستی با یونان و قبرس نیز اقدام علیه ترکیه بوده است. این مجموعه تحولات، بیانگر روندی فزاینده به سمت تقابل است.
سیاست پاندولی ترکیه و پیامدهای راهبردی
ترکیه به دلیل عضویت در ناتو و امید به بهرهمندی از مزایای بیشتر از اتحادیه اروپا، همواره سیاستی پاندولی در قبال آمریکا و رژیم صهیونیستی در پیش گرفته است. این کشور از یک سو میزبان پایگاههای نظامی آمریکا و ناتو بوده و از سوی دیگر، با وجود مخالفتهای گسترده داخلی، روابط چندلایهای با رژیم صهیونیستی برقرار کرده است؛ بهگونهای که حتی پس از تحولات طوفانالاقصی نیز در برخی حوزهها از جمله تأمین نیازهای غذایی و نظامی، تعاملات ادامه داشته است. این رویکرد دوگانه، ترکیه را میان اهداف جهانی، گرایشهای دینی و مطالبات مردمی در وضعیتی پیچیده قرار داده است. هرچند این سیاست در کوتاهمدت منافعی به همراه داشته، اما در بلندمدت هزینههای سنگینی ایجاد کرده است. نقش ترکیه در سرنگونی نظام سوریه، در نهایت به افزایش حملات و نفوذ رژیم صهیونیستی در این کشور انجامیده و پیامدهای امنیتی متعددی برای آنکارا داشته است؛ تا جایی که دو طرف را به آستانه تقابل مستقیم نظامی نزدیک کرده است.
بحرانسازی، رقابت انرژی و سناریوی تقابل
ماهیت رفتاری رژیم صهیونیستی نشان میدهد که بقای سیاسی آن با بحرانسازی و امنیتزدایی از منطقه گره خورده است. از نسلکشی در غزه و اقدامات در کرانه باختری گرفته تا تحرکات در لبنان، سوریه و تجاوزات علیه عراق و ایران، همگی نشاندهنده این الگو هستند. این در حالی است که این رژیم در تحقق اهداف خود در غزه، لبنان، عراق، ایران و یمن با چالشهایی جدی مواجه شده و همزمان به دنبال تسلط کامل بر سوریه است. در چنین شرایطی، تعریف یک جنگ جدید با محوریت ترکیه، بهعنوان ابزاری برای تداوم قدرت، دور از ذهن نیست. این سناریو زمانی تقویت میشود که تنشها در سوریه افزایش یافته و رژیم صهیونیستی ترکیه را رقیبی مهم در حوزه منابع انرژی مدیترانه میداند. همچنین احتمال اقدام علیه امنیت داخلی ترکیه نیز مطرح است؛ چنانکه در ماههای اخیر، دستگاههای اطلاعاتی این کشور از بازداشت عناصر وابسته به موساد خبر دادهاند. نکته مهم آن است که این رژیم حتی به بازیگران همراه خود نیز پایبند نیست و تجربههایی مانند اسلو، کمپ دیوید، وادی عربه و وضعیت کنونی سوریه، بیانگر چنین رویکردی است. از این رو، احتمال تکرار چنین الگوهایی در قبال ترکیه نیز وجود دارد.
نقش آمریکا و ضرورت تغییر معادلات امنیتی
کشورهای منطقه و ترکیه سالها بر روابط با آمریکا بهعنوان تضمینکننده امنیت خود تکیه کردهاند، اما تحولات اخیر نشان داده که این رویکرد کارآمد نیست. تجربه جنگ رمضان نشان داد که برای آمریکا، هیچ اولویتی جز حمایت از رژیم صهیونیستی وجود ندارد، حتی اگر این امر به تضاد با منافع دیگر کشورها منجر شود. تأکید بر این موضوع که این رژیم متحدی مهم برای آمریکا محسوب میشود، نشاندهنده جهتگیری ثابت واشنگتن است. بر این اساس، در صورت بروز تقابل میان ترکیه و رژیم صهیونیستی، احتمال همراهی آمریکا با تلآویو بسیار بالا بوده و حتی همکاری علیه آنکارا نیز دور از انتظار نیست. در چنین شرایطی، ضرورت بازنگری در معادلات امنیتی منطقه بیش از پیش احساس میشود.
حرکت از وابستگی به امنیت خارجی به سمت امنیت بومی مبتنی بر همگرایی منطقهای، میتواند زمینهساز شکلگیری نظم جدیدی با ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی باشد. ظرفیتهای موجود برای تثبیت امنیت و مقابله با تهدیدات خارجی نشان داده که امکان ایجاد چنین ساختاری وجود دارد. مدیریت هوشمندانه گذرگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز و برگزاری مذاکرات منطقهای با رویکردی فراگیر، نه صرفاً در چارچوب منافع ملی بلکه در سطح منطقهای، میتواند به ایجاد ساختار دفاعی منسجم کمک کند. حمایت کشورهای منطقه از چنین رویکردهایی، میتواند به تقویت امنیت جمعی و کاهش نقش بازیگران مداخلهگر منجر شود. در نهایت، کشورهایی مانند ترکیه و دولتهای عربی با کنار گذاشتن اتکای صرف به آمریکا و گرایش به همکاریهای منطقهای، میتوانند نقش مؤثری در تحقق امنیت پایدار ایفا کنند. تجربهها نشان داده که مفاهیمی مانند صلح در چارچوب رویکردهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، جایگاه واقعی نداشته و تنها تکیه بر قدرت و توان بومی میتواند امنیت را تضمین کند.