نورنیوز-گروه بین الملل:برخلاف تصور عمومی که پایان درگیریهای نظامی را مساوی با پایان بحران اقتصادی میداند، تحلیلگران والاستریت معتقدند پیامدهای جنگ اخیر در خلیج فارس، عمیقتر و ریشهدارتر از آن است که با یک آتشبس ساده برطرف شود. اختلال در تنگه هرمز، حمله به تأسیسات انرژی، خروج نفتکشها از مدار و تغییر مسیرهای تجاری، همگی عواملی هستند که حتی در صورت توافق ایران و آمریکا، ماهها و یا حتی شاید سالها اقتصاد جهان را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
وزیر دارایی قطر نیز به تازگی هشدار داده که اثرات کامل اقتصادی جنگ ایران طی یک تا دو ماه آینده نمایان خواهد شد و بازسازی تأسیسات ممکن است حدود پنج سال زمان ببرد. این هشدار در شرایطی مطرح میشود که بسیاری از تحلیلگران غربی هنوز عمق فاجعه را درک نکردهاند.
تد پیک، یکی از مدیران ارشد بازارهای مالی والاستریت، در ارزیابی خود از وضعیت کنونی براین باور است؛ بزرگترین ریسک همچنان این است که تورم به سراسر جهان وارد شود؛ ابتدا از طریق انرژی، و سپس به غذا و فراتر از آن. این هشدار نشان میدهد که موج اول تورم ناشی از گرانی نفت و سوخت است. اما موج دوم، به دلیل افزایش هزینههای حملونقل، تولید کودهای شیمیایی و انرژی مورد نیاز کارخانههای فرآوری مواد غذایی، مستقیماً سفره مردم را هدف خواهد گرفت. به عبارت دیگر، مردم عادی آمریکا و اروپا قرار است هزینههای این جنگ را نه فقط سر پمپ بنزین، بلکه در خواربارفروشیها نیز بپردازند.
بانک سرمایهگذاری مورگان استنلی در گزارشی تحلیلی اعلام کرده است که با توجه به تخریب گسترده تأسیسات انرژی در منطقه، بازگشت به وضعیت عادی تولید و صادرات نفت، فرآیندی ۵ ساله خواهد بود. این بانک همچنین به کاهش ۹ میلیون بشکهای ذخایر تجاری نفت آمریکا در یک هفته اشاره کرده و هشدار داده که اگر روند اختلال در تنگه هرمز تا ۲۵ آوریل ادامه یابد، اکثر کشورهای جهان با کمبود شدید سوخت مواجه خواهند شد.
نکته مهم این است که حتی پس از بازگشایی تنگه هرمز، پر کردن مجدد ذخایر استراتژیک نفت، سالها طول میکشد و تقاضای جدیدی معادل ۰.۳ میلیون بشکه در روز برای چهار سال ایجاد خواهد کرد. این یعنی فشار قیمتی بر نفت، حتی در سناریوی خوشبینانه، کماکان باقی خواهد ماند.
آمریکا مقصر وضعیت بداقتصادی
تحلیلگران براین باورند که آمریکا مقصر اصلی وضعیت بد اقتصادی کنونی است. تصمیم واشنگتن برای حمایت همهجانبه از اسرائیل، تهدید به محاصره دریایی ایران و تشدید تنش در منطقه، نه تنها امنیت انرژی جهان را به خطر انداخت، بلکه تبعات آن مستقیماً به اقتصاد آمریکا بازگشت.
همچنین تحلیلگران مستقل معتقدند اگر آمریکا به جای رویکرد نظامی، راههای دیپلماتیک را دنبال میکرد، نه تنها جنگی رخ نمیداد، بلکه تورم کنونی و رکود قریبالوقوع نیز ایجاد نمیشد. به عبارت دیگر، کاخ سفید با دست خود، تیشه به ریشه اقتصاد کشورش زده است. این اشتباه استراتژیک واشنگتن، آنقدر آشکار است که حتی رسانههای جریان اصلی آمریکا نیز نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.
آمریکایی ها بهای جنگ را می پردازند
والاستریت ژورنال در گزارشی مستند مینویسد:"جنگ ایران باعث شده اقتصاددانان پیشبینیهای خود درباره وضعیت اقتصادی در ادامه سال را کاهش دهند." بر اساس نظرسنجی فصلی این روزنامه از اقتصاددانان برجسته، اجماع نظر آنها حاکی از تورم بالاتر، رشد اقتصادی کندتر و ایجاد شغل ضعیفتر نسبت به پیشبینیهای قبلی است. این در حالی است که همین اقتصاددانان پیش از جنگ، از خروج آمریکا از رکود و کاهش نرخ تورم خبر میدادند. اما جنگ ایران، تمام معادلات را بر هم زد. نکته تلخ برای آمریکاییها این است که این جنگ را خودشان آغاز کردند و حالا دارند بهای آن را میپردازند.
یکی از دلایلی که اثرات جنگ ایران بر آمریکا عمیق و طولانیمدت خواهد بود، پیوستگی بالای اقتصاد آمریکا به اقتصاد جهانی است. آمریکا نمیتواند خود را از آشوب انرژی در خلیج فارس جدا کند. هرگونه اختلال در نفت خاورمیانه، مستقیماً قیمت بنزین در آمریکا را افزایش میدهد. هرگونه تورم در آسیا و اروپا، از طریق زنجیره تأمین کالاهای وارداتی، به فروشگاههای آمریکایی میرسد. به عبارت دیگر، آمریکا با تحریم و تهدید ایران، عملاً به اقتصاد خودش اعلام جنگ کرده است. این خودزنی استراتژیک، بیسابقه نیست، اما به این وضوح و سرعت، کم سابقه است.