نورنیوز-گروه بین الملل: این واقعیت بار دیگر در بحث آتش بس اخیر نمایان شد. در حالیکه مذاکره کننده ایرانی تاکید داشت که آتش بس باید شامل جبهه لبنان هم بشود، دولت لبنان زیر بار نرفت و آقای نواف سلام، نخست وزیر لبنان طی تماس تلفنی با میانجی پاکستانی مخالفت خود را با این آتش بس اعلام کرد. میانجی پاکستانی نیز در شرایطی قرار گرفت که وقتی دولت قانونی لبنان آتش بس را نمی پذیرد نمی توان بر طرف آمریکایی برای تثبیت آتش بس در لبنان فشار آورد.
دولت لبنان به این هم بسنده نکرد و ژنرال ژوزف عون، رئیس جمهوری لبنان به سفیر این کشور در آمریکا دستور داد با سفیر اسرائیل در آمریکا ملاقات کند و ترتیب آتش بس را بدهد. این اقدام کاملا غیرقانونی بود زیرا قانون اساسی لبنان و توافق طائف هرگونه ارتباط با دشمن صهیونیستی را جرم و خیانت و مستوجب تعقیب و محاکمه می داند و رئیس جمهوری که برای حفظ و اجرای قانون اساسی سوگند خورده است نباید خود اقدامی بر خلاف قانون اساسی انجام دهد.
جالب اینکه این ملاقات غیرقانونی انجام شد و خانم سفیر لبنان در آمریکا با سفیر رژیم صهیونیستی ملاقات کرد و عکس یادگاری هم گرفت؛ با این حال، رژیم صهیونیستی که بیشترین سود سیاسی را از این ملاقات برد، حاضر نشد آتش بس را بپذیرد و به عملیات تجاوزکارانه خود علیه لبنان ادامه داد. سرانجام آتش بس در لبنان با فشار ایران بر آمریکا و دستور جدی دونالد ترامپ به نتانیاهو برقرار شد، نه با التماس دولت لبنان در برابر دشمن صهیونیستی؛ هرچند آقای ژوزف عون در سخنان خود همچنان اصرار دارد که آتش بس نتیجه اقدامات او بوده است، ادعایی که موجی از تمسخر را در شبکه های مجازی برانگیخته است.
واقعیت این است که از آخرین اعلام آتش بس در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۴ آذر ۱۴۰۳) که دولت لبنان طرف توافق بود، مقاومت کاملا به آتش بس متعهد ماند و حتی یک گلوله هم شلیک نکرد، در حالیکه ارتش صهیونیستی با زیرپا گذاشتن مقررات آتش بس به حملات تجاوزکارانه خود، ازجمله به ساختمان ها و زدن خودروها در جاده ها و خیابان ها ادامه داد و حدود ۶۰۰ نفر از افراد مقاومت و شهروندان عادی را به شهادت رساند. حزب الله دندان روی جگر گذاشت و منتظر ماند تا دولت لبنان به تعهد خود عمل کند، اما دولت و شخص رئیس جمهوری لبنان با تماس های مکرر با آمریکا و فرانسه و کمیته ناظر بر آتش بس موسوم به مکانیزم، نتوانست کاری از پیش ببرد. در نتیجه، کاسه صبر مقاومت لبریز شد و دست به سلاح برد و نشان داد که همچنان با قدرت تمام در صحنه حضور دارد. حال، سؤال این است که همین دولت که یک سال و نیم عاجز بوده، چگونه می تواند ادعا کند با یک جلسه غیرقانونی توانسته است آتش بس برقرار کند در حالیکه خود رژیم صهیونیستی این را انکار می کند؟
واقعیت دیگر این است که تشکیل دولت در لبنان تابع معادلات
منطقه ای است. زمانی که فرانسه در منطقه قدرت داشت، در انتخابات لبنان دخالت
می کرد. در سال ۱۹۸۲ که ارتش صهیونیستی، لبنان را اشغال کرد، بشیر جمیل، فرمانده حزب کتائب، فالانژیست ها و سپس برادرش امین جُمَیّل را به ریاست جمهوری رساند. جمیل در ۲۷ مه ۱۹۸۳ کوشید موافقتنامه صلحی را با مناخیم بگنین، نخست وزیر رژیم صهیونیستی امضا کند که این اقدام با قیام مردمی ۶ فوریه سال ۱۹۸۴ در بیروت ناکام ماند و ملغی شد. در دوران نفوذ سوریه در لبنان نیز انتخابات و تعیین مسئولان با صلاحدید سوریه انجام می گرفت و در تاریخ معاصر، زمانی دیده نمی شود که فرقه های مذهبی و جریان های سیاسی لبنان توانسته باشند بدون نفوذ قدرت های خارجی، انتخابات برگزار کرده باشند.
بر همین اساس، تحلیلگران لبنانی اشاره می کنند که دولت کنونی در این کشور نتیجه سقوط نظام بشار اسد در سوریه و هیمنه آمریکا و رژیم صهیونیستی بر لبنان بوده است. و اینک پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران و نتایج این جنگ مبنی بر شکست رژیم و پیروزی مقاومت و نابود شدن
پایگاه ها و هیمنه آمریکا و ظهور جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین قدرت
منطقه ای، به ناچار باید تغییراتی در لبنان صورت پذیرد و شخصیت های جدید طرفدار مقاومت زمام امور را به دست گیرند.
اطلاعات