نورنیوز-گروه سیاسی: چهارمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی جنگ رمضان تحت عنوان «معمای امنیت خلیج فارس پساجنگ رمضان» به همت اندیشکده تین شیا با همکاری مرکز دیپلماسی اقتصادی و خانه اندیشهورزان، با حضور دکتر حمیدرضا فرتوک زاده عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر برگزار شد.
بنگاهسالاری و کدگذاری ژئوپلیتیکی منطقه
دکتر حمیدرضا فرتوکزاده در این نشست به تشریح دیدگاههای خود درباره بنگاهسالاری و کدگذاری ژئوپلیتیکی منطقه پرداخت.
در این بخش از سخنرانی، وی اظهار داشت: یکی از مهمترین مفاهیم مطرحشده در این نشست، تحلیل ساختار قدرت در جنوب خلیج فارس بر مبنای "بنگاهسالاری " (Corporatocracy) است.
دکتر فرتوکزاده این پدیده را شبکهای پیچیده از شرکتها، بانکها و نهادهای مالی توصیف کردند که با پوششهای چندلایه اطلاعاتی، امنیتی، حقوقی و رسانهای عمل میکنند و درصورت نیاز از پشتیبانی ارتش ایالات متحده برخوردار می شوند. این شبکه همزمان از پترودلار تغذیه میشود و در عین حال از آن محافظت میکند. نکته حائز اهمیت این است که این ساختار فراتر از مفهوم سنتی دولت-ملت عمل میکند. بنگاه های بزرگ نفتی به عنوان تولیدکنندگان پترودلار در یک سوی این معادله، و پیمانکاران بزرگ پروژههای توسعه ای و تسلیحاتی به عنوان مصرف کننده پترودلار در سوی دیگر، چرخهای ایجاد کردهاند که هم جاهطلبیهای محلی حاکمان را ارضا میکند و هم منافع امپراتوری آتلانتیک شمالی را تأمین مینماید. البته ذینفع اصلی پترودلار خزانهداری ایالات متحده است که چرخه بازیافت پترودلار petrodollar recycling را برای مهار تورم ناشی از انتشار دلار در اختیار دارد.
ماهیت "دولتهای بیملت" در خلیج فارس
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، در ادامه سخنان خود به تشریح مفهوم "دولتهای بیملت" پرداخت.
وی برای توصیف ماهیت واحدهای سیاسی جنوب خلیج فارس، مفهوم "دولتهای بیملت" را مطرح کرد و افرود: این واحدها که با تعریف وستفالیایی دولت-ملت قابل توضیح نیستند، بر اساس کدگذاری ژئوپلیتیکی آنگلوساکسونی شکل گرفتهاند. خاستگاه قدرت آنها نه درونزا، بلکه در پیوند با شرکتها و سازوکارهای فراملی تعریف میشود. مثال بحرین که بیش از ۲۰۰۰ سال بخش جداییناپذیر ایران بوده، نمونهای از این مهندسی ژئوپلیتیکی است. این واحد سیاسی مصنوعی جداشده از ایران و تسخیر شده به وسیله corporatocracy ، همزمان به پایگاه نظامی آمریکا برای عملیات علیه صاحب اصلی خود یعنی ایران و پایگاه سیاسی درخواست صدور قطعنامه برای محکومیت ایران در شورای امنیت تبدیل شده است. با تاکید بر این نکته کلیدی که اکثریت قاطع مردم بحرین سهمی از قدرت سیاسی قبیله حاکم ندارند.قبیله ای که در زد و بندهای دوران استعمار انگلیس بر مقدرات مردم ایرانی و ایراندوست بحرین حاکم شد تا در منظومه بنگاه سالاری آنگلوساکسونی ایفای نقش کند. سایر شیخ نشینان خلیج فارس هم به لحاظ تسخیر توسط بنگاه سالاری کم و بیش وضعیت مشابهی دارند.
اضطراب ژئوپلیتیکی ایران: ریشههای تاریخی
دکتر فرتوک زاده، مفهوم "اضطراب ژئوپلیتیکی" را برای توصیف وضعیت مستمر تنشهایی که از قرن نوزدهم بر عناصر قدرت ملی ایران وارد شده، به کار بردند. این اضطراب از دوران ورود کمپانی هند شرقی آغاز شده و در طول "بازی بزرگ" قرن نوزدهم میان بریتانیا و روسیه، تضعیف سیستماتیک مولفههای قدرت ملی کشور را در پی داشته و در نقاط عطف مهم تاریخی به شیوه های نوین بازتولید شده است.
وی در ادامه عوامل این وضعیت را چنین برشمرد: عوامل اصلی این حساسیت منفی آنگلوساکسون ها از قرن نوزدهم تا کنون نسبت به ایران را می توان اینگونه شناسایی کرد:
1): موقعیت ویژه جغرافیایی ایران در کنترل شمال خلیج فارس و دریای عمان، ۲): برخورداری از عمق استراتژیک سرزمینی، تاریخی، زبانی و الهامبخشی فرهنگی، ۳): امکان تاثیر گذاری بر سیستم پترودلار، ۴): نقش مستقل ایران در روابط با چین، ۵): تعارض با سلطه امنیتی رژیم صهیونیستی در منطقه.
بزنگاههای تاریخی اضطراب ژئوپلیتیکی
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، در ادامه به بزنگاههای تاریخی این روند اشاره کرد و اظهار داشت: بزنگاه های اصلی تاریخی اضطراب ژئوپلیتیکی ایران از قرن نوزدهم تاکنون عبارتند از:
1): جدایی هرات از ایران، حمله نظامی به خارک و بوشهر و اولتیماتوم به دولت ایران برای عقب نشینی از هرات و تحمیل قرارداد پاریس ۱۸۵۷
2): قرارداد ۱۹۰۷ سنپترزبورگ برای تجزیه ایران همزمان با صحنه گردانی در انقلاب مشروطه
3): قرارداد دارسی ۱۹۰۸ که به موجب آن سهم ایران از درآمد نفتی شانزده درصد سود حاصل از فروش نفت بود.
4): قحطی بزرگ تحمیلی و خروج غلات از ایران در سال های جنگ جهانی اول که منجر به مرگ سیاه چهل درصد از جمعیت ایران در فاصله سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ شد.
5): جلوگیری از تأسیس کارخانه تولید فولاد در دوران پهلوی اول و دوم
6): کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق
7): جدایی بحرین در سال ۱۳۵۰
8): جنگ افروزی و حمایت از صدام و گروههای تروریست و تجزیه طلب در دوران جمهوری اسلامی 9): تحریم های غیرقانونی و فزاینده و محاصره اقتصادی به ویژه تحریم جامع موسوم به cisada در سال ۲۰۱۰
10): تجاوز و جنگ ۱۲ روزه خرداد 1404
11): تجاوز و جنگ نهم اسفند ۱۴۰۴
معمای امنیت، وضعیت پارادوکسیکال و ناامنی سیال
یکی از نکات برجسته تحلیل دکتر فرتوکزاده در نشست، توصیف محیط امنیتی منطقه به عنوان "کوه یخ" است که در آن کنشها و رخدادهای محدودی در سطح ظاهر قابل مشاهده است، اما لایههای پنهان متعدد و تعیینکننده در اعماق وجود دارد. در چنین محیطی، رفتارها گاه خلاف عادت و مبتنی بر وارونگیهای مفهومی و کژتابیهای زبانی هستند. این وضعیت باعث میشود که برآوردهای امنیتی و راهبردی مستعد خطا شوند. ناهمخوانی میان "ویترین منطقهای" و "موجودیت فرامنطقهای" واحدهای سیاسی خلیج فارس، زمینه خطای ادراکی در سیاستگذاری امنیتی ایرانی را افزایش میدهد. همچنانکه ناهمخوانی میان ویترین های دولت_ملتی و موجودیت های بنگاه سالاری corporatocracy می تواند گمراه کننده باشد.
وی ادامه داد: ایران در همسایگی خود با واحدهای سیاسی مواجه است که همه ظرفیت های سخت افزاری و نرم افزاری شان بر اساس کدگذاری ژئوپلتیکی آنگلوساکسونی و بنگاه سالاری corporatocracy شکل گرفته و زمین و آسمان و ساحل و بندر و دریا و زیر دریا و همه دارایی های مشهود و نامشهودشان بدون هیچ قید و شرط و محدودیتی در اختیار جنگ سالاران امپراتوری آتلانتیک شمالی است و در هرگونه اقدام تروریستی و تجاوز نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و اقتصادی بر علیه ایران به کار گرفته میشود. با این توجیه که ما با ایران جنگی نداریم و این آمریکایی ها هستند که با ایران میجنگند. آیا این استدلال قابل قبول است که آب و خاک و هوا و دریا و ساحل و بندر و زیرساخت واحد سیاسی در جنگ بر علیه ایران مورد استفاده آمریکا و اسرائیل باشد و آن واحد سیاسی هیچ مسئولیتی در قبال آن نداشته باشد؟ در این صورت چگونه میتوان نام آن واحد سیاسی را "کشور" گذاشت؟ این مهم ترین کانون معمای امنیت خلیج فارس است که بستر ناامنی سیال تزریق شده از ناحیه امپراتوری آتلانتیک شمالی در منطقه را هموار کرده است. موضوع ناامنی سیال به عنوان مدخلی برای فهم معمای امنیت خلیج فارس در گفتارهای متعدد توسط دکتر فرتوک زاده تشریح شده است.
تحلیل جنگ ۱۲ روزه و سیگنالهای نادرست
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، در ادامه به تحلیل جنگ ۱۲ روزه پرداخت.
وی، جنگ اخیر را در چارچوب دستور اجرایی پنتاگون در سال ۲۰۰۱ برای نابودی هفت کشور تحلیل کردند که سال ها پیش توسط ژنرال وسلی کلارک برملا شد. ایشان بر این نکته تأکید کردند که آنچه مانع تحقق کامل این طرح شد، تشکیل محور مقاومت با تدبیر رهبر شهید و سردار شهید سلیمانی بود.
از دیدگاه دکتر فرتوک زاده خویشتن داری ایران در برابر تعرض های مکرر رژیم صهیونی به ویژه حمله به کنسولگری ایران در دمشق در فروردین ۱۴۰۳، از جانب دشمن حمل بر ضعف و فقدان اراده جنگ گردید. یعنی ایرانیان به خاطر مراعات حال دولت سوریه و به هم نخوردن آرامش سوریه از مقابله به مثل خودداری کردند و از فرط صلح طلبی در تله جنگ افتادند. در حالی که پاسخ کوبنده شهید سلیمانی از خاک سوریه پس از حمله رژیم صهیونی به پایگاه تی فور در سال ۹۷ و موشک باران مواضع رژیم در جولان توانست از ادامه تعرض های دشمن جلوگیری کند.
وی همچنین بیان کرد: روایت آقای البوسعیدی وزیر خارجه عمان از مذاکرات مسقط اینگونه است که تیم مذاکرهکننده ایرانی حتی به انباشت صفر مواد غنیشده و دسترسی بازرسان آمریکایی به سایتهای ایرانی تن داده بود. این رویکرد، سیگنالهایی مبنی بر تمایل ایران به رفتار صلحآمیز ارسال کرد که در نهایت در اتاق جنگ ایالات متحده آمریکا به عنوان نشانه ضعف تفسیر شد. اهمیت جنگ سیگنال ها در جلوگیری از به طمع افتادن دشمن برای حمله و تجاوز به ایران بسیار مهم ارزیابی میشود.