نورنیوز- گروه بین الملل: پایگاه المطلع در تحلیلی از نشست اسلامآباد با اشاره به اینکه آمریکا بهای تصمیمات آشفته خود را میپردازد، نوشت که این نشست، عمق شکاف راهبردی بین دو طرف را آشکار کرد و آزمونی حقیقی برای انتقال از رویارویی نظامی به حلوفصل سیاسی بود اما روند حوادث نشان داد که این درگیری فراتر از یک اختلاف مذاکراتی است بلکه یک نزاع بین ارادهها و دیدگاههای متناقض درباره امنیت منطقهای و موازنه قدرت بینالمللی است.
در این تحلیل آمده است:
طرف آمریکایی بر روی مجموعهای از خواستههای خود پافشاری کرده و آن را اساس تضمین امنیت دانست که عبارت بود از پایان کامل عملیات غنیسازی اورانیوم، برچیدن تأسیسات هستهای اصلی، ممانعت ایران از دستیابی سریع به توسعه سلاح هستهای و نیز تحمیل چارچوب گسترده برای امنیت منطقهای مشتمل بر کاهش تنش و توقف حمایت از متحدان منطقهای مانند حماس، حزبالله و حوثیها و بازگشایی کامل تنگه هرمز بدون هیچ هزینه و مالیاتی؛ در مقابل پاسخ ایران نیز قاطع بود و تهران مخالفت خود با هر گونه تلاش برای سلب حقوق حاکمیتی را اعلام کرد و محمدباقر قالیباف رئیس تیم مذاکرات ایران تأکید کرد که مشکل اصلی در فقدان اعتماد است و تاریخ مملو از بدعهدیهایی است که قبول تضمینهای آمریکا را دشوار میکند و آمریکا باید اعتماد ایران را جلب کند نه بالعکس.
با اعلام شکست مذاکرات اسلامآباد، ۶ نکته بسیار پیچیده و دشوار در مذاکرات مشخص شد و آن عبارت است از برنامه هستهای، آینده غنیسازی اورانیوم، کنترل تنگه هرمز، نقش منطقهای ایران، داراییهای بلوکه شده و شکاف اعتماد تاریخی؛ اینها مواردی بودند که درگیری بر سر نفوذ و تصمیمات حاکمیتی را نشان داد به ویژه اینکه تهران بر حق خود برای مدیریت منابع و آبراههای حیاتی و مخالفت با هر گونه امتیازدهی تحت فشار، تأکید کرد.
با وجود اینکه هنوز کانالهای میانجیگری و باب مذاکره بسته نشده؛ اما تحولات میدانی به سرعت به سمت عبور از روند دیپلماسی پیش رفت و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تحمیل محاصره دریایی بر تنگه هرمز را اعلام کرد که اقدامی تنشزا و بیسابقه بود و با وجود ادعای حمایت از ناوبری اما سوالاتی را درباره اهداف این تصمیم مطرح کرد.
این موضع آمریکا بیانگر نوعی سردرگمی است و واشنگتن از تبلیغ برای بازگشایی آبراهها به مسدود کردن آن روی آورد که به گفته ناظران تلاشی برای جبران شکست مذاکرات از طریق تشدید تنش و حتی تلاشی برای سلطه بر یک تصمیم جغرافیایی است که آمریکا در حال حاضر اختیار آن را ندارد به ویژه اینکه تنگه هرمز تحت معادلههای پیچیده منطقهای قرار دارد و هر گونه سلطه بر آن را دشوار کرده است.
موضع ایران پس از اعلام این محاصره نیز جالب توجه بود و ثبات آن را نشان داد به گونهای که نه تنها عقبنشینی نکرد بلکه حضور نظامی خود را تقویت کرد و بنابه گفته «آرون دیوید میلر» مذاکرهکننده سابق آمریکا تهران کارتهای بسیار قدرتمندی در اختیار دارد و عجلهای هم ندارد تا امتیازاتی ارائه کند بلکه آماده خطرپذیری و احتمال ازسرگیری عملیات نظامی است، از سوی دیگر با شروع محاصره مشخص شد که پیآمدهای آن تنها محدود به ایران نیست بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است چرا که هر گونه اختلال در تنگه هرمز سریعا بر بازارهای انرژی اثر میگذارد و ارزیابیها نشان میدهد که احتمال افزایش بهای نفت به ۱۴۰ و حتی ۱۷۰ دلار در هر بشکه وجود دارد، امری که احتمال وارد آمدن شوک به اقتصاد جهانی به ویژه برای کشورهای صنعتی بزرگ مانند چین، ژاپن و اروپا تقویت میکند و گذشته از آن زنجیرههای تأمین جهانی، هزینههای بالای حمل و نقل و بیمه را نیز دربرمیگیرد و همین امر نشان میدهد که محاصره هر چند جزئی میتواند به یک ابزار فشار جهانی تبدیل شود نه اینکه اقدامی محدود علیه ایران باشد همچنانکه تحلیلها نیز نشان میدهد که آمریکا به دلیل پیچیدگیهای نظامی و حقوقی و خطر تشدید تنش با چالشهایی در اجرای کامل محاصره مواجه است.
در حالی که واشنگتن سعی دارد از محاصره به عنوان اهرم فشار استفاده کند، تهران توانایی انتقال هزینه این فشار به خارج از طریق تهدید دریانوردی و افزایش هزینه های تجارت جهانی را دارد و همین امر باعث تقویت این فرضیه شده است که این درگیری بیش از آنکه درگیری سریع و قاطع باشد، وارد مرحله «بازدارندگی متقابل» شده است و گذشته از آن تهران کارت مسدودسازی کامل تنگه بابالمندب از طریق متحد منطقهای خود انصارالله یمن را در اختیار دارد و در همین ارتباط ابراهیم ذوالفقاری سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم الأنبیاء نیز تأکید کرد که در صورت تعرض به بنادر ایران، هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان در امان نخواهد بود و امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا هیچ کس.
بنابراین شکست مذاکرات اسلام آباد تنها یک بن بست دیپلماسی گذرا نبود بلکه لحظهای بود که ماهیت درگیری بین آمریکا و ایران آشکار کرد؛ لحظهای که فشارهای آمریکا به سقف بلند ایران که حاضر به چشمپوشی از اصول خود نیست، برخورد کرد و تنش اخیر به ویژه محاصره تنگه هرمز نشان داد که این نبرد تنها بر سر توافق هستهای نیست بلکه بر سر این است که چه کسی در منطقه تصمیم میگیرد و ارکان اقتصاد جهانی را در دست دارد و از این رو منطقه همچنان با دو سناریو مواجه است: ازسرگیری مذاکرات با شروط جدید یا حرکت به سمت رویارویی گستردهتر که میتواند کل نظم بینالمللی را بازترسیم کند.