نورنیوز-گروه اقتصادی: آغاز عملیاتی کریدور ترانزیتی ایران–پاکستان با نخستین محمولهای که از پاکستان به مقصد ازبکستان حرکت کرده، نقطه عطفی در معادلات حملونقل و تجارت منطقهای محسوب میشود. این مسیر که در فروردین ۱۴۰۵ وارد فاز اجرایی شده، ایران را بهعنوان حلقه اتصال میان جنوب آسیا و آسیای مرکزی در موقعیتی تازه قرار داده است؛ موقعیتی که میتواند پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی گستردهای به همراه داشته باشد.
در این کریدور، مسیر حمل کالا از بندر گوادر در پاکستان آغاز شده، پس از عبور از خاک ایران به مرزهای شمالی رسیده و از آنجا به ازبکستان و سایر کشورهای آسیای مرکزی متصل میشود. این مسیر نهتنها کوتاهتر از مسیرهای جایگزین بهویژه مسیر افغانستان است، بلکه بهدلیل زیرساختهای نسبتا پایدار ایران، از امنیت و پیشبینیپذیری بیشتری برخوردار است. همین مزیتها باعث شده تا فعالان اقتصادی توجه ویژهای به این مسیر داشته باشند.
بر اساس دادههای ارائهشده، این کریدور میتواند هزینههای حملونقل را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهد و زمان انتقال کالا را از حدود ۲۰ روز به کمتر از ۱۰ تا ۱۲ روز برساند. چنین کاهش چشمگیری در زمان و هزینه، مزیت رقابتی قابلتوجهی برای بازرگانان ایجاد میکند و میتواند جریان تجارت منطقهای را به سمت این مسیر سوق دهد.
از منظر ژئواکونومیک، اهمیت این کریدور فراتر از صرفا کاهش هزینههاست. اتصال مستقیم جنوب آسیا به آسیای مرکزی، ایران را به پلی زمینی میان دو منطقه مهم اقتصادی تبدیل میکند. این موضوع بهویژه در شرایطی که مسیرهای سنتی با چالشهای امنیتی یا سیاسی مواجه هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین توسعه این مسیر میتواند جایگاه ایران را در پروژههای بزرگتر مانند اتصال به کریدورهای بینالمللی تقویت کند.
در بخش سود بازیگران، پاکستان با دسترسی پایدارتر به بازارهای آسیای مرکزی، فرصت تنوعبخشی به صادرات خود را به دست میآورد. ایران نیز از محل افزایش درآمدهای ترانزیتی و تقویت نقش لجستیکی خود بهرهمند میشود. از سوی دیگر، کشورهای آسیای مرکزی مانند ازبکستان به مسیر سریعتر و مقرونبهصرفهتری برای دسترسی به آبهای آزاد و بازارهای جهانی دست پیدا میکنند.
یکی از دلایل رقابتی بودن این مسیر، ترکیب حملونقل دریایی و زمینی است که انعطافپذیری بیشتری ایجاد میکند. علاوه بر این، کاهش زمان توقف در مرزها و هزینههای عبور، جذابیت این مسیر را دوچندان کرده است. زیرساختهای نسبتا توسعهیافته در ایران نیز بهعنوان مزیت کلیدی در مقایسه با مسیرهای جایگزین مطرح میشود.
با این حال، برای تثبیت و توسعه این کریدور، چالشهایی نیز وجود دارد. نیاز به دیجیتالیسازی فرآیندهای گمرکی، هماهنگیهای بیشتر میان کشورها، بهبود زیرساختهای ریلی و ایجاد تعرفههای مشترک از جمله اقداماتی است که میتواند کارایی این مسیر را افزایش دهد. همچنین تعاملات سیاسی و اقتصادی میان کشورهای درگیر نقش تعیینکنندهای در آینده این پروژه خواهد داشت.
در چشمانداز آینده، ظرفیت بالقوه این کریدور برای جابهجایی بیش از ۱۰ میلیون تن کالا در سال برآورد میشود. اگر این ظرفیت بالفعل شود، ایران میتواند سهم قابلتوجهی از تجارت ترانزیتی منطقه را به خود اختصاص دهد و درآمدهای خود را تا ۱۵ درصد افزایش دهد. علاوه بر این، پیوند این مسیر با پروژههایی مانند کریدور چین–پاکستان میتواند آن را به یکی از مهمترین شاهراههای تجاری اوراسیا تبدیل کند.
در مجموع، کریدور ایران–پاکستان نهتنها یک مسیر حملونقل جدید، بلکه نمادی از تغییر در هندسه اقتصادی منطقه است؛ تغییری که در صورت مدیریت صحیح، میتواند منافع بلندمدتی برای همه بازیگران به همراه داشته باشد.