نورنیوز-گروه سیاسی: در سخن پیشین روشن شد که جنگها، الزاماً بر محاسبات عقلانی و سبک و سنگین کردن منطقی سود و زیان، شکل نمیگیرند، بلکه دارای ریشههای روانی، متغیرهای عاطفی، هیجانی و برداشتی هستند.
برداشتها و سوء برداشتها از خود و دشمن، مبنای تصمیمگیری رهبران سیاسی برای اقدامات جنگ محورانه است. در تعرض و تجاوز اخیر به میهن ما، مهمترین تصمیمگیر، شخص ترامپ بود. لذا باید روانشناسی سیاسی او را در نسبت با این تجاوز مورد بررسی قرار داد و این پرسش را مطرح کرد که چگونه میتوان عناصر روانشناختی تصمیم ترامپ در تعرض به ایران را شناسائی کرد؟ از آنجا که این جنگ، پروژه مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکاست باید به تقاطع و بهمآمیختگی عناصر روانشناختی و محاسبات استراتژیک توجه کرد. با این زاویه دید، در پاسخ به پرسش مزبور، ابتدا باید به ویژگیهای برجسته در تحلیل روانشناسی ترامپ توجه کرد. سپس استراتژی درازمدت رژیم صهیونیستی در رابطه با ایران بررسی شود و سرانجام روند بهمآمیختگی این دو یعنی دنیای استراتژی و دنیای رواشناسی سیاسی، مورد مداقه قرار گیرد.
جای شک و تردیدی نیست که ترامپ، فردی عادی و معمولی نیست. از نظر روانشناسی، مخصوصاً در عرصه کنش و واکنشهای سیاسی، چند ویژگی او به صورت اجماعی، مورد توافق جامعه تحلیلگران امور بینالمللی است. اول، او دارای شخصیتی با درجه بسیار بالایی از خودشیفتگی انحصاری و اختصاصی است. دوست دارد که نامش، در همهجا و روی همهچیز باشد. در همین تجاوز اخیر، با برنامه قبلی و یا بدون برنامه، در مراحل اولیه جنگ، به جای تنگه هرمز، از عنوان تنگه ترامپ یاد کرد که البته بلافاصله نوعی ویرایش کلامی را مطرح ساخت. اما درباره خودشیفتگی ترامپ باید گفت او خود را برگزیده خداوند میداند و مأموریتی الهی در زمین برای خویش قائل است. از تعریف و تمجید لذت میبرد.
و طُرفه آنکه نسبت به انتقاد بسیار حساس است و کوچکترین انتقادی را برنمیتابد. جالب آنکه روزنامه والاستریت ژورنال که در اردوگاه محافظهکاران قرار دارد و مدافع تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران است در مطلبی نوشت که اعلام پیروزی توسط ترامپ بعد از اعلام آتشبس، زودهنگام بود. ترامپ بلافاصله به این روزنامه حمله کرد و این روزنامه در سرمقاله، ۹ آوریل ۲۰۲۶ (۲۰/۱/۱۴۰۵)، اختصاصاً به بررسی انتقاد ترامپ پرداخته و برای اینکه خشم ترامپ، دامن آن را نگیرد، اعلام وفاداری مجدد با او کرد.
دومین ویژگی برجسته روانشناسی او، علاقه به پیروزی سریع است. او خود را مرد همیشه پیروز میبیند. پیروزی، نه تنها بدست آوردن اهداف تعیین شده قبلی برای اوست، بلکه بخشی از هویت وی میباشد. اینکه احساس کند و یا مطرح شود که موفق نیست، ضربه به هویتش قلمداد میگردد. پرخاش میکند و در کلام منفی بکار بردن حد و مرزی نمیشناسد.
سومین ویژگی وی، تحقیر دیگران است. تحقیر او، افراد، پدیدهها، جریانها، کشورها و موضوعات مختلفی را در بر میگیرد البته ریشه تحقیر دیگران، در تحقیرهایی است که او در دوران مختلف زندگی خود تجربه کرده است. روانشناسان سیاسی که به مطالعه و پژوهش در مورد او پرداختهاند، از برخورد ناهنجار پدرش با دونالد ترامپ نوجوان، یاد میکنند.
ویژگیهای دیگری هم در روانشناسی سیاسی او مطرح میشوند که نمیتوان به همه آنها پرداخت. اما در میان آنها از یک ویژگی ـ ویژگی چهارم ـ نمیتوان صرف نظر کرد و آن این است که ترامپ به کارشناس و نظرات حرفهای و نهادهای بوروکراتیک و عقل سازمانی و گروهی اعتقادی ندارد.
اما این همه ماجرا نیست. در طرف دیگر این معادله، رژیم صهیونیستی قرار دارد که استراتژی کم و بیش روشنی را در مورد محیط استراتژیک پیرامونی خود، در چند دهه گذشته، دنبال کرده است. توضیح آنکه، بعد از پایان جنگ سرد، استراتژیستهای صهیونیستی، ارزیابیهای امنیتی خاصی از شرایط اسرائیل و محیط پیرامون آن ارائه کردهاند که در یک کلام، تضعیف و نابودی امکانات هر کنشگری در خاورمیانه است که با آن رژیم مخالفت کند. ایزائیل شاهاک، روشنفکر چپ و انتقادی اسرائیلی که سخت نسبت به سیاستهای خشن آن رژیم انتقاد داشت و دو سال پیش بدرود حیات گفت، در آغاز دهه نود با استناد به آنچه که در درون اسرائیل به زبان عربی چاپ میشد، با انتشار جزوهای نوشت که حاکمیت اسرائیل، عراق و ایران را دو خطر استراتژیک میداند که باید به کمک آمریکا نابود شوند. استراتژی پیوسته اسرائیل، افزایش تنش بین ایران و آمریکا، جلوگیری از مدیریت تنش بین آن دو و درگیری نظامی آمریکا با ایران بوده است. جانکری وزیر خارجه پیشین آمریکا، در هفته اول آوریل ۲۰۲۶ (هفته سوم فروردین ۱۴۰۵) گفت که اسرائیلیها، آمریکا را تشویق به درگیری نظامی با ایران میکردهاند و البته رؤسای جمهور پیشین آمریکا، این کار را صلاح نمیدانستهاند.
اما این در دوران ترامپ بود که آن استراتژی را با بهرهبرداری از روانشناسی او از طریق تجاوز به ایران عملی کردند. مقاله تحقیقاتی جاناتان سوان و مگی هابرمن در نیویورکتایمز ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۹/۱/۱۴۰۵) جزئیات فوقالعاده مهمی از روند تصمیمگیری ترامپ ارائه میدهد. در این مقاله روشن میشود که در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ (۲۲/۱۱/۱۴۰۴) نتانیاهو مسئول موساد و فرماندهان رژیم صهیونیستی در اطاق موسوم به وضعیت که اختصاص به تصمیمگیریهای حساس در وضعیتهای خطرناک دارد، با ترامپ و تیم او جمع شدند و این اولین باری بود که با یک رهبر خارجی، چنین جلسهای برگزار میشد. آنچه که در این جلسه گذشته، مهم بوده و در شناخت تقاطع استراتژی و روانشناسی، حائز اهمیت است که در نوشتار بعدی بدان پرداخته میشود.
و طُرفه آنکه نسبت به انتقاد بسیار حساس است و کوچکترین انتقادی را برنمیتابد. جالب آنکه روزنامه والاستریت ژورنال که در اردوگاه محافظهکاران قرار دارد و مدافع تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران است در مطلبی نوشت که اعلام پیروزی توسط ترامپ بعد از اعلام آتشبس، زودهنگام بود. ترامپ بلافاصله به این روزنامه حمله کرد و این روزنامه در سرمقاله، ۹ آوریل ۲۰۲۶ (۲۰/۱/۱۴۰۵)، اختصاصاً به بررسی انتقاد ترامپ پرداخته و برای اینکه خشم ترامپ، دامن آن را نگیرد، اعلام وفاداری مجدد با او کرد.
دومین ویژگی برجسته روانشناسی او، علاقه به پیروزی سریع است. او خود را مرد همیشه پیروز میبیند. پیروزی، نه تنها بدست آوردن اهداف تعیین شده قبلی برای اوست، بلکه بخشی از هویت وی میباشد. اینکه احساس کند و یا مطرح شود که موفق نیست، ضربه به هویتش قلمداد میگردد. پرخاش میکند و در کلام منفی بکار بردن حد و مرزی نمیشناسد.
سومین ویژگی وی، تحقیر دیگران است. تحقیر او، افراد، پدیدهها، جریانها، کشورها و موضوعات مختلفی را در بر میگیرد البته ریشه تحقیر دیگران، در تحقیرهایی است که او در دوران مختلف زندگی خود تجربه کرده است. روانشناسان سیاسی که به مطالعه و پژوهش در مورد او پرداختهاند، از برخورد ناهنجار پدرش با دونالد ترامپ نوجوان، یاد میکنند.
ویژگیهای دیگری هم در روانشناسی سیاسی او مطرح میشوند که نمیتوان به همه آنها پرداخت. اما در میان آنها از یک ویژگی ـ ویژگی چهارم ـ نمیتوان صرف نظر کرد و آن این است که ترامپ به کارشناس و نظرات حرفهای و نهادهای بوروکراتیک و عقل سازمانی و گروهی اعتقادی ندارد.
اما این همه ماجرا نیست. در طرف دیگر این معادله، رژیم صهیونیستی قرار دارد که استراتژی کم و بیش روشنی را در مورد محیط استراتژیک پیرامونی خود، در چند دهه گذشته، دنبال کرده است. توضیح آنکه، بعد از پایان جنگ سرد، استراتژیستهای صهیونیستی، ارزیابیهای امنیتی خاصی از شرایط اسرائیل و محیط پیرامون آن ارائه کردهاند که در یک کلام، تضعیف و نابودی امکانات هر کنشگری در خاورمیانه است که با آن رژیم مخالفت کند. ایزائیل شاهاک، روشنفکر چپ و انتقادی اسرائیلی که سخت نسبت به سیاستهای خشن آن رژیم انتقاد داشت و دو سال پیش بدرود حیات گفت، در آغاز دهه نود با استناد به آنچه که در درون اسرائیل به زبان عربی چاپ میشد، با انتشار جزوهای نوشت که حاکمیت اسرائیل، عراق و ایران را دو خطر استراتژیک میداند که باید به کمک آمریکا نابود شوند. استراتژی پیوسته اسرائیل، افزایش تنش بین ایران و آمریکا، جلوگیری از مدیریت تنش بین آن دو و درگیری نظامی آمریکا با ایران بوده است. جانکری وزیر خارجه پیشین آمریکا، در هفته اول آوریل ۲۰۲۶ (هفته سوم فروردین ۱۴۰۵) گفت که اسرائیلیها، آمریکا را تشویق به درگیری نظامی با ایران میکردهاند و البته رؤسای جمهور پیشین آمریکا، این کار را صلاح نمیدانستهاند.
اما این در دوران ترامپ بود که آن استراتژی را با بهرهبرداری از روانشناسی او از طریق تجاوز به ایران عملی کردند. مقاله تحقیقاتی جاناتان سوان و مگی هابرمن در نیویورکتایمز ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۹/۱/۱۴۰۵) جزئیات فوقالعاده مهمی از روند تصمیمگیری ترامپ ارائه میدهد. در این مقاله روشن میشود که در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ (۲۲/۱۱/۱۴۰۴) نتانیاهو مسئول موساد و فرماندهان رژیم صهیونیستی در اطاق موسوم به وضعیت که اختصاص به تصمیمگیریهای حساس در وضعیتهای خطرناک دارد، با ترامپ و تیم او جمع شدند و این اولین باری بود که با یک رهبر خارجی، چنین جلسهای برگزار میشد. آنچه که در این جلسه گذشته، مهم بوده و در شناخت تقاطع استراتژی و روانشناسی، حائز اهمیت است که در نوشتار بعدی بدان پرداخته میشود.
اطلاعات