نورنیوز-گروه اجتماعی: فاطمه شفیعخانی ضمن اشاره به افزایش فشارهای روانی در جامعه امروز، اظهار کرد: انسانها در طول تاریخ همیشه با رنج و دشواری روبرو بودهاند اما شدت و تنوع چالشهای دوران معاصر، بیش از هر زمان دیگری اهمیت خودشفقتورزی را روشن میکند، ما نیاز داریم یاد بگیریم چگونه در کنار تمام مسوولیتها، کمی هم همراه و مراقب خودمان باشیم.
وی در تعریف شفقتورزی به خود، افزود: شفقت یعنی حساس بودن به رنج خودمان و دیگران با آرزویی عمیق برای کاهش آن، این تعریف اگرچه ساده به نظر میرسد، اما در عمل میتواند شیوه مواجهه ما با مشکلات را دگرگون کند.
این روانشناس با بیان اینکه خودشفقتورزی فقط یک مفهوم روانشناختی نیست، بلکه مهارتی آموختنی است که سه مولفه اساسی آن را توضیح میدهد.
وی ادامه داد: نخستین مولفه آن، مهربانی با خود است، خیلی از ما وقتی دچار خطا یا ناکامی میشویم، با خودمان بیرحمتر از هر فرد دیگری برخورد میکنیم، در حالی که اگر همان موقع یک دوست در همان وضعیت بود، با لحنی کاملا مهربانانه با او صحبت میکردیم و خودشفقتورزی یعنی همین مهربانی را به خودمان هم تعمیم دهیم.
شفیعخانی بیان کرد: مهربانی با خود تنها در سطح جملات مثبت نیست بلکه نوع نگاه ما به خطاها و ضعفها را نیز تغییر میدهد، وقتی حامی خودمان باشیم، در سختیها کنار خود میایستیم، نیازهایمان را انکار نمیکنیم و میپذیریم که انسان بودن یعنی خطاپذیری و همین پذیرش بهجای تضعیف، ما را قویتر میکند.
این روانشناس بیان کرد: مولفه دوم حس اشتراک انسانی است؛ احساسی که یکی از نادیدهگرفتهترین منابع آرامش در زندگی به شمار میآید، گاهی افراد تصور میکنند فقط خودشان اینگونه ناراحت، مضطرب یا درماندهاند، این حس تنهایی عاطفی، رنج را چند برابر میکند، در حالی که اگر هر فرد دیگری در شرایط ما قرار میگرفت، احتمالا مشابه همین احساسات را تجربه میکرد.
وی افزود: مطالعات متعدد روانشناسی نشان میدهد که انسانها بسیار بیش از آنچه گمان میکنند در تجربههای هیجانی به یکدیگر شبیهاند، وقتی میفهمیم رنج ما یک تجربه جهانی انسانی است، احساس انزوا کم میشود و تحملپذیریمان نسبت به دشواریها بالا میرود.
شفیعخانی سومین مولفه را حضور آگاهانه در لحظه دانست و ادامه داد: ذهن انسان به طور طبیعی تمایل دارد یا در گذشته غرق شود یا به آیندهای پر از فرضیات نگرانکننده پرتاب شود، بخشی از رنج ما نه از خود واقعیت، بلکه از رفتوآمدهای بیوقفه ذهن در زمان ناشی میشود، حضور آگاهانه یعنی برگرداندن خود به اکنون، بدون قضاوت و با پذیرش آنچه وجود دارد.
به گفته این روانشناس، حضور آگاهانه در لحظه به هیچ عنوان به معنای بیخیالی یا بیبرنامگی نیست؛ بلکه تلاشی است برای اینکه انسان از واکنشهای شتابزده و ناخودآگاه فاصله بگیرد، تمرینهای کوچک مثل تمرکز یک یا دو دقیقهای روی تنفس، اگر مداوم انجام شوند، کمک میکنند ذهن آرامتر شود و فرد در لحظه تصمیمهای آگاهانهتر و سالمتری بگیرد.
وی در ادامه به نقش خودشفقتورزی در بهبود سلامت روان اشاره کرد و یادآور شد: این مهارت نه تنها میزان اضطراب و افسردگی را کاهش میدهد، بلکه تابآوری فرد را نیز تقویت میکند، وقتی خودشفقتورز هستیم در بحرانها کمتر احساس درماندگی میکنیم، چون به جای سرزنش خود، تلاش میکنیم بفهمیم دقیقا چه چیزی نیاز داریم و چگونه میتوانیم شرایط را بهبود دهیم.
شفیعخانی اضافه کرد: خودشفقتورزی به معنای نادیده گرفتن مشکل یا تسلیم شدن در برابر سختیها نیست، برعکس، این مهارت جرات مواجهه با رنج را ایجاد میکند، کسی که با خودش مهربان است، راحتتر کمک میگیرد، کمتر احساس شرم میکند و احتمالا سریعتر بهبود پیدا میکند.
این روانشناس خاطرنشان کرد: یادگیری خودشفقتورزی یک مسیر تدریجی است و مانند هر مهارت دیگری نیاز به تمرین دارد، با چند قدم ساده میتوان شروع کرد؛ از یک گفتوگوی مهربانانه با خود، تا یادآوری اینکه رنج ما بخشی از تجربه مشترک انسانی است و چند دقیقه حضور آگاهانه در لحظه، همین تمرینهای کوچک به مرور اثرات بزرگ و ماندگاری بر سلامت روان ما میگذارند.