نورنیوز-گروه بین الملل: شبکه خبری سیانان در گزارشی مینویسد، قوانین آهنین جهان که بر ریاست جمهوری دونالد ترامپ حاکم است - قدرت، زور و قدرت - به طور فزایندهای در داخل و خارج از این کشور به چالش کشیده میشوند.
ترامپ و زیردستانش اعتقاد خود به تسلط و تمایلشان به استفاده از قدرت «مهارنشدنی» آمریکا در پی پیروزیهای اقتصادی، ژئوپلتیکی و داخلی را پنهان نکردهاند. سیاستهای او امتداد یک برند شخصی است که بر اساس رویارویی و تشدید اختلافات بنا شده است.
اما وضعیت بینالمللی به طور فزاینده آشفته و آشوب داخلی گسترده را نشان میدهد که روش رئیسجمهور تمامیتخواه آمریکا، در تشدید و اجبار محدودیتهایی دارد و ممکن است او را به گوشههای سیاسی آسیبزا سوق دهد. تجاوز علیه ایران، آزمون نهایی رویکرد ترامپ را ثابت میکند.
سیانان مینویسد، غرایز ترامپ ممکن است به توضیح تصمیم او برای حمله به جاهطلبیهای نظامی، هستهای و منطقهای ایران که روسای جمهور قبلی از آن اجتناب میکردند، کمک کند. اما امتناع تهران از تسلیم شدن در برابر خواستههای ترامپ، محدودیتهای قدرت آمریکا - و خود او - را آشکار میکند.
این موضوع، رئیسجمهور آمریکا را با انتخابهای سختی روبرو کرده است. به نوشته رسانه آمریکایی، ترامپ میتواند درگیری را تشدید کند تا ایران را مجبور به رعایت خواستههایش کند، اما این ممکن است تلفات ایالات متحده را افزایش دهد و منجر به واکنش شدید اقتصادی شود. او میتواند ادعای پیروزی کند و از میدان خارج شود، اما کنترل ایران بر تنگه هرمز و حفظ ذخایر اورانیوم غنیشدهاش، چنین ادعایی را رد میکند.
سیانان نوشت: «ترامپ برای فرار از این دام، مسیری را انتخاب کرده است که شامل ترکیب قدرت نظامی آمریکا با امتناع خود از واگذاری زمین به دشمنی است که در حال مقابله به مثل است. محاصره جدید تنگه هرمز توسط او، تقلایی برای خفه کردن اقتصاد ایران با وجود واکنش شدید احتمالی در بازارهای جهانی انرژی است. جستجو برای پایان بازی در ایران، مهمترین بحران برای رئیسجمهور آمریکاست. اما رهبری نامنظم جنگ او در سایر جنجالها نیز دیده شد.»
براساس این گزارش، او نتوانسته متحدان ناتو را به پیوستن به جنگی که با آن مخالف بودند و از قبل به آنها اطلاع داده نشده بود، وادار کند. حتی تهدیدهای او برای ترک اتحاد ناتو، ملتها را متقاعد نکرد که آنچه را که منافع ملی خود میدانند، رها کنند. عدم همراهی آنها، گزینههایی را که ایالات متحده اغلب در جنگهای گذشته به آنها متکی بود، از دست او گرفته است.
سیانان بر این باور است که رویکرد بیرحمانه ترامپ میتواند «مؤثر» باشد، مانند زمانی که او با استفاده از جنگ تعرفهای علیه شرکای تجاری ایالات متحده، برخی از معاملات را به سرانجام رساند. اما چین، که خود یک ابرقدرت اقتصادی است، با تهدید به قطع صادرات حیاتی عناصر خاکی کمیاب، پاسخ داد. پکن از پتانسیل یک جنگ تجاری برای فروپاشی بازارهای جهانی و مجبور کردن ترامپ به عقبنشینی استفاده کرد.
رسانه آمریکایی نوشت: «به نظر میرسد ایران از آن ماجرا آموخته است که ایالات متحده در برابر شوکهای اقتصاد جهانی آسیبپذیر است و تمام تلاش خود را کرده است تا با بستن تنگه هرمز، این استراتژی را بکار گیرد.»
این حس که برخی از قدرتهای ترامپ در حال افول است، فراتر از بنبست ایران است. ترامپ این باور را که از قدرت بلامنازع برخوردار است، پنهان نکرده است. ترامپ در ماه اوت گذشته گفت: «من (حق دارم) هر کاری که میخواهم انجام دهم. من رئیس جمهور ایالات متحده هستم.» او امسال به نیویورک تایمز گفت که تنها مانع اقدامات او در خارج از کشور «اخلاق خودم» است.
این باور در امتناع او از درخواست نظر کنگره یا آمادهسازی کشورش برای نبرد قبل از شروع جنگی که اکنون بیش از شش هفته طول کشیده، منعکس شده است.
وقتی از مقامات کاخ سفید در مورد اقدامات بعدی در ایران سؤال میشود، اغلب پاسخ میدهند که «فقط رئیسجمهور میداند چه خواهد کرد» که نشاندهنده روند رد اصول تقسیم قدرت در سیستم جمهوری آمریکاست.
اعتقاد به قدرت و تشدید که زیربنای دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ است، به بهترین شکل توسط استیون میلر، معاون رئیس دفتر کاخ سفید، بیان شد. میلر در ماه ژانویه در بحبوحه سرخوشی کاخ سفید از دستگیری نیکولاس مادورو، مرد قدرتمند ونزوئلا، به جیک تاپر از سیانان گفت: «ما در جهانی زندگی میکنیم، در دنیای واقعی... که با قدرت اداره میشود، با زور اداره میشود.»
سیانان مینویسد: «به نظر میرسید نمایشهای سلطهجویانه ترامپ در اوایل دوران ریاست جمهوریاش بهتر جواب میداد. او حزب جمهوریخواه را به ظرف اراده خود تبدیل کرد که با وجود کاهش محبوبیت، همچنان تمایلی به محدود کردن وحشیترین انگیزههای او ندارد. حمله نیروهای ویژه که مادورو را در ژانویه از خانهاش ربود، موفقیت بزرگی برای ترامپ بود. اما ممکن است شانس ترامپ در ایران رو به پایان باشد.»
این جنگ با نمایشی از ویرانی آغاز شد که مشابه سایر درگیریهای قرن بیست و یکم آمریکا است، اما خیلی زود این درس تاریخی را برجسته کرد که برتری عظیم نیروی هوایی به خودی خود نمیتواند پیروزیهای قطعی یا تغییر نظام ایجاد کند.
رسانه آمریکایی مینویسد: «یکی از راههای نگاه به محاصره تنگه هرمز توسط ترامپ، تلاشی برای بازگرداندن سلطه خود و آمریکا بر ایران است.»
طبق این نوشتار، اما یکی از درسهای جنگ این است که سران ایران معتقدند که در یک نبرد حیاتی هستند و آمادهاند تا رنج بیپایانی را بپذیرند. آنها ممکن است شرط ببندند که ترامپ تحمل سیاسی برای افزایش قیمت نفت و بنزین و افزایش تورم در سال انتخابات میاندورهای را ندارد و ممکن است ماهها طول بکشد تا محاصره، ایران را به زانو درآورد؛ زمان، نعمتی است که نامزدهای جمهوریخواه کنگره فاقد آن هستند.
این شبکه آمریکایی معتقد است که ناتوانی مشابهی در دیکته کردن نتایج در اروپا در حال آشکار شدن است. باور ترامپ مبنی بر اینکه از قدرتی مهارنشدنی برخوردار است، هرگز در قانون اساسی یا سنت سیاسی آمریکا ریشه نداشته است. و زوال اجتنابناپذیر ذاتی در دوره دوم ریاست جمهوری ممکن است او را بیشتر تضعیف کند، درست همانطور که ایران در حال به چالش کشیدن هاله مرد قدرتمند او از خارج است.
سیانان در پایان مینویسد، اما این به یک سوال دشوار دیگر منجر میشود: «او برای اثبات اینکه قدرتش در حال افول نیست، چه کاری میتواند انجام دهد؟»