نورنیوز-گروه اقتصادی: سعید لیلاز در گفت و گو درباره چشمانداز مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا و مفاد بیانیه اخیر شورای عالی امنیت ملی در خصوص آتش بس دو هفته ای جنگ تحمیلی سوم، اظهار کرد: به نظر من مجموعه اختلافات تاریخی، اقتصادی، ژئوپلیتیک و تاکتیکی میان ایران و آمریکا طولانیتر، عمیقتر و بزرگتر از آن است که بتوان امیدوار بود ظرف دو هفته به یک توافق نهایی برسیم. در تجربیات گذشته مانند برجام نیز دیدهایم که یک توافقنامه چند ده بندی شاید حدود دو سال زمان برد تا به جمعبندی برسد.
وی ادامه داد: البته شرایط امروز نسبت به گذشته تفاوتهایی دارد. شاید بتوان از دو تفاوت بسیار مهم نام برد. نخست اینکه تعداد طرفهای درگیر در این مذاکرات بسیار کمتر شده است و این موضوع خبر بسیار خوبی محسوب میشود. اروپا بهعنوان یک قدرت سیاسی و اقتصادی در جهان عملاً کارکرد و اثرگذاری سابق خود را از دست داده است. شاید آخرین حضور مؤثر آن در اقتصاد و سیاست خارجی ایران نیز در ماجرای برجام بود. پس از آن، همانطور که در سایر صحنههای بینالمللی و منطقهای از جمله جنگ اوکراین نیز مشاهده شد، اروپا عملاً از بسیاری از معادلات کنار گذاشته شده است.
لیلاز افزود: در نتیجه، این مذاکرات اکنون بیش از گذشته به سمت گفتوگوهای دوجانبه حرکت میکند و امیدوارم طرفین بهصورت مستقیم با یکدیگر صحبت کنند زیرا وقتی تعداد بازیگران کمتر باشد و گفتوگوها شفافتر انجام شود، طبیعتاً زمان کوتاهتری برای رسیدن به توافق نیاز خواهد بود.
این تحلیلگر اقتصادی درباره تفاوت دوم نیز گفت: تفاوت دوم که حتی از نظر ژئوپلیتیک نیز مهمتر است، این است که آمریکا طی سالهای گذشته تقریباً تمام ابزارهای خود را برای تضعیف و حتی سرنگونی جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته است. از فشارهای اقتصادی حداکثری که به نظر من در تاریخ روابط بینالملل کمسابقه بوده، تا تلاش برای ایجاد آشوب و بیثباتی در ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران و بهرهبرداری از شکافهای داخلی همه آزموده شده اند.
وی ادامه داد: علاوه بر این، در مقاطعی نیز درگیریهای نظامی رخ داد. بهویژه جنگ اخیر که از نظر بسیاری از تحلیلگران کمنظیر بود. اگر به تاریخ جنگهای مدرن نگاه کنیم، میبینیم که ۴۰ روز زمان زیادی محسوب میشود، آن هم در شرایطی که حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد قدرت سیاسی، اقتصادی، نظامی و تکنولوژیکی جهان وزن خود را بر یک کشور وارد کند؛ کشوری که تقریباً بدون کمک خارجی در برابر چنین فشاری قرار گرفته باشد.
تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران با محاسبه و آگاهی کامل انجام شد
لیلاز افزود: در همان روزهای نخست جنگ نیز اقداماتی رخ داد که در تاریخ روابط بینالملل کمسابقه بود. برای مثال، حمله مستقیم به رهبری سیاسی یک کشور یا هدف قرار دادن همزمان برخی مراکز حساس. حتی حمله به یک مدرسه دخترانه که به شهادت تعداد زیادی از دانشآموزان انجامید، از جمله اقداماتی بود که به نظر میرسد با محاسبه و آگاهی کامل انجام شده بود.
وی گفت: هدف از این اقدامات این بود که تصور میکردند جمهوری اسلامی که سالها تحت فشار بوده و با چالشهای داخلی مواجه شده، در همان ساعات اولیه جنگ از هم خواهد پاشید؛ شبیه آنچه در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی رخ داد و در مدت کوتاهی سرنوشت جنگ مشخص شد. اما این سناریو کاملاً شکست خورد. حتی نکته مهم این است که جمهوری اسلامی اجازه نداد طرف مقابل حتی از نظر تبلیغاتی نیز دستاوردی به دست آورد. در واقع میتوان گفت جنگ از نظر تبلیغاتی نیز به سود ایران پایان یافت.
این تحلیلگر سیاسی و اقتصادی تأکید کرد: به نظر من این یک پیروزی فوق استراتژیک و حتی فراتر از تصور بسیاری از ناظران بود. من خودم همیشه از خوشبینترین تحلیلگران نسبت به توان مقاومت ایران بودهام و معتقد بودم ایران در برابر فشارها ایستادگی میکند، اما حتی تصور نمیکردم این مقاومت با چنین سرعت و قاطعیتی همراه باشد. این پیروزی از نظر تاریخی نیز اهمیت دارد و میتواند بسیاری از خاطرات تلخ شکستهای خارجی ایران از جنگ چالدران به بعد را تا حدی جبران کند.
دیوار بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن بسیار بلند است
وی اظهار کرد: با توجه به این شرایط و تفاوتها، ممکن است رسیدن به توافق میان تهران و واشنگتن نسبت به گذشته آسانتر شده باشد. با این حال باید توجه داشت که دو هفته زمان بسیار کوتاهی است و با وجود چنین زمانی، هنوز نقاط اختلاف میان دو کشور بسیار زیاد است و دیوار بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن بسیار بلند است. بنابراین، احتمالاً این گفتوگوها چندین هفته یا حتی چندین ماه ادامه پیدا خواهد کرد و در این مدت نوعی آتشبس میان دو کشور برقرار میماند و احتمالاً تمدید خواهد شد.
لیلاز در ادامه درباره یکی از مفاد مطرحشده در بیانیه، یعنی پذیرش مدیریت ایران بر تنگه هرمز، گفت: به نظر من، این موضوع یک موفقیت مافوق تصور برای ایران است؛ موفقیتی که حتی از نظر نظامی و عملیاتی بسیار بزرگ است. شاید بسیاری تصور میکردند بستن تنگه هرمز مهمترین اقدام باشد، اما در واقع شاهکار نیروهای مسلح ایران این بود که توانستند این تنگه را تحت کنترل و نظارت کامل قرار دهند.
وی اظهار داشت: بستن کامل تنگه کاری بهمراتب سادهتر است، اما کنترل آن بهگونهای که خود ایران نیز بتواند از آن استفاده کند و در عین حال بر تردد شناورها نظارت داشته باشد، کار بسیار پیچیدهتر و دشوارتری است. امروز ایران با اقتدار کامل در موقعیتی قرار گرفته که میتواند بر عبور و مرور کشتیها در این مسیر نظارت داشته باشد و این چیزی بود که شاید حتی بسیاری از تحلیلگران داخلی نیز پیشبینی نمیکردند.
وی در عین حال تأکید کرد: با وجود این اقتدار، ایران باید تلاش کند خلیج فارس و تنگه هرمز را به منطقهای برای صلح، دوستی و همکاری میان کشورهای منطقه تبدیل کند. به عبارت دیگر، هدف نباید جایگزین کردن امپریالیسم آمریکایی با نوعی امپریالیسم ایرانی باشد. اگر کشورهای جنوب خلیج فارس احساس تهدید کنند، ممکن است در کوتاهمدت عقبنشینی کنند، اما در بلندمدت دوباره به سمت قدرتهای خارجی خواهند رفت تا نوعی توازن ایجاد کنند. در این صورت دوباره پای نیروهای فرامنطقهای به منطقه باز خواهد شد.
وی افزود: بنابراین، بهترین راهبرد این است که ایران در عین حفظ اقتدار و نظارت خود، این منطقه را به فضای همکاری و مشارکت تبدیل کند. ما باید با همسایگان خود زندگی کنیم و نباید اشتباهاتی را که برخی کشورهای منطقه در گذشته مرتکب شدند، تکرار کنیم.
همکاری کشورهای خلیح فارس بسیار سودمندتر از تشدید تنش ها است
لیلاز تأکید کرد: ایجاد فضای صلح و همکاری در خلیج فارس از نظر اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای ایران بسیار سودمندتر از تشدید تنشها خواهد بود. کسانی که معتقدند اکنون زمان انتقامگیری یا باجخواهی از کشورهای جنوب خلیج فارس است، در واقع به منافع بلندمدت ایران توجه ندارند. تبدیل خلیج فارس و تنگه هرمز به منطقهای برای صلح، همکاری و ثبات، برای ایران میلیونها برابر سودمندتر از آن است که بخواهیم هژمونی خود را از طریق فشار یا دریافت عوارض و اقداماتی از این دست اعمال کنیم. ما باید به کشورهای خلیج فارس ثابت کنیم که ما دوستان واقعی این کشورها هستیم و قدرت بزرگی عظمت ایران هیچ وقت هرگز این ها را تحت سیطره و امپریا لیسم ایران در نخواهد آمد.
تحقق رفع تحریم ها امکان پذیر است
این تحلیلگر اقتصادی در ادامه درباره موضوع رفع تحریمهای هستهای و غیرهستهای که در پیشنهادهای مطرحشده از سوی ایران آمده است، اظهار کرد: تحقق رفع تحریمها قطعاً امکانپذیر است. بهویژه اینکه در شرایط فعلی آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند خواستههای خود را بهطور کامل به ایران دیکته کند. با این حال نکته مهم این است که برای ایران بیش از هر چیز رفع تحریمهای فرامرزی و ثانویه اهمیت دارد؛ یعنی تحریمهایی که کشورهای دیگر را به دلیل همکاری اقتصادی با ایران تحت فشار قرار میدهد.
لیلاز توضیح داد: اگر این تحریمها و محدودیتهایی مانند تحریمهای مرتبط با نظام مالی بینالمللی و سوئیفت برداشته شود، بخش مهمی از مشکلات اقتصادی ایران در سطح بینالمللی حل خواهد شد. ایران اساساً وابستگی مستقیمی به تجارت با آمریکا ندارد. حتی پیش از انقلاب نیز آمریکا در اغلب دورهها شریک اول تجاری ایران نبوده است. در واقع در برخی سالها که آمریکا شریک اول تجاری ایران محسوب میشد، دلیل آن عمدتاً صادرات تسلیحات به ایران بود.
این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: از آنجا که ایران نه میخواهد و نه میتواند آمریکا را مجبور کند به آن سلاح بفروشد، بنابراین اقتصاد ایران اساساً نیازی به تجارت مستقیم با آمریکا ندارد. در صورت رفع تحریمهای فرامرزی، ایران میتواند بهراحتی با بازارهای بزرگ جهانی از جمله اروپا و چین تجارت کند و فاصله جغرافیایی و دسترسی به این بازارها نیز برای ایران بسیار مناسبتر از بازار آمریکا است.
تصور سرمایه گذاری آمریکا در ایران ساده لوحانه است
لیلاز همچنین به وضعیت اقتصادی آمریکا اشاره کرد و گفت: شرایط اقتصادی آمریکا امروز با ۵۰ سال پیش تفاوت زیادی دارد. آمریکا اکنون کشوری بسیار بدهکار است و بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی آن را بدهی عمومی دولت تشکیل میدهد. حتی سیاستهای اقتصادی دولت آمریکا نیز نشان میدهد که این کشور با چالشهای اقتصادی جدی مواجه است.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی تصور اینکه آمریکا بتواند صدها یا هزاران میلیارد دلار در اقتصاد ایران سرمایهگذاری کند، واقعبینانه نیست. حتی در سالهای اخیر برخی در ایران درباره سرمایهگذاریهای هزار میلیارد دلاری آمریکا در ایران صحبت میکردند که به نظر من تحلیل بسیار سادهلوحانهای بود. وقتی آمریکا حتی نزدیکترین متحدان خود را تحت فشار قرار میدهد و برای واردات کالا از آنها تعرفه وضع میکند، طبیعی است که نمیتوان انتظار داشت در مورد ایران رفتار متفاوتی داشته باشد.
وی اظهار کرد: ایران کالای صادراتی قابل توجهی برای بازار آمریکا ندارد، به جز نفت. در حالی که آمریکا خود اکنون یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت در جهان است و روزانه حدود ۱۱ میلیون بشکه نفت صادر میکند. بنابراین ایران میتواند نفت خود را به سایر کشورهای جهان بفروشد. حتی در دهه ۱۳۷۰ نیز در مقاطعی ایالات متحده آمریکا از خریداران نفت ایران بوده است.
لیلاز در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع اگر تحریمهای فرامرزی و محدودیتهای مالی مانند سوئیفت برداشته شود، بخش مهمی از مشکلات اقتصادی ایران در عرصه بینالمللی حل خواهد شد. البته باید توجه داشت که حتی در شرایط فعلی نیز همه مشکلات اقتصاد ایران ناشی از تحریم نیست و بخش مهمی از مسائل اقتصادی کشور ریشه در ساختارها و سیاستهای داخلی دارد. به اعتقاد من، سهم تحریمها در مشکلات اقتصاد ایران بیش از حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد نیست و مسائل داخلی نقش بسیار مهمتری در وضعیت اقتصادی کشور دارند.