نورنیوز-گروه سیاسی: از این رو، آتشبس و توقف موقت عملیات نظامی در «جنگ رمضان» به معنای پایان نبرد نیست؛ بلکه آغاز یک پایان و شروع یک گونه و مرحله جدیدی از جنگ در میدانی دیگر است؛ نبرد دیپلماتیک در میدان مذاکره و چانهزنی. از این قرار، ماهیت میدان عوض نشده، بلکه کشور از یک فاز به فاز دیگری منتقل شده است.
در این مرحله جدید، هدف اصلی، تبدیل آتشبس به صلح پایدار و دستاوردهای موقت و کوتاهمدت به سرمایههای مانا و ماندگار و بلندمدت است. تأمین این هدف نیازمند تفکر راهبردی است. هدف اصلی در این کارزار و میدان، حفظ و تثبیت پیروزیها و دستاوردهای نظامی و تبدیل آنها به داراییها و سرمایههای سیاسی و اقتصادی پایدار است. با برقراری آتشبس موقت دوهفتهای، ایران به میدان و کارزاری بس پیچیدهتر، نامطمئنتر از فاز نظامی و پر از عدمقطعیت و بیاعتمادی پا میگذارد.
جنگ، از هر نوعی که باشد، متضمن و مستلزم تعقل، تفکر و تدبر است. بالاترین درجه تفکر نیز تفکر راهبردی معطوف به راهبرداندیشی و راهبردپردازی به معنای ترسیم و تدبیر کوتاهترین و کمهزینهترین راه در کمترین زمان ممکن برای دستیابی به اهداف مطلوب با مقدورات و امکانات موجود است.
تفکر راهبردی متضمن و مستلزم گذشتن از منافع کوتاهمدت و پذیرش خطرهای تاکتیکی با هدف تأمین منافع بلندمدت و دفع تهدیدات و خطرهای درازمدت برای حفظ خودمختاری راهبردی در قالب صلح پایدار است. راهبرد نیز به نوبه خود در سهضلعی تشخیص و تعیین «اهداف مطلوب»، «تحلیل هزینه-فایده» و «ابزار مناسب» تعریف میشود.
در این میان، مهمترین کارکرد راهبرد، برقراری توازن و تناسب بین اهداف و ابزار است. ایران با تدوین، تعقیب و تحقق یک راهبرد نظامی-دفاعی چندلایه و چندبعدی، اراده خود را بر دشمن تحمیل کرد و او را به عقبنشینی واداشت. ایران با اتخاذ راهبرد نظامی مبتنی بر «دفاع موزائیکی» جغرافیایی، «خودمختاری راهبردی» یگانها، «تصعید افقی» گستره نبرد، «تعمیق عمودی» هزینههای جنگ، «تخلیه دفاعی» دشمن و «راهبردیسازی» تنگه هرمز به این هدف دست یافت. اکنون و در فاز سیاسی جنگ نیز راهبرد دیپلماتیک ایران باید به همان اندازه راهبرد نظامیاش، خلاق، فعال و کارساز باشد که امکان و اجازه زیادهخواهی و باجگیری را به دشمن ندهد.
لازمه این «دیپلماسی مسلح» وحدت گفتمانی، حاکمیت یکپارچه، فرماندهی واحد، ساختار واحد و تمرکز تصمیمگیری، روحیه و اتحاد ملی، وحدت میدان و دیپلماسی مبنی بر هماهنگی و همافزایی این دو است.
در میدان دیپلماسی نیز باید با یک زبان سخن گفت و با یک دست عمل کرد. به دیگر سخن، همانگونه که در زمان دفاع نظامی همه ارکان نظام و عناصر قدرت ملی در خدمت میدان بود، اکنون نیز همه آنها باید در خدمت و پشتیبان دیپلماسی باشد. در میدان دیپلماسی بیش از همه و هر چیز حمایت خیابان اهمیت و ضرورت راهبردی دارد.
ایران