نورنیوز-گروه سیاسی: تحولات اخیر نشان میدهد ادعاهای پیروزی و سناریوهای فروپاشی، در برابر واقعیت اقتدار ملی و انسجام جبهه مقاومت دوام نیاورده و به عقبنشینی عملی منجر شده است؛ عقبنشینیای که در قالب پذیرش طرح پیشنهادی دهمادهای ایران و تن دادن به مسیر دیپلماتیک نمایان شده است. این وضعیت، هرچند یک دستاورد مهم محسوب میشود، اما همزمان حساسترین مقطع تصمیمگیری را نیز رقم زده است.
در شرایطی که در میانه روندهای مذاکره، دو بار اقدام نظامی صورت گرفته، هرگونه خوشبینی نسبت به نیت طرف مقابل فاقد پشتوانه عقلانی است. بدگمانی در اینجا نه یک انتخاب احساسی بلکه یک الزام راهبردی برای جلوگیری از تکرار غافلگیری است. تجربه نشان میدهد نزدیکترین فاصله تا تثبیت پیروزی، همان نقطهای است که احتمال خطای محاسباتی افزایش مییابد.
از این منظر، حفظ آمادگی کامل و پرهیز از رهاسازی مؤلفههای بازدارنده، اهمیت حیاتی دارد. از دست دادن تمرکز در این مرحله میتواند همان کارکردی را داشته باشد که غفلتهای تاریخی در لحظات تعیینکننده ایجاد کردهاند؛ بنابراین، هوشیاری مستمر باید بهعنوان قاعده مسلط بر تمامی تصمیمات باقی بماند.
انسجام ملی و بلوغ سیاسی در خدمت پیروزی
یکی از برجستهترین ویژگیهای این مقطع، نمایش سطحی قابلتوجه از بلوغ سیاسی در میان جریانهای مختلف و ساختار اجرایی کشور بوده است. مدیریت کارآمد نیازهای عمومی، حفظ آرامش اجتماعی و پرهیز از تنشهای داخلی، بستر لازم برای تمرکز بر تقابل خارجی را فراهم کرده است.
در ادامه مسیر، این سرمایه اجتماعی نیازمند مراقبت جدی است. هرگونه بازگشت به رقابتهای فرسایشی یا سهمخواهیهای سیاسی، میتواند انسجام شکلگرفته را تضعیف کرده و پیام نادرستی به بیرون مخابره کند. افزایش سطح خدمترسانی و توجه به مطالبات عمومی، مکمل این انسجام خواهد بود.
نقش مردم نیز در این میان تعیینکننده است. حضور فعال در صحنه اجتماعی، بهویژه در قالب حفظ میدان عمومی، بخشی از معادله قدرت محسوب میشود. این حضور نهتنها پشتوانهای برای تصمیمگیران است بلکه بهعنوان عاملی بازدارنده، هزینه هرگونه اقدام خصمانه را افزایش میدهد و قدرت چانهزنی را تقویت میکند.
توازن هوشمند میان میدان، شهر و دیپلماسی
مدیریت موفق این مرحله مستلزم حفظ توازن دقیق میان سه حوزه کلیدی است: میدان، شهر و دیپلماسی. هرگونه عدم تعادل میان این سه، میتواند به ایجاد شکاف در ساختار قدرت منجر شود. در حالی که دیپلماسی مسیر تثبیت دستاوردها را هموار میکند، میدان نقش تضمینکننده آن را بر عهده دارد و شهر بهعنوان پشتوانه اجتماعی این دو عمل میکند.
در این چارچوب، عادیانگاری شرایط یا دلخوش کردن به دستاوردهای مقطعی، یک خطای راهبردی محسوب میشود. چنین نگاهی میتواند به فرصتی برای نفوذ و اجرای سناریوهای پنهان دشمن آمریکایی - صهیونیستی تبدیل شود؛ سناریوهایی که با هدف برهم زدن موازنه قدرت طراحی میشوند.
حفظ آمادگی نظامی در کنار پیشبرد دیپلماسی، بهمعنای حرکت همزمان با سپر و ابزار بازدارندگی است. در همین حال، یکپارچگی جبهه مقاومت نیز باید تداوم یابد. تلاش برای ایجاد شکاف و تبدیل این جبهه به واحدهای منفصل، یکی از اهداف اصلی دشمن است و مقابله با آن، نیازمند هماهنگی مستمر منطقهای است.
پیام بازدارنده و شکلدهی به معادلات جدید
در شرایط کنونی، پیام جمهوری اسلامی ایران به بازیگران بینالمللی باید شفاف و بدون ابهام باشد: هرگونه نقض آتشبس، در هر سطح و جغرافیایی، با واکنشی قاطع مواجه خواهد شد و بازگشت به وضعیت پیشین امکانپذیر نیست. این پیام، زمانی مؤثر خواهد بود که با اقدامات عملی در افزایش هزینههای طرف مقابل همراه شود.
یکی از ابعاد مهم این معادله، نقشآفرینی در مسیرهای حیاتی انرژی و مدیریت گذرگاههای راهبردی است. در این چارچوب، بازیگران وابسته به این منابع نیز ناگزیر به پذیرش واقعیتهای جدید و تطبیق با شرایط خواهند بود.
در عین حال، رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو همچنان در پی تداوم تنش هستند و بقای خود را در استمرار بحران تعریف میکنند. از این رو، طراحی معادلات بهگونهای که کارآمدی گزینه نظامی را بهطور کامل از ذهن آنها حذف کند، یک ضرورت اساسی است. افزایش هزینههای هرگونه اقدام خصمانه، میتواند این هدف را محقق سازد و مسیر را برای تثبیت نظم جدید هموار کند.
نورنیوز