نورنیوز- گروه فرهنگی: در روزگار پرآشوب کنونی، جایی که تیتر خبرها غالباً با روایت درگیریها و محاسبات قدرت پر میشود، گاه صدای وجدان جمعی، خود را در قالب فریادهای هنرمندان بازمییابد؛ فریادهایی که از عمق درد و اوج مسئولیت انسانی برمیخیزند. انتشار نامهای سرگشاده توسط جمعی از نامدارترین سینماگران ایران، در چهلمین روز حمله وحشیانه آمریکا و اسراییل به دبستان «شجره طیبه» میناب و شهادت ۱۶۸ دانشآموز، رویدادی است که ابعاد گستردهتری از صرف یک واکنش سیاسی دارد. این اقدام، تجلی همصدایی اهل هنر در برابر فاجعهای است که اخلاق و انسانیت را به چالش میکشد.
همسرایی هنرمندان؛ پلی روی تفاوتها
آنچه در این نامه بیش از هر چیز به چشم میآید، وحدت نظر و همسرایی هنرمندانی است که با وجود طیفهای فکری و رویکردهای هنری متفاوت، در برابر یک تراژدی تلخ انسانی، موضعی واحد اتخاذ کردهاند. نامهای شاخصی چون کیانوش عیاری، هارون یشایایی، محمدمهدی عسگرپور، فریدون جیرانی، بهروز شعیبی، بابک خواجه پاشا، محمدعلی باشه آهنگر، کامران شیردل، نرگس آبیار، همایون اسعدیان، پرویز پرستویی، کمال تبریزی، ابراهیم حاتمی کیا، علیرضا داودنژاد، ابوالحسن داودی، رسول صدرعاملی، رضا کیانیان، مجید مجیدی، محمدحسین مهدویان، سید رضا میرکریمی، به عنوان امضاکنندگان این نامه، هر یک نمایندهٔ بخشی از جریان سینمای ایران هستند. این همصدایی، یادآور آن است که در بزنگاههای حساس اخلاقی و انسانی، هنر میتواند به عنوان یک زبان مشترک عمل کند و هنرمندان را، فارغ از هرگونه اختلاف دیدگاه سیاسی یا سبکی، در یک جبههٔ مشترک برای دفاع از ارزشهای بنیادین انسانی گرد هم آورد. این نامه، اثباتی است بر این مدعا که وجدان هنری، اگر با عمق فاجعه مواجه شود، قادر است بر تمام اختلافات غلبه کند. البته غیبت نامهای دیگر از سینماگران ایرانی را مطلقاً نباید به حساب ناهمراهی آنان با مضمون و محتوای نامه گذاشت.
نامهٔ سینماگران، صرفاً یک اعلام برائت یا محکومیت ساده نیست؛ بلکه فراخوانی است به «جامعهٔ جهانی» و «همهٔ انسانهای برخوردار از وجدان». نویسندگان نامه با اشاره به «دو موشک تاماهاک آمریکا» و «حملهٔ دوضربهای» به دبستان، ضمن اعلام وقوع «جنایت جنگی»، خواستار «توجه جامعهٔ جهانی» شدهاند. این فراخوان، تلاش دارد تا فاجعه را از یک رویداد منطقهای فراتر برده و آن را به مسئلهای «جهانی» و «انسانی» تبدیل کند. تأکید بر اینکه «سکوت در برابر آن، خود گونهای رضایت است» و «محکوم کردن چنین خشونت عریان علیه کودکان، تنها آغاز راه است»، پیام روشنی است مبنی بر اینکه هنر، وظیفهای فراتر از صرف بازنمایی دارد؛ هنر باید در افکار عمومی جهان تأثیر بگذارد و جامعهٔ جهانی را به واکنش وادارد.
استفاده از زبان شاعرانه و تأثیرگذار در نامه، ماهیت هنر را در بیان عمیقترین احساسات انسانی آشکار میسازد. عباراتی چون «خورشید نیز گویی نگاه روشن خود را از گوشهای از این زمین برمیگرفت»، «پیکرهای کوچکشان از زیر آوارِ جایی بیرون کشیده شد که باید پناهگاه رؤیاهایشان میبود»، و «آیندههای ناتمامی که از آنِ آنان بود»، تصاویری قدرتمند در ذهن مخاطب خلق میکنند که فراتر از یک گزارش خبری، عمق فاجعه و اندوه را منتقل مینماید. این انتخاب واژگان، نشان میدهد که هنرمندان، با استفاده از ابزار اصلی خود – زبان و تصویر – توانستهاند درد و اندوهی را که شاید در گزارشهای رسمی گم شود، به شکلی زنده و تأثیرگذار بیان کنند.
مسئولیت مشترک جهانی: ندای همبستگی هنرمندان دنیا
در این میان، نکتهٔ حائز اهمیت، پیام صریح نویسندگان به «همکاران خود و همه انسانهای برخوردار از وجدان در سراسر جهان» است. این بخش از نامه، صرفاً یک دعوت به شنیدن نیست، بلکه یک دعوت به اقدام است. سینماگران ایرانی با گشودن این جبههٔ اعتراضی، انتظار دارند تا هنرمندان دیگر کشورها نیز با همان صراحت و قاطعیت، صدای خود را در کنار آنها بلند کنند.
همصدایی جهانی هنرمندان، قدرتی مضاعف به این پیام میبخشد و نشان میدهد که محکومیت جنایات جنگی، به خصوص آنهایی که کودکان معصوم را هدف قرار میدهند، یک مسئولیت اخلاقی جهانی است. این اقدام مشترک میتواند به سکوتِ در برابر خشونت پایان دهد و فشاری بینالمللی برای پاسخگویی و عدالت ایجاد کند. زمانی که هنرمندان از ملیتها و فرهنگهای گوناگون، با هم در برابر نقض آشکار حقوق بشر میایستند، پیام شان وزن و اعتبار بیشتری مییابد و میتواند مؤثرتر در افکار عمومی جهانی طنینانداز شود. بنابراین، انتظار میرود این نامه، سرآغازی برای یک موج همبستگی جهانی در میان جامعهٔ هنری باشد تا از این پس، در مواجهه با چنین فجایعی، شاهد «همسرایی» قدرتمندتری برای دفاع از انسانیت باشیم.
یکی از محورهای کلیدی نامه، اشاره به «مصونیت از مجازات» است. نویسندگان با بیان اینکه «هیچ بیانیه، عذرخواهی یا توجیه سیاسیای نمیتواند این کودکان را بازگرداند»، عملاً به فقدان سازوکارهای مؤثر بینالمللی برای جلوگیری از وقوع چنین جنایاتی و مجازات عاملان آن اشاره دارند. این موضوع، چالشی است که هنر همواره در طول تاریخ مطرح کرده است؛ هنر، با به تصویر کشیدن رنج انسانها، پرسشگری از قدرتها و فراتر بردن دغدغهها از مرزهای سیاسی، تلاش میکند تا وجدان بشریت را بیدار نگه دارد و خواهان جهانی عادلانهتر شود؛ جهانی که در آن «جان هیچ کودکی قربانی جاهطلبی سیاستمداران نشود.»
در نهایت، نامهٔ سینماگران ایران، نمونهای برجسته از نقش حیاتی هنر در بازتاب وجدان جمعی و انعکاس دردها و اعتراضات انسانی است. این همصدایی، نه تنها به قربانیان مظلوم ادای احترام میکند، بلکه یادآوری میکند که در جهانی پر از تنش، هنر میتواند پلی برای درک متقابل، ابزاری برای بیان حقیقت و نیرویی برای مطالبهٔ عدالت باشد. اکنون، این پیام در انتظار طنینانداز شدن در سراسر جهان و تبدیل شدن به یک کنش جمعی از سوی هنرمندان دیگر کشورهاست تا صدای اعتراض به این فاجعه، بازتابی جهانی یابد.