نورنیوز-گروه سیاسی: علاوه بر شرایط خاتمه جنگ، دو موضوع دیگر نیز مهم است: 1. جنگ با حداقل خسارت برای مُلک و ملت خاتمه یابد و 2. جنگ به نحوی خاتمه یابد که بعد از آن، کشور با کمترین مشکل در داخل و در خارج مواجه باشد. بسیاری از مقامات کنونی تجربه سه جنگ را دارند. آنها باید تجربه جنگ ایران و عراق را همواره مدنظر داشته باشند و بکوشند تا برعکس آن تجربه، شرایط را بهطور عینی ارزیابی کرده و از هر اهرم و فرصتی بهموقع استفاده کنند.
دیروز در اخبار بینالمللی صحبت از تلاش جدیدی با محوریت پاکستان برای خاتمه جنگ بود. محور این تلاش ظاهرا طرحی دومرحلهای است که شامل توقف فوری جنگ و بازگشایی تنگه هرمز در مرحله اول و توافق نهایی طی حدود سه هفته در مرحله دوم است که شامل خاتمه کامل جنگ و حل مسئله برنامه هستهای ایران و لغو تحریمها و آزادی داراییهای ایران باشد. ظاهرا موجودی اورانیوم غنیشده در ایران و ارائه تضمینها برای عدم حمله مجدد به ایران نیز در آن مطرح است. آقای بقایی دیروز در پاسخ به پرسشی در این رابطه، حتی جوابی تلویحی نیز به این سؤال نداد. روشن نیست که چرا وزارت خارجه از ورود به موضوعاتی که در چارچوب وظایف قطعی و ذاتیاش قرار دارد، ابا دارد. البته از انواع فشارها بیاطلاع نیستیم.
مقامات ما به درستی برآناند که این جنگ باید بهگونهای خاتمه یابد که دیگر تکرار نشود. اولا تصور میکنم که با توجه به مقاومت مقتدرانهای که برای جلوگیری از تحقق اهداف دشمن انجام شده، این هدف اکنون تا حد زیادی حاصل است. اکنون برای طرف مقابل مسلم شده که در شرایط جنگی، ایران برای دفاع از خود اقدام خواهد کرد و در صورت نیاز تردیدی نیز در کنترل دوباره تنگه هرمز به خود راه نخواهد داد؛ اقدامی که در شرایط تجاوز غیرقانونی و متخلفانه به ایران میتواند به لحاظ حقوق بینالملل نیز موجه باشد. با اتفاقاتی که در پنج هفته گذشته افتاده، بعید است بار دیگر دشمن اشتباه مشابهی را تکرار کند. بنابراین مقامات ما میتوانند بر پایه تجربهای که حاصل شده است، نگران سوءاستفاده از توقف موقت جنگ نباشند. بهعلاوه، مقامات ما باید توجه داشته باشند که هیچ گفته یا سندی مکتوب تضمین قطعی عدم تجاوز نخواهد بود. ضامن واقعی شرایطی عینی، ازجمله توازن قوا و صفبندی نیروها و انسجام ملی است. هیچگاه در طول تاریخ هیچ سندی تضمینکننده امنیت ملی هیچ کشوری نبوده است. روسیه در 1994 طی پیمان لازمالاجرائی به اوکراین تضمین داد که بعد از انتقال بمبهای اتمی شوروی به روسیه، مسکو هرگز مرتکب تجاوز به اوکراین نخواهد شد و آمریکا و انگلیس نیز این سند قوی را تضمین کردند. نتیجه را میدانیم.
بهعلاوه، با توجه به جنایات مستمر جنگندهها و موشکهای دشمن در قلمرو ایران و تهدید به زدن زیرساختها، بعید میدانم نیاز به توقف موقت جنگ جهت انجام تماسهای لازم برای تحقق خواستههای ایران قابل اجتناب باشد. به سود ماست که هرچه زودتر این تجاوزات مستمر حتی بهصورت موقت متوقف شود. بدیهی است که اگر شرایط ما را نپذیرند، همیشه امکان ازسرگیری جنگ وجود خواهد داشت. مشکل این است که با توجه به زمانبربودن تماسها برای نیل به توافق، کشور نمیتواند همچنان در حالت جنگی باقی بماند و خطر ویرانی زیرساختها را بپذیرد. همچنین سؤال این است که آیا برای دستیابی به هر توافقی ازجمله درباره «خاتمه کامل جنگ» به شمول تضمین مورد نظر، راهی جز تماس وجود دارد؟ تجربه جنگ ایران و عراق در این رابطه نشان داد هیچگاه پرچم صلحخواهی را نباید زمین گذاشت. اسرائیل به دلیل قرارداشتن در یک ژئوپلیتیک آسیبپذیر، از ابتدای حیات ننگین خود پیوسته درصدد تخریب و ویرانی همه کشورهای مسلمان منطقه بوده است و در همین چارچوب بعید نیست که امروز نیز از تخریب کشورهای اسلامی با مردمانی که صرفنظر از سیاست دولتهایشان از اسرائیل نفرت دارند، استقبال کند. بهعلاوه، ما به حکم جغرافیا محکوم به همزیستی با همسایگان هستیم، حتی اگر آنها در دورهای با دشمن ما همکاری کرده باشند.
تلاشها برای خاتمه جنگ باید با توجه به این مهم نیز باشد که راه همکاری در آینده از پیش بسته نشود و روابط به شکلی جبرانناپذیر تخریب نشود. همسایگان در هر حال به هم نیاز دارند.
علاوه بر آن، این جنگ در شرایطی به ما تحمیل شد که با ناترازیهای مزمن مواجه بودیم و در هر حوزه به دهها میلیارد دلار برای بازسازی حداقلی زیرساختها نیاز داشتیم. اگر اکنون قرار باشد برای مسائلی که برای حال و آینده این ملت اهمیتی فوقالعاده ندارند، مته به خشخاش بگذاریم، ممکن است صدها میلیارد دلار دیگر نیز برای بازسازی خسارات جنگ روی دستمان بماند.
شرق