نورنیوز-گروه سیاسی: در این دوره از حملات مدارس، بیمارستانها و مراکز درمانی و حتی امدادگران و مراکز امدادی هلال احمر، شمار زیادی از آثار و ابنیه تاریخی و میراث تمدنی و فرهنگی ایرانی، دانشگاهها و مراکز علمی و مطالعاتی، پل و تونل و اسکله، شرکتهای پتروشیمی و کارخانجات فولاد و مراکز صنعتی و خدماتی و حتی منازل مسکونی زیادی هدف قرار گرفته شده و شمار زیادی از کودکان و زنان و پیران و دیگر شهروندان غیرنظامی کشته یا زخمی شدهاند. در میناب دهها نفر از دختران و پسران دانشآموز شهید شدند. حملات به ورزشگاه لامرد نیز نمونه دیگری از این حملات بیرحمانه بود که تلفات زیادی در میان غیرنظامیان بر جای گذاشت.
بیآنکه از ریشهها و زمینههای پیشین و علل و دلایل بروز جنگ غافل شویم و نقادی سیاستهای کشور در دورههای پیشین به کناری گذاشته شود که این قلم پیشازاین به آن پرداخته است و همچنان باید به آن پرداخت، این مهم کتمانکردنی نیست که در دوره 10 ماه گذشته ایران دو بار از طرف آمریکا و اسرائیل مورد هجوم قرار گرفت و این آمریکا و اسرائیل بودند که به ایران حملهور شدند و ایران را مورد تجاوز قرار دادند. در این حملات تنها مراکز نظامی هدف قرار نگرفت و مراکز غیرنظامی زیادی نیز مورد حمله قرار گرفته و چند هزار غیرنظامی ایرانی مظلومانه شهید و زخمی شدند و افزون بر فهرست مراکز غیرنظامی که هدف قرار گرفتند، مانند بیمارستانها و مدارس، بخشی از زیرساختهای اقتصادی کشور نیز از این حملات مصون نماند و در نتیجه جنگ تنها مراکز نظامی را هدف قرار نداد (که البته این موضوع نیز غیرقابل قبول است) بلکه مراکز غیرنظامی با تلفات بسیار بالایی مورد یورش دولتهای متجاوز آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند و شمار زیادی از ایرانیان کشته و زخمی و آواره و دچار درد و رنج شدهاند. در ماههای گذشته بهویژه پس از حوادث ناگوار و غمانگیز دیماه 1404 گروهی از فعالان سیاسی اپوزیسیون ازجمله شماری از فعالان حقوقبشری با کمترین احتیاط و ملاحظه و شرط و شروطی و بدون لکنت زبان دوباره مداخله بشردوستانه نظامی خارجی را برای عبور از شرایط سیاسی کنونی کشور مطرح کردند و دستههایی از اپوزیسیون نیز از آغاز حملات و استمرار جنگ استقبال کردند. این دسته از نیروهای سیاسی به دور از هر نوع ملیاندیشی و در نظر گرفتن مصالح ملی و نیز بدون واقعبینی سیاسی و مسئولیتپذیری انسانی و اخلاقی احتمالا تصور کرده بودند که جنگ روزهای زیادی طول نمیکشد و تنها مقامات کشور هدف قرار میگیرند، سیستم سیاسی بهسرعت به فروپاشی میرسد و مداخله بشردوستانه موجب میشود نیروی اپوزیسیون به همین سادگی به قدرت برسد.
این دسته از نیروهای اپوزیسیون بدون آنکه تأمل کرده باشند که نیروی خارجی مداخله بشردوستانه! نه برای پیشبرد پروژهای حقوقبشری یا اهداف آنان بلکه بیهیچ حد و مرزی بهدنبال منافع و ملاحظات سیاسی و امنیتی و ژئواستراتژیک خود دست به جنگ خواهد زد و دخالت خارجی خود را نه بر مبنای اهداف و برنامههای اپوزیسیون ایرانی، بلکه بر مبنای اهداف ژئوپلیتیک و استراتژیک و منافع خود تنظیم و عملیاتی میکند؛ یعنی کشورهای درگیر در عملیات مداخله بهاصطلاح بشردوستانه که البته سابقهای طولانی از نقض حقوق شهروندان غیرنظامی در جهان دارند، به گونهای عملیات نظامی را طراحی و اجرا میکنند که حداکثر منافع و مصالح دولتهایشان تأمین شود، نه اینکه بهعنوان کارگزار اپوزیسیون ایرانی عمل کنند، حتی بالعکس این کشورها از اپوزیسیون ایرانی انتظار دارند که نقش کارگزار و شاید سرباز پیاده آنان را بر عهده بگیرند!
بر مبنای توضیحات بالا، این توضیح ضروری است که آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را نمیتوان به درخواست اپوزیسیون برای حملات نظامی بشردوستانه تقلیل داد، بلکه ملاحظات و منافع و اهدافی فراتر از نظر این یا آن گروه از اپوزیسیون ایرانی به طراحی و آغاز جنگ از طرف آمریکا و نتانیاهو منجر شده است، اما مواضع این دست از اپوزیسیون جدای از اثرات سیاسی و تبلیغی و توجیهی برای کشورهای حملهکننده، نه به دلیل اثرات عینی و واقعی آن در آغاز و استمرار جنگ بلکه در مسئولیتناپذیری این دست از نیروهای سیاسی که با بیاعتنایی به امر ملی و منافع ملی و تنها با خوشخیالی مبتنی بر تغییر رژیم درخواست مداخلات بشردوستانه را طرح کردند، باید نقادی و ارزیابی شود. درک ساده این دسته از اپوزیسیون از ماهیت قدرت در دنیای جدید و اساس سیاست در میان کشورهای قدرتمند جهان نشانی از غلتیدن سیاستبازیهای کودکانه در دست شماری از اپوزیسیون کمدانش و کوچک است!
در روزهای پیش، گذشته از افزایش تلفات غیرنظامیان و بیشتر کشیدهشدن جنگ به حوزههای زیرساختی و خدماتی و غیرنظامی، رئیسجمهوری آمریکا، از بازگرداندن ایرانیان به عصر حجر سخن گفت. دراینمیان همچنان گروهی از اپوزیسیون درباره این مواضع ترامپ که معنایی جز نابودی کشور ندارد، سکوت پیشه کرده و همچنان منتظر به نتیجه رسیدن مداخلات بشردوستانه برای تغییرات سیاسی در ایران است تا شاید ساختار قدرت تغییر کند و این گروه بتوانند به اهداف خود دست یابند. اهمیت چنین بدعتهایی در میان گروهی از نیروهای سیاسی ایران نه در نتایج واقعی و فوری آن یعنی انتساب حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به درخواستهای آنان است، بلکه پایهگذاری سنت درخواست مداخله خارجی حاوی مدلولهای فراوانی است که تالیهای فاسد آن همچنان باید محل بحث و تأمل قرار گیرد. به سخن دیگر تنها از منظر منافع ملی و درک از حاکمیت ملی یا مواضع اخلاقی و انسانی و نگرانی بابت تلفات غیرنظامیان نیست که دخالت خارجی را به چالش میکشد، بلکه درخواست از دخالت خارجی بیآنکه به ملزومات و پیامدهای این مداخله توجه شود، در ذات خود حاوی تناقضات اساسی دیگری است. به این معنا که در صورت تحقق رؤیاهای این دسته و سپس حاکمشدن این گروهها به مقدرات ایرانیان، این حق برای اپوزیسیون آنها نیز ایجاد شده که بتوانند از حق! درخواست مداخله بشردوستانه خارجی برخوردار شده و بهاینترتیب در عالم واقع، مشخص نیست این سیکل و چرخه معیوب تا کجا باید استمرار یابد و حد یقف آن چیست؟ دراینصورت ایران صحنه بازیگردانی دائمی عامل خارجی در تغییر مناسبات قدرت به بهانههای مختلف میشود و ضمن عادیسازی مداخله خارجی؛ بیثباتی دائمی و دخالت مستمر خارجی به بخشی از واقعیات جاری کشور در عام واقع سیاسی مبدل میشود. برای این دسته از فعالان اپوزیسیون جنگ و پیامدهای غیر انسانی و مخرب آن که با کشتن و سلب حیات و معلولشدن و قطع عضو و یتیمی و بیسرپرستی و بیخانمانی تعداد بیشماری از ایرانیان ارزش آن را دارد تا سیستم سیاسی دگرگون شود. بدعت سنت نامشروعی که منافع ملی ایرانیان را به بازیهای عوامل خارجی فروکاسته و سرنوشت کشور را گروگان مناسبات قدرت در عرصه بینالمللی خواهد کرد، آیا نیازمند نقادی بیرحمانه نیست؟
در این رویکرد عاملیت انسان ایرانی به اراده نیروی خارجی وابسته شده و عاملیت از عنصر ایرانی خلع و به خارجی سپرده شده است؛ یعنی عاملیت ایرانی و حاکمیت ملی مشروط به مداخلات خارجی شده و در نتیجه اراده خارجی جانشین حاکمیت ملی میشود. تناقضهای پیشروی درخواست برای مداخله بشردوستانه بیشازپیش بیاعتباری چنین درخواستی را نشان داد.اگر در این دوره یعنی چند ماه گذشته درخواست کمک برای آزادی تنها یک لفاظی تبلیغاتی در سطح رسانهای در تعدادی از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور بود، امروز با حملات مستمر به غیرنظامیان و زیرساختها و تلفات انبوه غیرنظامیان و بهویژه نوزادان و کودکان و زنان و دیگر هموطنان این توهم در عالم واقع نیز رنگ و حنای خود را از دست داده است، بیآنکه درخواستکنندگان کمک به ملت ایران برای آزادی یا مداخلات بشردوستانه به عذرخواهی از ملت ایران بپردازند و در پی جبران مافات باشند.
شرق