نورنیوز-گروه اقتصادی: پس از آنکه طلا در ماه مارس ۲۰۲۶ بیش از ۱۰ درصد کاهش یافت و بزرگترین افت ماهانه خود از ژوئن ۲۰۱۳ را تجربه کرد، گلدمن ساکس هدف قیمت پایان سال خود را به ۵۴۰۰ دلار در هر اونس افزایش داد.
قیمت طلای اسپات از ابتدای آوریل در محدوده ۴۵۶۷ تا ۴۷۶۹ دلار معامله میشود که فاصله قابل توجهی با اوج تاریخی ثبتشده در اواخر ژانویه، یعنی حدود ۵۶۰۰ دلار، دارد. با این حال، پیام بانک روشن است؛ فروش گسترده ماه مارس تغییری در وضعیت ساختاری بازار طلا ایجاد نکرده است. خریدارانی که طلا را به سطوح بالاتر رساندند، همچنان در بازار حضور دارند و گلدمن انتظار ندارد که این گروه از بازار خارج شوند.
استدلال تحلیلی گلدمن برای حفظ چشمانداز صعودی
آنچه گلدمن ساکس واقعاً درباره طلا گفته، در یادداشت دان استرویون و لینا توماس، تحلیلگران این بانک، تشریح شده است. در این یادداشت، هدف قیمت طلا برای پایان سال ۲۰۲۶ از ۴۹۰۰ دلار به ۵۴۰۰ دلار افزایش یافت و این هدف حتی در طول افت شدید ماه مارس نیز بدون تغییر باقی ماند.
استدلال اصلی این است که سرمایهگذاران خصوصی که طلا را بهعنوان پوششی در برابر ریسکهای کلان بلندمدت، از جمله نگرانیهای مربوط به پایداری مالی و تردیدها درباره استقلال بانکهای مرکزی خریداری کردهاند، در حال فروش نیستند. به گفته گلدمن، این موقعیتها «چسبندهتر» از شرطبندیهای مبتنی بر رویداد هستند که معمولاً پس از انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا از بین میروند، زیرا نگرانیهای بنیادی در یک مقطع زمانی مشخص حلوفصل میشوند.
استرویون و توماس تأکید کردهاند که ریسکهای پیشبینی بهروزشده بهطور معناداری به سمت افزایش متمایل است، زیرا سرمایهگذاران بخش خصوصی ممکن است در واکنش به عدم قطعیت سیاستهای جهانی، سبد سرمایهگذاری خود را بیش از پیش متنوع کنند.
3 ستون ساختاری در چارچوب گلدمن ساکس
چارچوب تحلیلی گلدمن ساکس بر سه ستون ساختاری استوار است؛ ستون نخست، خرید بانکهای مرکزی است. این بانک پیشبینی میکند بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور در سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط حدود ۶۰ تن طلا در ماه خریداری کنند، زیرا کشورها در حال متنوعسازی ذخایر خود به دور از دلار آمریکا هستند. گزارشها نشان میدهد بانک مرکزی چین خرید طلای خود را برای ۱۵ ماه متوالی تا ژانویه ۲۰۲۶ ادامه داده است و شورای جهانی طلا نیز برآورد میکند مجموع خرید بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۵۰ تن برسد.
ستون دوم، جریان ورودی ETFها است. ETFهای طلای غربی از ابتدای سال ۲۰۲۵ تاکنون نزدیک به ۵۰۰ تن طلا به ذخایر خود افزودهاند؛ رقمی که بهمراتب فراتر از چیزی است که صرفاً با کاهش نرخ بهره توضیح داده میشود. گلدمن انتظار دارد در سال ۲۰۲۶ حدود 0.5 واحد درصد دیگر از سیاستهای انقباضی فدرال رزرو کاسته شود که به برآورد این بانک، حدود ۱۲۰ دلار در هر اونس به حمایت قیمتی طلا اضافه خواهد کرد.
ستون سوم، مفهومی است که گلدمن آن را «تجارت کاهش ارزش» مینامد. نگرانیها درباره سطح بدهیهای بلندمدت دولتها و اعتبار سیاستهای پولی، موجب خرید شمش فیزیکی توسط افراد با دارایی خالص بالا و همچنین خرید اختیار خرید توسط مؤسسات مالی شده است. به گفته گلدمن، این مواضع ماهیتی ساختاری دارند، نه تاکتیکی، و به همین دلیل انتظار نمیرود با یک کاتالیزور کوتاهمدت از بین بروند.
چرا طلا در ماه مارس سقوط کرد؟
سقوط شدید طلا در ماه مارس بسیاری از سرمایهگذاران را غافلگیر کرد. جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، باعث جهش قیمت نفت و افزایش انتظارات تورمی شد. این روند به افزایش بازده اوراق خزانهداری و تقویت دلار انجامید؛ دو عاملی که طبق گزارش CNBC، برای طلا بهعنوان دارایی بدون بازده، نقش بازدارنده دارند.
CNBC همچنین گزارش داده است که برخی کشورهای حوزه خلیج فارس برای جبران کسری درآمد، بخشی از ذخایر طلای خود را نقد کردهاند که این موضوع فشار فروش را تشدید کرده است. در همین حال، صندوقهای سفتهباز و سرمایهگذاران خرد که در جریان روند صعودی سال ۲۰۲۵ وارد بازار شده بودند، با افزایش نوسانات از معاملات خارج شدند.
گلدمن ساکس در عین حال به آسیبپذیری کوتاهمدت طلا اذعان کرده و هشدار داده است که اختلال مداوم در تنگه هرمز میتواند طلا را در برابر موجهای بیشتر نقدشوندگی آسیبپذیر نگه دارد.
جایگاه گلدمنساکس در مقایسه با والاستریت
با وجود هدف ۵۴۰۰ دلاری، پیشبینی گلدمن ساکس در مقایسه با سایر بانکهای بزرگ والاستریت محافظهکارانه تلقی میشود. UBS در جدیدترین بهروزرسانی، هدف قیمت خود را برای سه فصل نخست ۲۰۲۶ به ۶۲۰۰ دلار افزایش داده و حتی سناریوی صعودی ۷۲۰۰ دلار را نیز مطرح کرده است. Deutsche Bank هدف ۶۰۰۰ دلاری را تکرار کرده و JPMorgan Chase نیز قیمت ۶۳۰۰ دلار را برای سال ۲۰۲۶ در نظر گرفته است. این اختلاف دیدگاهها بازتاب فرضیات متفاوت درباره میزان رشد تقاضای سرمایهگذاران خصوصی است.
فرض پایه گلدمن نیازی به موج جدیدی از خریداران نمیبیند، در حالی که پیشبینیهای خوشبینانهتر بر چرخش مستمر سرمایه از اوراق قرضه و سهام به سمت طلا تکیه دارند. با این حال، هر دو رویکرد بر وجود یک پایه ساختاری قدرتمند در بازار طلا توافق دارند و اختلاف صرفاً بر سر میزان ظرفیتی است که این عوامل میتوانند تا پایان سال برای رشد قیمتها ایجاد کنند.