نورنیوز- گروه بین الملل: ۱-وقتی دونالد ترامپ تصمیم به حمله به ایران گرفت، احتمالاً قصد نداشت در چهار سال آینده هدیهای را به دولت تهران تحویل دهد که ۵۰۰ میلیارد دلار ارزش داشته باشد.
۲-تهران میتواند با استفاده از فرصت به دست آمده سیستم عوارض خود را از تنگه هرمز رسمی کند. با توجه به سود هنگفتی که کشورهای عربی از انتقال نفت و گاز مایع از طریق این گلوگاه به دست میآورند، ایران میتواند تا زمانی که تولیدکنندگان خطوط لولهای برای دور زدن آن بسازند، سالانه ۱۲۰ میلیارد دلار درآمد کسب کند.
۳-بر اساس گزارش نشریه لویدز، ایران تاکنون حداقل از یک کشتی ۲ میلیون دلار هزینه دریافت و مسیر جدیدی برای عبور از تنگه هرمز باز کرده است. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۵۰ کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند، اگر ایران برای هر کشتی ۲ میلیون دلار هزینه دریافت کند، تهران میتواند سالانه ۱۱۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشد.
۴-البته تعیین نرخ ثابت شاید خیلی ابتدایی باشد. شاید منطقیتر باشد که بر اساس وزن کشتی هزینه دریافت شود. این کاری است که ترکیه در تنگههای بسفر و داردانل انجام میدهد. به محاسبات ریاضی توجه کنید. قبل از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. عربستان سعودی میتواند ۷ میلیون بشکه را از طریق خط لوله به دریای سرخ منتقل کند، در حالی که امارات متحده عربی میتواند ۱.۵ میلیون بشکه را از طریق خط لوله به دریای عمان منتقل کند و ۱.۵ میلیون بشکه دیگر از ایران میرفت. نتیجه اینکه هنوز روزانه ۱۰ میلیون بشکه در خلیج فارس گیر میکند.
۵-فرض کنید که اگر تنگه هرمز بازگشایی شود، قیمت نفت خام به حدود ۶۰ دلار در هر بشکه - از حدود ۱۰۰ دلار امروز - کاهش یابد. سپس هزینههای تولید کشورهای عربی خلیج فارس که حدود ۵ دلار است را از آن کم کنید. با این اعداد تقریبی، تولیدکنندگان نفت به ازای هر سالی که تنگه هرمز بسته میماند، ۲۰۰ میلیارد دلار سود از دست میدهند. و البته قطر به تنهایی سال گذشته ۵۰ میلیارد دلار درآمد از گاز کسب کرد.
۶-ایران میخواهد در ازای باز کردن تنگه هرمز، بخشی از این سود سالانه ۲۵۰ میلیارد دلاری را کسب کند. عربستان سعودی، قطر و دیگران میخواهند تا حد امکان کمترین مقدار ممکن را پرداخت کنند. نحوه تقسیم کیک به قدرت چانهزنی نسبی آنها بستگی دارد. کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً استدلال خواهند کرد که عجلهای برای باز کردن تنگه هرمز ندارند زیرا میتوانند برای کاهش ضربه به صندوقهای ثروت ملی بزرگ خود تکیه کنند، در حالی که ایران به شدت به پول نقد نیاز دارد. در مقابل، تهران ممکن است بگوید که میتواند درد بیشتری نسبت به همسایگانش تحمل کند - و هر ماه اضافی که تنگه بسته شود، آسیب بلندمدتی به دبی، ابوظبی، دوحه و ریاض وارد خواهد شد.
۷-بازیگران خارجی نیز میتوانند بر مذاکرات تأثیر بگذارند. ایالات متحده میتواند بگوید هر کشوری که به تهران عوارض پرداخت کند، تحریمهایش را نقض کرده است. مشکل این است که اگر هرمز بسته بماند، قیمت نفت افزایش مییابد - دقیقاً همان چیزی که ترامپ میخواهد از آن جلوگیری کند.
۸-و البته کشورهای عربی خلیج فارس انگیزه قوی برای ساخت خطوط لوله خواهند داشت. سریعترین و ارزانترین مسیر، ایجاد ظرفیت بیشتر به دریای سرخ است - هرچند اگر حوثیهای متحد ایران بار دیگر کشتیرانی در این آبراه را مختل کنند، تضمینی برای عبور آزاد نخواهد بود.
۹-به گفته یک متخصص صنعت نفت، خطوط لوله نفت و تأسیسات بندری جایگزین میتوانند در عرض سه تا چهار سال ساخته شوند. برای زیرساختهای تخصصیتر گاز، ممکن است دو برابر این زمان لازم باشد. در میانه این بازهها، تهران میتواند ۳۵۰ میلیارد دلار از عوارض نفت و ۱۴۰ میلیارد دلار از عوارض گاز، یا در مجموع ۴۹۰ میلیارد دلار، قبل از اینکه این چرخش پول متوقف شود، به دست آورد.
۱۰-البته تمام این محاسبات بر اساس بازگشت قیمت نفت و گاز به سطح قبل از جنگ است. اما اگر ایران با هدف بالا نگه داشتن قیمتها، جریان صادرات را محدود کند، چه میشود؟ کشورهای عربی نگران بودهاند که قیمتهای بالاتر، مصرفکنندگان را به روی آوردن به سایر اشکال انرژی تشویق کند. انگیزههای تهران ممکن است متفاوت باشد. اگر قیمتها و سود بالاتر باشد، ایران میتواند هزینههای بیشتری از کشورهای عربی دریافت کند. علاوه بر این، کنترل این گلوگاه به تهران این امکان را میدهد که میزان صادرات هر کشور را کنترل کند:
