نورنیوز- گروه بین الملل: جان بولتون، ازجمله چهرههای نومحافظهکار صهیونیست آمریکایی که در دولت اول ترامپ مشاور امنیت ملی او بود به شدت به مواضع متناقض ترامپ تاخته و تصریح میکند که دونالد ترامپ «هیچ ایدهای برای خروج از جنگ» ندارد و اگر تسلط ایران بر تنگه هرمز پس از جنگ باقی بماند، این کشور به قدرت برتر در این منطقه تبدیل خواهد شد.
ترامپ فاقد راهبرد است و نمیداند از این جنگ چه میخواهداز نگاه جان بولتون، آنچه در سخنرانی و رفتار ترامپ دیده میشود، نوعی ابهام ساختاری و تناقض در پیامدهی است که نشاندهنده فقدان یک دکترین منسجم است.
ترامپ همزمان از تشدید حملات علیه ایران و آمادگی برای ترک صحنه سخن میگوید، بدون آنکه مشخص کند هدف نهایی دقیقاً چیست یا مسیر رسیدن به آن چگونه تعریف شده است. از نظر بولتون، این وضعیت بیشتر ناشی از نبود تصمیم قطعی در سطح راهبردی است؛ بهعبارت دیگر، دولت نمیداند دقیقاً دنبال چه خروجیای است.
ابهام راهبردی ترامپ، به خطای محاسباتی میانجامد
بولتون توضیح میدهد این رفتار متناقض ترامپ فقط یک تفسیر دارد؛ از یک سو او میکوشد تصور کنترل اوضاع برای جلوگیری از شوک اقتصادی و افزایش قیمت انرژی را ایجاد کند و از سوی دیگر میخواهد با حفظ لحن تهاجمی در جنگ علیه ایران باقی بماند. اما نتیجه این رویکرد، از نظر او، کاهش اعتبار بازدارندگی آمریکا است، زیرا وقتی دشمن و متحدان نتوانند تشخیص دهند که خطوط قرمز واقعی چیست، محاسباتشان تغییر میکند. در این چارچوب، ابهام ترامپ نهتنها به روشن شدن مسیر جنگ کمک نمیکند، بلکه عملاً فضای راهبردی را مبهمتر کرده و احتمال خطای محاسباتی را در هر دو سوی درگیری افزایش میدهد.
ترامپ تحت فشار اقتصادی و نه بر اساس یک نگاه راهبردی، تصمیم میگیرداز نگاه جان بولتون، رفتار ترامپ در قبال جنگ با ایران بهطور محسوسی تحت تأثیر متغیرهای اقتصادی، بهویژه قیمت انرژی و واکنش بازارهای مالی قرار دارد.
بولتون معتقد است افزایش قیمت بنزین در آمریکا که بهسرعت به یک مسئله سیاسی داخلی تبدیل شده است، نقش تعیینکنندهای در لحن و تصمیمات ترامپ دارد.به همین دلیل، ترامپ تلاش میکند پیامهایی ارسال کند که از یک سو نشاندهنده کنترل وضعیت و محدود بودن دامنه جنگ باشد تا بازارها آرام بمانند و از سوی دیگر همچنان تصویر یک رهبر را حفظ کند که آماده تشدید فشار نظامی است.
این دوگانهسازی، بهزعم بولتون، ریشه در نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ دارد نه در یک محاسبه راهبردی.ترامپ به هشدارهای کارشناسی پیش از جنگ هیچ توجهی نکردمشاور امنیت ملی دولت اول ترامپ معتقد است یکی از ضعفهای اساسی در عملکرد ترامپ در این جنگ، فقدان برنامهریزی جامع پیش از آغاز درگیری است؛ بهگونهای که نه افکار عمومی آمریکا برای یک تقابل پرهزینه آماده شده بود و نه سناریوهای محتمل واکنش ایران بهطور جدی در محاسبات لحاظ شد.
بولتون تأکید میکند که در یک تصمیم نظامی استاندارد، نهادهای نظامی و اقتصادی باید از پیش همه پیامدهای ممکن را شبیهسازی و برای آن پاسخ طراحی کنند، اما در این مورد، به نظر میرسد چنین فرآیندی یا انجام نشده یا نادیده گرفته شده است. نتیجه این خلأ برنامهریزی، از نظر او، غافلگیری در برابر واکنشهای قابل پیشبینی ایران و شکلگیری وضعیتی است که در آن آمریکا بدون آمادگی کافی وارد یک بحران پیچیده و پرهزینه شده است.
ساختار سیاسی در ایران، مستحکم است و قائم به فرد نیست
بولتون هشدار میدهد که یکی از خطاهای مهم ترامپ این است که تصور کرده حذف یا تضعیف رأس هرم قدرت در ایران میتواند بهسرعت به فروپاشی کل نظام منجر شود، در حالیکه چنین برداشتی، سادهانگارانه و نادیدهگیرنده ماهیت ساختاری نظام سیاسی در ایران است.
او تأکید میکند که این نظام صرفاً متکی به چند چهره کلیدی نیست، بلکه شبکهای عمیق از نهادها و کادرهای جایگزین دارد که در طول چند دهه «پالایش» شدهاند و در صورت حذف لایههای بالایی، بهسرعت جای آنها را پر میکنند. اگر تنگه هرمز تحت کنترل ایران باقی بماند، ایران ابرقدرت منطقه میشود.
از نگاه بولتون، خروج آمریکا از جنگ بدون بازگشایی تنگه هرمز و مهار قدرت ایران بهمنزله یک شکست راهبردی بزرگ خواهد بود که پیامدهای آن فراتر از منطقه گسترش مییابد؛ در چنین سناریویی، ایران به بازیگر مسلط در غرب آسیا تبدیل شده و همزمان زمینه برای افزایش نفوذ چین و روسیه در این منطقه فراهم میشود. به عقیده او این امر به تضعیف جایگاه جهانی آمریکا و بیاعتمادی متحدانش منجر خواهد شد.
بولتون با اشاره به اهمیت نظامی، اقتصادی و تجاری تنگه هرمز تأکید میکند که تسلط ایران بر این تنگه، به آن نوعی اهرم فشار ساختاری میدهد که با اتکا بر آن میتواند توان مالی و راهبردی خود را در برابر آمریکا بیش از پیش تقویت کند.