نورنیوز-گروه بین الملل: دیوید پاین، تحلیلگر ارشد خاورمیانه در این باره گفت: معمولاً طرفی که برای صلح لهله میزند و ناامید است، طرف بازنده است. علیرغم تمام پروپاگاندای رسانهای، این ترامپ است که از شب اول جنگ پیام آتشبس میفرستد. در مقابل، ایران با آگاهی از دست برتر (تنگه هرمز، موشکهای سالم و تسلط لجستیکی) نیازی به توقف جنگ نمیبیند، مگر با پذیرش تمام شروط و دیکته کردن پیروزی استراتژیک.
وی افزود: واشینگتن گمان میکند پیاده کردن لشکر ۸۲ هوابرد (نیروهای واکنش سریع) در جزیره خارگ، یک فتح نظامی است؛ اما از نگاه تهران، این یک گروگانگیری استراتژیک داوطلبانه است!
به گفته وی، همانطور که پیشتر بررسی کردیم، وقتی تکاوران آمریکایی پیاده شوند، نیروی هوایی آمریکا به دلیل ترس از آتش خودی فلج میشود. حالا تصور کنید هزاران کماندو آمریکایی در جزیره خارگ پیاده شوند؛ جزیرهای که برق آن قطع شده و در محاصره کامل موشکهای ساحلی و قایقهای تندرو سپاه است. آنها دیگر نیروی مهاجم نیستند؛ آنها گوشت قربانی و «گروگانهای دوفاکتو» تهران در خلیج فارس خواهند بود!
این تحلیلگر ارشد خاورمیانه گفت: استراتژی ایران این است: اجازه دهید آمریکاییها در باتلاق جغرافیایی خلیج فارس (چه در خارک و چه در سواحل) پیاده شوند. وقتی هزاران سرباز آمریکایی در منطقه کور لجستیکی گیر افتادند و ناوگان دریایی آمریکا به دلیل تهدیدات قادر به نزدیک شدن و نجات آنها نبود، واشینگتن مجبور میشود در موضع ضعف مطلق به پای میز مذاکره بیاید و هر پنج شرط اصلی صلح ایران را چشمبسته امضا کند تا جان سربازانش را بخرد.
وی افزود: ترامپ فکر میکرد با اخراج ژنرالهایش و اعزام نیروهای زمینی، جنگ را به نفع خود برگرداند. اما ماشین جنگی آمریکا در حال ورود به پیچیدهترین تله قرن بیستویکم است. ایران مذاکره با آمریکا در پاکستان را رد کرد، چون منتظر است این مذاکره را با در دست داشتن هزاران تکاور آمریکایی محاصرهشده روی جزیره خارگ انجام دهد. وقتی اگو (غرور) جایگزین استراتژی شود، امپراتوریها با پای خود به سمت گیوتین میروند.