نورنیوز-گروه سیاسی: دکتر محمد محمودی کیا استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل و عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی در یادداشتی نوشت: هر چند ارتش تروریستی آمریکا و دشمن صهیونی از حیث فناوری نظامی و نیز پشتیبانی مالی در جنگ رمضان در وضعیت بسیار بالاتری از جمهوری اسلامی و نیز محور مقاومت قرار دارند، ولی در عمل نتوانستهاند پس از گذشت بیش از یک ماه از آغاز تجاوز به دستآورد نظامی قابل ذکری دست یابند که این مهم در جبهه ایران، در کنار قدرت اجتماعی در داخل و نیز اقتدار نیروهای مسلح در عرصه میدان، ناشی از عامل سومی به نام جغرافیای ایران است که در این فرصت تلاش میشود ابعاد مختلف این مؤلفه راهبردی و نیز نقش آن در دکترین امنیتی و دفاعی ایران توضیح داده شود.
هر چند پنجمین هفته از تهاجم وحشیانه رژیم صهیونی و ارتش جنایتکار و تروریستی آمریکا به ایران رو به پایان است، اما همچنان این دشمن متجاوز است که در دستیابی به اهداف خود در جنگ ناکامیاب بوده و اتحاد و همبستگی بینظیر ایرانیان در داخل و قدرت برتر آفندی، پدافندی و اطلاعاتی نیروهای مسلح آن، موجب تحمیل وضعیت «شکست از پس شکست» برای نیروهای متجاوز شده است.
هر چند دو عامل یاد شده در تحلیلهای این روزها ـ با جزییات فراوان ـ مورد استناد و توجه کارشناسان و تحلیلگران قرار گرفته، اما عامل پایداری ایران، ضلع سومی نیز دارد که درجه اهمیت آن اگر بیشتر از دو عامل نخست نباشد، کمتر آنها نخواهد بود و آن، جغرافیای کشور است.
سرزمین و جغرافیا از چند حیث، اهمیت راهبردی خود را در این جنگ به منصه ظهور رسانده است که اهم آن عبارتند از:
۱) پهناوری
طول و عرض جغرافیایی ایران موجب شده تا مؤلفه پهناوری، مانع عمدهای برای دستیابی دشمنان متجاوز به سراسر کشور شود که این عامل موجب میشود هر طرح برای تسلط بر زمین، دریا و آسمان ایران با شکست مواجه شود.
۲) توزیع منابع و امکانات در پهنه کشور
توزیع جغرافیایی موجب شده، منابع و امکانات راهبردی کشور همچون نیروگاههای تولید برق، پالایشگاهها، صنایع سنگین، در وضعیت توزیعشده قرار گیرد. این امر مانع عمدهای در برابر طرحهای شوم چند روز اخیر نیروهای متجاوز همچون تهدید نسبت به پالایشگاهها، نیروگاههای برق و یا مراکز هستهای بوده است. هر چند پاسخ کوبنده و درخور ستایش نیروهای مسلح نیز عامل بازدارنده مهمی بوده، ولی اصل توزیع جغرافیایی این مراکز خود به نوعی در حکم پدافند غیرعامل عمل کرده است.
۳) سیاست فرهنگی جغرافیایی
جغرافیایی انسانی و فرهنگی نیز عامل موثری در بازدارندگی ایران در برابر تهدیدات موجود بوده است. پراکندگی و یا تجمع اقوام و مذاهب در جغرافیای ملی همواره در مقام یک سد مستحکم م انسانی در برابر هرگونه تهدیدات عمل نماید. با عنایت به این که ایران سدههاست از پروژه ملتسازی عبور ایمن داشته و فرآیند دولتسازی نیز در یکصد سال اخیر تا حدود قابلتوجهی با موفقیت عجین بوده، لذا جغرافیای انسانی و فرهنگی آن همواره به مثابه یک سد حفاظتی عمل کرده است.
۴) جغرافیای تمدنی
جغرافیایی تمدنی و سبقه چندهزارساله ایران به عنوان یکی از کانونهای اصلی تمدن بشری، موجب برتری تمدنی ایران در این منازعه و یا دیگر منازعات در طول تاریخ همچون حمله مغول به ایران شده چنانچه در جنگ رمضان، حملات به برخی آثار میراث جهانی موجب موجی از محکومیتهای بینالمللی شده و در مقام قیاس فرهنگی و سابقه تمدنی، نیز از دشمنان متجاوز تصویر بازنده برساخته است. جنگ رمضان موجب شد تا یکبار دیگر تمدن چند هزار ساله ایران و تأثیرات آن بر ژنوم ایرانی و عنصر تفکر و عمل ایرانیان ـ حتی در میانه جنگ و در ترسیم سیاست های جنگی ـ خود را نمایان سازد تا نجابت و صلابت ایرانی خود را در برابر توحش قرون وسطایی دشمن متجاوز در هدف قرار دادن میراث فرهنگی چندهزارساله مشترک بشری و یا هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی و حمله به زیرساختهای انسانی همچون مدارس، بیمارستانها و مراکز تجمع انسانی عیان ساخته و به برتری فرهنگی و تمدنی ایرانیان را بیش از هر زمان دیگر تجلی بخشد.
۵) جغرافیای سیاسی اقوام
جغرافیایی سیاسی همواره یکی از نقاط قوت ایران در برابر تهاجم بیگانگان بوده است. برای مثال، عشایر در طول تاریخ همواره به عنوان نخستین سد دفاعی موثر در برابر تهاجم بیگانگان عمل کردهاند. همچنین برخی همجواریهای نژادی، زبانی و یا مذهبی در نواحی مرزی، موجب تقویت روندهای امنیتساز شده، هر چند در برخی موارد چالشهایی نیز از این ناحیه بروز داده شده، ولی جریان غالب همواره در مقام یک فرصت و عامل انتظامبخش عمل کرده چنانچه در جنگ تحمیلی ۸ ساله، کردها، عامل بازنده موثری در شکست توطئه دشمن بعثی در نواحی غرب و شمال غربی بودند.
۶) سیاست جغرافیایی مذهب
ژئوپولیتیک شیعه در منطقه همجوار، در کنار نقش مذهب در جغرافیایی انسانی در داخل، موجب شده نوعی پیوستگی هویتی از داخل به بیرون ایجاد شود که این عامل نقش اساسی در شکلگیری هویت مذهبپایه داشته که ظهور محور مقاومت تنها یک نتیجه این پیوستگی هویتی است.
۷) مرزهای آبی و ارتباطات جهانی
برخورداری از مرزهای آبی - خاکی گسترده موجب میشود، خفگی ژئوپلیتیکی ایران، تنها یک آرزوی دستنیافتنی برای هر نیروی متجاوز و متخاصم در طول تاریخ باشد. دسترسی به آبهای آزاد و بینالمللی موجب شده ایران در طول تاریخ بتواند همواره به جهان بیرونی دسترسی آسان داشته باشد.
۸) توپولوژی زمین
توپولوژی زمین در ایران و وجود سلسله جبال در نواحی مرکزی و شمالی کشور همچون رشتهکوههای گسترده زاگرس و البرز و در کنار دشتهای پهناور، همواره در طول تاریخ به مثابه یک سد دفاعی مستحکم در برابر نیروهای متجاوز عمل کرده و هر متجاوزی را درون خود به ورطه نابودی کشانده است.
۹) سیاست کریدوری
جغرافیای منحصربهفرد و سابقه تاریخی ایران در قرارگرفتن در شاهراه ارتباطات و تجارت جهانی موجب شده تا این اهمیت و مزیت کریدورها در جهان امروز برجستگی صدچندان پیدا کند. وجود روسیه در شمال و هند در جنوب شرقی و یا کریدوری شرق به غرب برای اتصال شبکه تجاری چین به غرب آسیا ـ پروژه یک راه ـ یک کمربند ـ و یا اتصال جغرافیایی به آسیای میانه و حوزه قفقاز از جمله مصادیق اهمیت و مزیت ارتباطی ایران است؛ امری که در صورت تهدید وجودی ایران میتواند تجارت جهانی را با چالشهای عدیده و اختلالهای عمیق روبرو سازد. این اهمیت موجب میشود ثبات و تمامیت ارضی ایران همواره مورد توجه قدرتهای جهانی شرقی باشد. در شرایط کنونی هرگونه تهدید نسبت به تمامیت ارضی ایران، روسیه و چین با چالشهای فراوانی در حوزه تجارت مواجه خواهند شد که یکی از علل حمایت این دو قدرت یاد شده در جنگ اخیر، اهمیت کریدوری ایران برای منافع آنهاست.
۱۰) مزیت آبراهی
تنگه هرمز یکی از منحصربهفردترین ویژگیهای جغرافیایی ایران است که به ندرت به نقش و اهمیت آن در قدرت ملی و دکترین دفاعی کشور توجه داده شده است. جنگ رمضان موجب شد تا ایرانیان پس از سدهها، از جسارت و اراده قاطع برای اعمال حق حاکمیتی خود از این آبراه راهبردی بهرهمند شوند و در عمل، کارکردهای این آبراه در پیشبرد اهداف جنگی و نیز ترتیبات اقتصاد جهانی به نظاره بنشینند و از هماکنون میتوان انتظار داشت، سیاست آبراهی جزء جداییناپذیر از دکترین امنیت ملی ایران در بازطراحی معماری جدید نظم امنیتی در منطقه راهبردی غرب و جنوب غرب آسیا باشد.
۱۱) ژئواکونومی
وجود معادن طبیعی از عناصر راهبردی ـ به علت قرار گرفتن در نقاط همجوار با خط استوا ـ موجب شده تا ظرفیت معدنی بسیار بالایی در زمینه عناصری چون مس، ذغال سنگ، سنگ اهن، طلا، روی، منیزیوم، لیتیوم ، اورانیوم و… در ایران وجود داشته باشد. این مهم در کنار وجود منابع سرشار نفت و گاز، ایران را به ظرفیت بالقوه و برخوردار از ویژگی منحصربفرد در زمینه اقتصاد زمینپایه تبدیل کند.
جمعبندی
مصادیق یادشده از اهمیت عنصر «سرزمین» در سیاست دفاعی ایران، نشاندهنده اهمیت راهبردی این عامل در کنار دو مزیت یادشده در مقدمه این یادداشت ـ انسجام اجتماعی و توانمندیهای نظامی ـ است.
امید آن که ایران پسا جنگ با شناخت هر چه دقیقتر این مزایای طبیعی و خداداد، و بهرهمندی حداکثری از ظرفیتهای موجود در آن، با شتابی هرچه بیشتر به سوی آنچه مستحق این جامعه و مردمان است حرکت نماید. إنشاءالله
جماران