نورنیوز-گروه بین الملل: کاهش ذخایر موشکهای رهگیر اسرائیل، نیروهای دفاعی این کشور را ناچار کرده تا در مصرف مهمات صرفهجویی کنند یا اهداف را اولویتبندی نمایند. اما ایرادهای موجود در پدافند هوایی اسرائیل قطعاً ریشههای عمیقتری دارد.
ضعف شناسایی یا رهگیری؟
واقعیت نگرانکنندهتر آن است که شکافهای موجود در پدافند هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از ضعف در «شناسایی» (و نه رهگیری) باشد؛ ضعفی که از آسیب دیدن رادارها و حسگرهایی ناشی میشود که زیربنای شبکه یکپارچه پدافند هوایی مشترک میان ایالات متحده، اسرائیل و شرکای خلیج فارس را تشکیل میدهند. اگر این مسئله درست باشد، پیامدهای آن بسیار وخیم خواهد بود. بدون چشمهایی که ارتش آمریکا برای شناسایی و مهار تهدیدات به آنها تکیه دارد، نیروها و داراییهای ایالات متحده بسیار آسیبپذیرتر از آن چیزی خواهند بود که پیشتر تصور میشد.
برای مقابله با موشکهای کروز و بالستیک میانبرد و دوربرد اسرائیل به سه لایه فلاخن داوود، سامانههای پیکان ۲ و ۳، و سامانههای آمریکایی تاد متکی بود. در حالی که فلاخن داوود موشکها را در داخل جو زمین رهگیری میکند، سامانه پیکان موشکها را خارج از جو هدف قرار میدهد و به همین دلیل در مقابله با موشکهای بالستیک بسیار مؤثرتر است. اسرائیل همچنین از سامانههای تاد مستقر در داخل این کشور و نیز از داراییهای هوایی و دریایی ایالات متحده در منطقه پشتیبانی دریافت میکند.
وضعیت ذخایر رهگیر
اسرائیل واقعاً بخش زیادی از ذخایر رهگیر خود را مصرف کرده است. برخی گزارشها حاکی از آن است که تا 80% از مهمات پدافند هوایی اسرائیل در سه هفته نخست جنگ مصرف شده و این کشور را ناچار ساخته بهطور فزایندهای به سامانههای دیگر متکی شود. این مصرف سریع نشان میدهد که دفاعهای اسرائیل شکنندهتر از آن چیزی بودهاند که به نظر میرسید. عامل دوم در موفقیتهای ایران، استفاده از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشهای است که میتوانند شبکه پدافند هوایی را اشباع کرده و ظرفیت آن را از کار بیندازند.
احتمال محتملتر این است که آسیبپذیریهای پدافند هوایی اسرائیل، نه از داخل این کشور بلکه از بیرون و از شبکه گستردهتر پدافند هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در سراسر خاورمیانه ناشی میشود. شبکه پدافند هوایی اسرائیل با شبکه ایالات متحده یکپارچه شده و دو کشور اطلاعات و دادههای حاصل از حسگرها و رادارهای منطقه را به اشتراک میگذارند. آسیب به این شبکه حسگرها و رادارها میتواند بهطور اساسی پدافند هوایی اسرائیل و آمریکا را تضعیف کند.
کور کردن رادارها
گزارشهای مبتنی بر تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که دستکم ۱۰ سایت راداری آمریکا در خاورمیانه از آغاز جنگ هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفتهاند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-2 مورد استفاده در سامانه تاد و نیز یک رادار آرایه فازی AN/FPS-132 در قطر است. هرچند از دست رفتن یک رادار کل شبکه را از کار نمیاندازد، اما نابودی ۱۰ یا بیشتر از این سامانهها توان آمریکا در شناسایی و واکنش به تهدیدات ورودی را بهشدت کاهش میدهد. نگرانکنندهتر، ناتوانی ظاهری ایالات متحده در حفاظت از پایگاههای خود در خاورمیانه است. هفته گذشته گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی دیگر قادر به زندگی و فعالیت در بسیاری از پایگاههای نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و به هتلها یا مکانهای جایگزین منتقل شدهاند.
در واقع، حملات موفق به هواپیماهای آمریکایی مستقر در پایگاههای منطقهای و تداوم تلفات در میان نیروهای آمریکایی، این آسیبپذیریها را تأیید میکند. در جدیدترین حادثه در پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی، موشکها و پهپادهای ایرانی ۱۲ نظامی را زخمی کرده و به چندین هواپیما، از جمله یک هواپیمای هشدار زودهنگام E-3 (که قطعاً هدفی بسیار حساس محسوب میشود) آسیب وارد کردند.
چالشی جدیتر از تولید مهمات
این چالشی بسیار دشوارتر از افزایش تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمانبر، پرهزینه و پیچیده است. به نظر میرسد جنگ با ایران رویکرد آمریکا به پدافند هوایی را بهطور بنیادی به چالش کشیده و نشان داده که توانمندیهای کنونی برای جنگهای مدرن کافی نیستند. بنابراین مسئله ماهیتی راهبردی دارد، نه صرفاً فنی.
اندیشکده تهرانرادار
اندیشکده تهران