نورنیوز-گروه فرهنگی: دفاع در برابر تجاوز خارجی، جزئی از هویت ملی و میهنی ایرانیان بوده است، ایران همواره مورد یورش دشمنان جرار و خونخوار بوده و ایرانیان با دلاوری از میهن خویش دفاع کرده اند، گویی تاریخ این کشور خط مستقیمی است از نبرد ایران و انیران و در پایان همه این نبردها همواره ایران پابرجا مانده است. هنگامی که کراسوس سردار بزرگ رومی به سمت ایران یورش میآورد، نمایندگان سورنا سردار بزرگ ایران به دیدار وی میروند و از وی میپرسند: «هدفت از این تهاجم چیست؟»
کراسوس میگوید: «هدفم را در پایتخت ایران به شما خواهم گفت.»
فرستاده ایران که پیری دانا و آگاه بود به وی پاسخ میدهد: «اگر در کف دست من مویی میبینی، پایتخت ایران را هم خواهی دید.»
این پاسخ ، درواقع واکنش متعارف ما ایرانیان به همگی متجاوزان بوده است و فرجام داستان را میدانیم که جنگ «کاره» یا «حران» و کشته شدن کراسوس متجاوز در برابر سورنا و بزرگترین شکست تاریخ روم باستان بود.
سالها میگذرد و دهها و صدها سال میآیند و میروند، آنتینیوسها و تراژانها امپراتوران نیرومند روم در برابر ایران زانو میزنند تا به پایان اشکانیان میرسیم. در عصر پایانی اشکانی، زمانی که کاراکالا امپراتور روم با خدعه و حیله و پوشش خواستگاری از دختر اردوان پنجم شاهنشاه اشکانی به تیسفون آمد و در میانه مجلس عروسی، به سربازان رومی دستور داد به ایرانیان حمله کنند، اردوان از معرکه خارج شد ولی خیلی زود بازگشت و هم امپراتور خائن و فریبکار را به قتل رسانید و هم رومیان را وادار به عقبنشینی کرد و هم از متجاوز غرامت گرفت.
همین داستان مقاومت و تکرار حماسهها در ۴۰۰ سال شاهنشاهی ساسانی پابرجا بود و آثار ماندگار آن در زانو زدن فیلیپ عرب و والریانوس در پیشگاه شاپور ساسانی پابرجا مانده است. از عصر صفوی به بعد نیز بیش از ۵۰۰ سال است که ایرانیان در ادوار گوناگون در برابر دشمنان متجاوز حماسه ها آفریدند، گویا هماره کلام شاه طهماسب صفوی در پاسخ به سلطان متکبر عثمانی سلطان سلیمان در گوش باد زمزمه میگردد که به او در مکتوب خود نوشت:
«به وسوسه بعضی شیاطین الانس به باد بروت خود مغرور گشته، خیال شاهان و هوای پادشاهی ملک ایران که بهترین ملک روی زمین و نشانه خلد برین است در دماغ او جا گرفته بود، به کثرت لشکر شقاوت اثر و بر سیاهی سپاه خود اعتقاد کرده از کرم نامتناهی حضرت واهب بیمنت، نسبت به این دولت غافل شده.... تو را به خاطر چنان خطور کرد که مملکت مازندران و مملکت خراسان و سجستان و فارس و طبرستان و عراق و آذربایجان و تمامی ایران بهشتنشان بیصاحب خواهد بود و از این معنی غافل که
خاکساران جهان را به حقارت منگر
تو چه دانی که در این گرد سواری باشد»
مقاومت و پایداری در برابر تجاوز مشعلی فروزان است که از سورنا فاتح کراسوس به اردوان و از او به اردشیر و شاپور و از آنان به ابومسلم و یعقوب و از اینان به شاه اسماعیل و شاه طهماسب رسید و پس از آن نیز شاه عباسها و نادرشاهها میراثدار این مقاومت حماسی بودند. تا به حماسههای مقاومت ۱۲ ساله ایرانیان در نبرد با روسیه میرسیم و جوادخان گنجهای که به سیسیانوف سردار متجاوز روسی پاسخ داد: «تو حرب قزلباش ندیدی و بیا جنگ ما ببین و اگر زمانی از تو بیم داشتیم چون شاه ایران اینجا نبود و الان که او نزدیک است آماده رزم هستیم.»
آمادگی که سرانجام به شهادت جوادخان منجر شد اما خون جوادخان در بادکوبه دامان سیسیانوف را گرفت و حسینقلیخان حاکم ایرانی باکو، سر از تن سیسیانوف متجاوز جدا کرد. این مقاومت حماسی در ۱۲ سال با صحنههای پرشکوه پیروزی به فرماندهی عباسمیرزا نایبالسلطنه ولیعهد همراه بود و اگرچه درنهایت شکست نصیب ایران شد اما به دشمنان این پیام را داد که حد خود را بشناسند و به خاک آذربایجان طمع نورزند. مقاومت حماسی ایرانیان در برابر متجاوزان در جنگ ایران و انگلیس در عصر ناصرالدینشاه و بعدها در جنگ جهانی اول و دوم علیرغم شکستها و ناکامیها ادامه یافت و در دفاعهای حماسی هم چون مقاومت دریادار بایندر متبلور گشت، شعر استاد مسرور سخنیار درباره بایندر هنوز زنده است و تصویری گویا از حماسه بایندر ترسیم میکند:
ناخدا بایندر است این تنِ مشبّک، جامه گلگون
خون ایرانی است آری گشته با این خاک، معجون
ناخدای ماست پس کو کشتی دریاگذارش
سازمان نوجوانش، نوجوانان دیارش
ولی چه باک که پس از شکستهای نظامی، فتوحات سیاسی فرا رسید و با حماسه ملی شدن نفت، ایران پیشگام استعمارزدایی و خلع ید از سلطه بیگانه در جهان گردید و این ایران بود که مصدقها و فاطمیها را پروراند تا استعمار بریتانیا را نهتنها از نفت بلکه از حضور استعماری در کل منطقه خلع ید نمایند.
حماسه مقاومت ایران در برابر انیران در ۸ سال دفاع مقدس همراه ما بود گویی همین امروز است که نظامی شجاع و دلاوری همانند بهرام آریافر برایمان میخواند:
خلیجفارس میخواهی
چنین گستاخ میگویی
بدان این را
میان آبهای نیلگونش غرق میگردی
برایت من حدیث مرگ میخوانم
و تخم مرگ میافشانم
همانگونه که روم باستان از پای افکندم
تو را بر خاک بنشانم
وصیت سرلشکر خلبان خلعتبری را بارها میخوانم و در آن همان معنایی را میبینم که فرستاده سورنا به کراسوس گفته بود، همان معنای رفتار و کردار اردوان و اردشیر و شاپور را همان کلام آهنگین شاه طهماسب به سلطان سلیمان و همان خطابه حماسی جوادخان را، جایی که خلعتبری گفته است:
«اگر ذرهای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن میشویم و مرگ در این راه را افتخار میدانم.»
حماسه مقاومت برای ایران از آزادی خرمشهر ادامه یافت و به دفاع مقدس ۱۲ روزه در برابر تجاوز اسرائیل و دفاع مقدس فعلی رسید و هماکنون با یک ماه مقاومت پرشکوه در برابر دشمن متجاوزی که صاحب نیرومندترین ارتش جهان است، صفحه پرشکوه و فراموشنشدنی دیگری در تاریخ دفاع میهنی ایرانیان را ثبت کرده است .
روز پیروزی در این نبرد میهنی، خاطرات پرشکوه آن را نیز برای ابد در تاریخ دفاع مقدس سههزار ساله مان را ثبت خواهیم کرد.
* دکترای حقوق بینالملل و پژوهشگر تاریخ