نورنیوز- گروه سیاسی: دونالد ترامپ در ادامه مواضع قبلی خود، مدعی شد که گزینههایی از جمله کنترل برخی مراکز مرتبط با صادرات نفت ایران روی میز قرار دارد. او در گفت و گو با فایننشال تایمز اضافه کرده که چنین اقدامی شامل تصرف جزیره خارک خواهد بود. برخی منابع خبری هم از اعزام دهها هزار تفنگدار آمریکایی به منظقه غرب آسیا خبر دادهاند. به این ترتیب در شرایطی که رئیسجمهور خودشیفته آمریکا از گزینه مذاکره با ایران سخن میگوید و مدعی است که کانالهای ارتباطی فعالی با ایران در اختیار دارد، همزمان از گزینه اشغال سرزمینی هم حرف میزند. این دوگانگی در کلام و رفتار، یکی از مختصات تزلزل و نااستواری او در سیاستورزی است.
صرفنظر از این نقیصه مهم شخصیتی، باید ادعای او درباره آمادگی برای تصرف مناطقی از خاک ایران را قاطعانه محکوم و مردود اعلام کرد. شک نیست که هرگونه تحرک نظامی بزرگمقیاس در خلیج فارس، صرفنظر از بازیگر درگیر، پیامدهای عمیق و چهبسا جبرانناپذیری برای امنیت و ثبات منطقهای دارد. اعلام استقرار نیروهای تفنگدار آمریکایی در مجاورت این آبراه حساس، بار دیگر بحثی دیرینه را زنده کرده است: اینکه حضور نظامی خارجی، بهویژه در حجم بالا، چگونه میتواند توازن شکننده امنیتی منطقه را تحت فشار قرار دهد و مسیر تحولات را به سمت فضای پرریسکتری هدایت کند.
معماری امنیتی خلیج فارس بر پایه مجموعهای از موازنهها و خطوط قرمز نانوشته شکل گرفته است. ورود نیروی نظامی و خصوصاً تفنگداران و تکاوران خارجی به این محیطِ فشرده و حساس، این نظم را به شدت دچار اختلال میکند. در چنین وضعیتی، محاسبات بازیگران منطقهای پیچیدهتر میشود و سطح بیاعتمادی افزایش مییابد. تاریخی طولانی از بحرانهای منطقه نشان میدهد که حتی یک سوءبرداشت کوچک در چنین محیط پرتنشی، میتواند به بحرانی گستردهتر منجر شود. وقتی صحبت از حضور نظامی در مناطق کلیدی مانند جزایر، آبراهها یا خطوط کشتیرانی است، مسئله تنها به سطح دوجانبه محدود نمیماند. چنین اقدامی معمولاً از سوی قدرتهای رقیب بهعنوان «تغییر در وضعیت موجود» تلقی میشود. نتیجه آن است که میدان رقابتهای ژئوپلیتیکی گستردهتر میشود و کشورهای منطقه ناخواسته در معرض انتخاب میان بلوکهای امنیتی قرار میگیرند. این فرایند، چندقطبی شدن محیط امنیتی خلیج فارس را تشدید کرده و امکان شکلگیری ترتیبات امنیتی بومی را کاهش میدهد.
خلیج فارس شریان حیاتی انرژی جهان است و هر نشانهای از نظامیسازی شدید، مستقیماً بازار جهانی نفت و گاز را بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش ریسک حملونقل دریایی، بالا رفتن هزینه بیمه نفتکشها و احتمال اختلال در مسیرهای صادرات انرژی، پیامدهایی هستند که خود را در قالب تنشهای عمیق اقتصادی جهانی نشان میدهند. بر این اساس، ثبات و امنیت و پایداری این منطقه نه فقط یک موضوع امنیتی، بلکه مسئلهای اقتصادی با پیامدهای فرامرزی است.
یکی از روندهای تکرارشونده در بحرانهای منطقهای این است که حضور سنگین نیروهای خارجی باعث فعال شدن بازیگران غیردولتی و گروههای مسلح میشود. خلأ قدرت، فشارهای امنیتی و برهمخوردن نظم محلی، فضا را برای نقشآفرینی نیروهایی فراهم میکند که مدیریت آنها برای دولتها دشوارتر است. در نتیجه، حتی اگر حضور نظامی در ابتدا با بهانه ایجاد بازدارندگی انجام شود، ممکن است در عمل به افزایش دامنه بازیگران مسلح و پیچیدهتر شدن محیط امنیتی بیانجامد.علاوه بر این، اقدامات نظامی بزرگ معمولاً بحثهای حقوقی و سیاسی گستردهای را در سطح جهانی فعال میکند: از مشروعیت ابزارهای استفادهشده تا کارآمدی نهادهای چندجانبه در مدیریت بحران. چنین تحولاتی بهتدریج بخشی از نظم بینالمللی را تحت فشار قرار میدهد و میتواند شکافهای جدیدی میان قدرتهای جهانی ایجاد کند. این وضعیت خود زمینهساز طولانی شدن بحرانها و دشوارتر شدن دستیابی به توافقهای پایدار است.
به این ترتیب با حضور نیروهای اشغالگر در منطقه پرتنش خلیج فارس، و اقدام به تعرضات سرزمینی توسط نیروهای تکاور یا تفنگدار، منطقه با پدیده تشدید و تصاعد بحران مواجه خواهد شد. پیچیدگی وضعیت در سواحل و جزایر ایران، طبیعتاً وقتی به اوج خواهدد رسید که تمامیت سرزمینی ایران مخدوش شود.
با کوچکترین اقدام برای چیزی که ترامپ، تصرف خارک یا هر بخش دیگری از ایران نامیده، بیدرنگ محاسبات نظامی ایران در مقابله به مثل تغییر خواهد کرد و ابعاد تازه و غیرقابل تصوری از جنگ منطقهای ظاهر میشود که بیشترین مخاطره و آسیب را متوجه میزبانان و همکاران آمریکاییهای متجاوز میکند.
بدیهی است که کمهزینهترین راه برای دشمن آمریکایی-صهیونیستی، پرهیز از تحریک سرزمینی ایران است. تجربه یکماهه جنگ اخیر نشان داده است که راهبرد دفاعی و امنیتی ایران در مقابل متجاوزان، تابعی از تحرکات و تعرضات دشمنان است و تهران به تناسب سطح تهدیدها، سطح اقدامات دفاعی و تهاجمی خود را تعیین میکند. هر اقدامی در تعرض به ایران با پاسخی قاطع از همان جنس والبته در مقیاسی کوبندهتر همراه خواهد بود. بر این اساس، دسیسه آمریکا یا اسراییل برای تعرض به خاک جزایر و سواحل ایران، با اقدامی از همین جنس در حوزه سرزمینی کشورهایی که پایگاههایی در اختیار دشمن قرار دادهاند مواجه خواهد شد.
با راهبرد تصاعد بحران در محیط امنیتی خلیج فارس، منطقه با وضعیتی روبهرو خواهد شد که نهتنها امنیت این پهنه آبی، بلکه ثبات اقتصادی و سیاسی فراتر از مرزهای آن را نیز به شدت و بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد.
نورنیوز