نورنیوز-گروه بینالملل: تحولات یکماهه پس از آغاز جنگ آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران نشان داده است که مفهوم «میانجیگری» دیگر صرفاً یک کنش دیپلماتیک خنثی نیست، بلکه به شدت وابسته به مشروعیت رفتاری و موضعگیریهای پیشینی بازیگران است. در عرف بینالمللی، میانجیگر باید واجد حداقلی از بیطرفی، صداقت و اعتمادسازی باشد؛ اصولی که بدون محکومسازی صریح تجاوز و پرهیز از هرگونه همکاری با متجاوزان، عملاً بیمعنا خواهد بود.
در این چارچوب، نشست اسلامآباد با حضور برخی کشورهایی که نه تنها تجاوز را محکوم نکردهاند بلکه به اشکال مختلف در تسهیل آن نقش داشتهاند، با یک پارادوکس بنیادین مواجه است. چنین وضعیتی، میانجیگری را از یک ابزار حل بحران به ابزاری برای مدیریت بحران به نفع متجاوز تبدیل میکند. از این منظر، ایران تأکید دارد که بیطرفی در شرایط تجاوز، نه نشانه تعادل بلکه مصداق همراهی با متجاوز است.
اعتمادسازی؛ حلقه مفقوده ابتکار اسلامآباد
یکی از مهمترین عناصر موفقیت هر فرآیند میانجیگری، ایجاد اعتماد متقابل است؛ امری که در وضعیت کنونی بهشدت آسیب دیده است. ایران در سالهای گذشته نشان داده که از دیپلماسی منطقهای و بومیسازی امنیت استقبال میکند و حتی در مواردی همچون مذاکرات هستهای، به درخواست کشورهای منطقه وارد گفتوگو با آمریکا شده است.
با این حال، تکرار رفتارهای خصمانه و حتی حمله نظامی در میانه مذاکرات، این پیام را به تهران منتقل کرده که اعتماد یکسویه نهتنها کارآمد نیست بلکه میتواند هزینهزا باشد. در چنین شرایطی، انتظار از ایران برای پذیرش میانجیگری بدون تغییر رفتار کشورهای مدعی، غیرواقعبینانه است.
اعتمادسازی در این مرحله، مستلزم اقداماتی عینی است؛ از جمله محکومسازی رسمی تجاوز، جلوگیری از استفاده از خاک و حریم کشورها برای حملات، و حرکت به سمت اخراج نیروهای متجاوز از منطقه. بدون این اقدامات، هرگونه ابتکار میانجیگرانه، فاقد پشتوانه عملی و صرفاً در حد بیانیههای سیاسی باقی خواهد ماند.
خطوط قرمز ایران و بازتعریف معادله قدرت
رفتار ایران در این بحران نشان میدهد که تهران بر مجموعهای از خطوط قرمز غیرقابلچشمپوشی تأکید دارد. نخستین و مهمترین اصل، «تنبیه متجاوز» و جلوگیری از تکرار تجاوز است. این موضوع شامل پاسخگویی، پرداخت غرامت، و ارائه تضمینهای عینی برای عدم تکرار حملات میشود.
در کنار این موارد، موضوعاتی همچون حق ایران در مدیریت تنگه هرمز و تغییرناپذیری وضعیت جدید این گذرگاه راهبردی نیز در دستور کار قرار دارد. این مسئله نشاندهنده آن است که ایران صرفاً به دنبال پایان درگیری نیست، بلکه به دنبال بازتعریف قواعد بازی در منطقه است.
ایران با اتکا به «ابتکار عمل میدانی» و «تابآوری اقتصادی»، توانسته موقعیت برتر نسبی را در این جنگ تثبیت کند. بنابراین، هرگونه میانجیگری که این واقعیت را نادیده بگیرد و به دنبال تحمیل عقبنشینی یا امتیازدهی از سوی ایران باشد، محکوم به شکست خواهد بود.
آزمون تاریخی میانجیگران منطقهای
نشست اسلامآباد را میتوان آزمونی مهم برای کشورهای مدعی میانجیگری دانست؛ آزمونی که تعیین میکند این کشورها در کدام سوی تاریخ خواهند ایستاد. انتخاب میان «محکومسازی تجاوز» یا «سکوت و همراهی غیرمستقیم»، شاخص اصلی این ارزیابی است.
ایران بهصراحت اعلام کرده که مفاهیمی نظیر «آتشبس موقت» یا «کاهش تنش» در شرایط کنونی، صرفاً به معنای بازسازی توان متجاوزان است و نمیتواند مبنای پذیرش قرار گیرد. در نتیجه، دامنه پاسخ ایران تا تحقق اهداف اعلامشده ادامه خواهد داشت.
از سوی دیگر، تهران هشدار داده است که هرگونه مشارکت حداقلی در تجاوز، میتواند آن کشور را به هدف مشروع تبدیل کند. این موضع، سطح مسئولیتپذیری میانجیگران را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد و آنان را ناگزیر میسازد که از موضعی فعال و نه منفعل، در برابر تجاوز موضعگیری کنند.
بر این اساس، آینده ابتکار اسلامآباد به میزان فاصله آن از رویکردهای نمایشی و نزدیک شدن به اقدامات عملی، قابل راستیآزمایی و الزامآور بستگی دارد. در غیر این صورت، این نشست نیز به سرنوشت بسیاری از ابتکارات دیپلماتیک دچار خواهد شد که صرفاً در حد گفتوگو باقی ماندند.
نورنیوز