نورنیوز- گروه اجتماعی: رسانه ملی و نیز شبکههای اجتماعی می توانند در اقدامی دقیق، از راهاندازی یک پویش ملی برای کمک به آسیبدیدگان از جنگ ظالمانه اخیر حمایت مؤثر کنند. درست است که برخی نهادهای حاکمیتی، تدابیری اندیشیدهاند اما به نظر میرسد این اقدامات با یک پویش مردمی و ملی تکمیل خواهد شد.
از عوارض و پیامدهای دهشتبار تجاوز اخیر آمریکا و اسراییل به ایران، بیخانمان شدن بسیاری از مردم است که بر اثر حملات وحشیانه دشمن، منازلشان تخریب شد یا آسیب دید و از چرخه استفاده بیرون افتاد. این شهروندان در کوتاه مدت، در هتلها یا منازل اقوام خود اسکان یافتند اما طبعا حضور در این اماکن نمیتواند طولانی مدت باشد و باید هرچه زودتر تصمیم عاجلی برایشان گرفته شود. علاوه بر این، بسیاری از مشاغل به دلیل تعطیلی در ایام جنگ با رکود درآمدی مواجه شدند و برخی از مشاغل به همین دلیل، مجبور به تعدیل بعضی از نیروهای شاغل خود کردند که طبیعتاً فشاری سهمگین بر خانواده ها وارد می کند. رسیدگی به این آسیب دیدگان از جنگ نیز ضرورتی فوری است. این رسیدگیها هم متوجه دولت و نهادهای حاکمیتی است و هم متوجه مردم که در اقدامی نوعدوستانه به یاری هممیهنان بشتابند و با راهاندازی پویشهای مدنی، بخشی از مشکلات آنان را رفع کنند.
اساساً وقتی تاریخ را ورق میزنیم، در میانه فراز و فرود تمدنها، یک عنصر همواره چون نگینی درخشان، درخشش خود را حفظ کرده است: همبستگی و همیاری انسانی. هنگامی که بلایای طبیعی چون زلزله، سیل، یا حوادث غیرمترقبه و تلخی مثل جنگ، سایه شوم خود را بر سر مردمان میگسترند و تار و پود زندگیشان را به هم میریزند، این همبستگی است که چون سپری سترگ، از آسیبپذیرترین بخشهای جامعه محافظت میکند و امید را در دلهای ناامید زنده نگاه میدارد.
در چنین روزهای سیاهی، وقتی خانهها فرو میریزند، زیرساختها تخریب میشوند و مردمان، یکشبه، همه داراییهای خود را از دست میدهند، ندای کمک، فریادی است که از عمق جان برمیآید. در این لحظات خطیر، مسئولیت اجتماعی تنها یک شعار نیست، بلکه رسالتی حیاتی است که بر دوش تکتک افراد جامعه قرار میگیرد. این مسئولیت، در قالبهای گوناگونی تجلی مییابد؛ از تأمین سرپناهی موقت برای بیخانمانها و آسیبدیدهها گرفته تا یاری رساندن به کسانی که در گرداب بدهی و بیکاری گرفتار آمدهاند و یا حمایت از خانوادههایی که در شرایط دشوار، عزیزان بیمار خود را پرستاری میکنند.
جامعهای که در آن هر فرد، خود را در قبال سرنوشت دیگران مسئول بداند، جامعهای است که در برابر طوفانهای حوادث، استوارتر خواهد ایستاد. این حس مسئولیتپذیری، ریشه در وجدان انسانی دارد و زمانی که با فرهنگ همیاری و تعاون درآمیزد، نیرویی شگرف پدید میآورد. پویشهای مردمی، تجلی این نیروی عظیم هستند؛ ابتکاراتی خودجوش که از دل جامعه برمیخیزند و نشان میدهند که چگونه میتوان با بسیج ظرفیتهای انسانی و مادی، زخمهای عمیق ناشی از بحران را التیام بخشید. در شرایط کنونی، ضرورت راهاندازی چنین پویشهای مردمی و مدنی کاملاً به چشم میآید. مردم ایران در موارد متعددی نشان دادهاند که از اینگونه پویشها و تحرکات ملی به عنوان یک همیاری اجتماعی استقبالی گرم میکنند. حضور خیرهکننده مردم در حمایت از آسیبدیدگان سیلها،آتشسوزیها، زلزلهها و حتی دوران 8 ساله دفاع مقدس، مؤید این واقعیت است.
در دنیای امروز، کمتر کسی است که از اهمیت همکاری و مشارکت در حل مشکلات اجتماعی غافل باشد. اما آنچه این همبستگی را معنادارتر و مؤثرتر میسازد، فراتر از کمکهای مالی صرف است. این امر شامل ارائه تخصصها، دانش، و مهارتهای فردی است. پزشکی که وقت خود را به مداوای رایگان بیماران اختصاص میدهد، مهندسی که در بازسازی مناطق آسیبدیده یاری میرساند، یا حتی فردی که با سخنان دلگرمکننده خود، روحیهی از دست رفته را بازمیگرداند؛ همه و همه، ستونهای استوار این همبستگی هستند.
بسیاری از خانههایی که شاید مدتی خالی ماندهاند، میتوانند در روزهای بحران، پناهگاهی امن برای کسانی باشند که ناگهان همهچیزشان را از دست دادهاند. کاهش موقت یا تعدیل اجارهبها برای مستأجرانی که در تنگنا قرار گرفتهاند، میتواند بار سنگینی را از دوش آنها بردارد. همچنین، بازنگری در بدهیها و اعطای فرصتی دوباره به بدهکاران، به ویژه آنهایی که به دلیل شرایط پیشبینیناپذیر گرفتار شدهاند، نشاندهندۀ درک عمیق از واقعیتهای اجتماعی است.
حمایت از اقشار آسیبپذیر، نباید تنها به زمان وقوع بحران محدود شود. بلکه باید جریانی مستمر و پایدار داشته باشد. توجه به وضعیت بیمارانی که در بحرانها، روند درمانشان مختل شده، یا کسانی که شغل خود را از دست داده و تعدیل شدهاند، بخشی جداییناپذیر از این رویکرد جامع به مسئولیت اجتماعی است. این توجه، نه تنها به بهبود شرایط فردی کمک میکند، بلکه پایههای اعتماد اجتماعی را نیز تقویت مینماید. همبستگی اجتماعی، صرفاً واکنشی به یک رویداد نیست؛ بلکه یک اصل بنیادین برای ساختن جامعهای تابآور و انسانی است. جامعهای که در آن، هر فرد، چون عضوی از یک پیکر واحد، درد دیگران را حس میکند و برای التیام آن، از هیچ کوششی فروگذار نمینماید. این روحیه، همان گنجینهای است که در دل هر بحران، نویدبخش آیندهای روشنتر و انسانیتر است. بیایید با تقویت این فرهنگ، سپر بلای انسانیت در برابر ناملایمات باشیم.
به این اعتبار، راهاندازی یک پویش کاملاً مردمی و خودجوش با رویکرد همیاری نسبت به شهروندان آسیبدیده از جنگ، ضرورتی مسلّم است. رسانه ملی و نیز شبکههای اجتماعی و فضای مجازی می توانند در اقدامی دقیق و حسابشده، از راهاندازی یک پویش ملی و مردمی برای کمک به آسیبدیدگان از جنگ ظالمانه اخیر حمایت مؤثر کنند. درست است که برخی نهادهای حاکمیتی، تدابیری در راستای کمک به شهروندان بیخانمان و آسیبدیده اندیشیدهاند اما به نظر میرسد این اقدامات با یک پویش مردمی و ملی تکمیل خواهد شد. شاید مسئولیت اصلی و اول در پیگیری و حمایت از این پویش همیاری مدنی و اجتماعی، متوجه صداوسیما و در درجات بعدی خطبا، تریبونداران، رسانهها، هنرمندان و مشاهیر و صاحبان محبوبیت ملی باشد.