×
سیاسی
شناسه خبر : 305506
تاریخ انتشار : جمعه 1405/01/07 ساعت 19:57
مخبر: انسداد هوشمندانه هرمز معادلات آمریکا را برهم زد

مخبر: انسداد هوشمندانه هرمز معادلات آمریکا را برهم زد

دکتر محمد مخبر، مشاور رهبر انقلاب، در گفت‌وگویی درباره پیامدهای اقتصادی جنگ رمضان تأکید کرد که راهبرد انسداد هوشمندانه تنگه هرمز توان نظامی و اقتصادی آمریکا را به چالش کشیده و موجب تغییر محاسبات جنگی آنان شده است؛ اقدامی که به گفته او، نشان از اقتدار ایران در میدان رویارویی دارد.

نورنیوز_ گروه سیاسی : مشاور رهبر انقلاب گفت:انسداد هوشمند هرمز محاسبات آمریکا را به هم ریخت و هزینه جنگ برای آنها قابل تحمل نیست.

در پی تجاوز وحشیانه آمریکای جنایتکار و رژیم سفاک صهیونی به کشور عزیزمان ایران در جنگ رمضان، گفت‌وگویی در راستای بررسی تخصصی وقایع اخیر، به‌ویژه از زاویه تأثیرات اقتصادی آن، با جناب آقای دکتر محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبر معظم انقلاب اسلامی انجام شد که متن این مصاحبه جهت استفاده خوانندگان محترم، در ادامه تشریح شده است:

*جناب آقای دکتر مخبر، بسیار سپاسگزاریم بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادید. در ابتدا با توجه به موضوعات روز، اگر سخنی با خوانندگان محترم دارید، لطفاً بفرمایید:

  بنده ضمن عرض سلام و خسته نباشید به مردم رشید ایران بابت این همه شب جهاد در کف خیابان‌های کشور و همچنین عرض خداقوت به نیروهای مسلح کشور که اقتدار میدان را در برابر دو ارتش تا دندان مسلح به رخ جهانیان کشیده‌اند، برای موفقیت ایران و ملت ایران و رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی با دو رژیم خون‌خوار، از خداوند متعال طلب پیروزی و یاری دارم. 

جا دارد یک بار دیگر ضمن تبریک و تسلیت شهادت زعیم امت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای(قدس سره الشریف)، انتخاب شایسته حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) را به عنوان رهبر معظم انقلاب اسلامی تبریک عرض نمایم. همچنین شهادت مسئولین لشکری و کشوری، سربازان جان بر کف و اقشار مختلف مردم که در حملات وحشیانه آمریکایی-صهیونی مورد هدف قرار گرفته‌اند، همان‌طور که مقام والای آن بزرگواران که شهادت است را به ما یادآور می‌شود، همان‌طور نیز داغی بر دل ما خواهد بود که انتقام و دریافت تضمین عینی عدم تکرار جنگ را بر ما واجب خواهد کرد.
ایام سعید نوروز و عید فطر را نیز به تمام مسلمانان ،همسایگان و به ویژه ایرانیان سراسر جهان و به اللخصوص ملت شریف ایران اسلامی و تمام مللی که این اعیاد را گرامی می‌دارند،تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم در سال جدید و حتی با وجود ادامه جنگ تحمیلی ظالمانه، چراغ راه سال را که همان شعار سال منتخب رهبری معظم انقلاب است، فراموش نکنیم. اگر به معنای این شعار دقت کنیم، در می‌یابیم که شعار امسال در واقع نقشه راه عملیاتی برای بهره‌برداری از فرصت‌های بی‌سابقه‌ای است که از این جنگ پیش روی ما قرار گرفته است.

اقتصاد مقاومتی پیش از این یک نظریه غالباً دفاعی در برابر تحریم بود، امروز توانایی تبدیل به مدل توسعه تهاجمی را داراست. دستاوردهایی مانند کنترل هوشمند تنگه هرمز، دلارزدایی در منطقه و تبدیل ایران به هاب ترانزیتی، بستر مناسبی برای تحقق این شعار است. این شعار دقیقاً مسیر عبور از وضعیت فعلی اقتصاد به اقتصاد مقاومتیِ متکی به توان داخل را نشان می‌دهد که با نظم جدید اقتصادی منطقه نیز هماهنگ است.

دو عنصر وحدت ملی که پشتوانه انسجام داخلی برای عبور از پیچ‌های تاریخی است و همین‌طور امنیت ملی که امروز با قدرت بازدارندگی بی‌نظیر در تاریخ ایران عزیز به دست آمده، به عنوان پشتوانه‌ها و عوامل مؤثر بر اقتصاد مقاومتی، زمینه‌ساز رشد و شکوفایی این مفهوم ارزشمند را فراهم می‌کنند و در سایه بالندگی این دو عنصر است که اقتصاد مقاومتی نیز به بالندگی و نتیجه می‌رسد.

* آقای دکتر از جنگ سخن گفتید؛ جا دارد این جنگ تحمیلی ظالمانه که در اثر حملات آمریکایی-صهیونی پدید آمده را از زوایای مختلف بررسی کنیم. برخی هنوز سعی می‌کنند جنگ جاری را صرفاً در سطح درگیری نظامی تحلیل کنند. شما ابعاد اقتصادی این ماجرا را چگونه می‌بینید؟

 ببینید، جنگ را نمی‌شود فقط در میدان نبرد دید. امروز هر جنگی، مخصوصاً در این منطقه، خیلی سریع خودش را در اقتصاد، در بازار، در بودجه دولت‌ها و در زندگی مردم نشان می‌دهد. به نظرم یکی از اشتباهات مهم آمریکایی‌ها و رژیم صهیونی همین بود که خیال کردند می‌شود جنگ را شروع کرد، اما هزینه‌های آن را کنترل‌شده نگه داشت و به دیگران تحمیل کرد. این اتفاق نمی‌افتد.

بالاخره وقتی یک کشور وارد ماجراجویی نظامی می‌شود،نمی‌تواند انتظار داشته باشد که تبعات آن فقط متوجه دیگران باشد. امروز خود آمریکایی‌ها هم با این واقعیت مواجه‌اند که جنگ، برایشان بدون هزینه نیست. وقتی هزینه‌ها بالا می‌رود، وقتی افق روشن نیست، وقتی مردم می‌بینند منابع کشورشان درگیر یک بحران فرسایشی شده، طبیعی است که این مسئله در داخل آمریکا به یک موضوع جدی تبدیل می‌شود. کارشناسان هزینه‌های جنگ را روزانه یک میلیارد دلار برای آمریکا تخمین زده‌اند؛ این عدد کمی نیست.

امروز می‌بینیم که در جامعه خود آمریکا،سناتورها و اعضای کنگره، رئیس‌جمهور خود را دیوانه خطاب کرده و خواستار استیضاح او و اخراج وزیر دفاع می‌شوند. یعنی ببینید که یک سیاستمدار ابله که دستش به‌علت مشارکت در پرونده‌های وحشتناک و غیرقابل تصور فساد جنسی اپستین، زیر ساطور نتانیاهوست، چطور مطیع تام او شده و تمام ملاحظات منافع ملی آمریکا و همچنین قوانین بین‌المللی را به‌خاطر بقای خود در قدرت، زیر پا له کرده است. پس از نظر او، کشور آمریکا و جامعه آمریکا لایق است به‌خاطر بقای او در قدرت، هر هزینه‌ای که نیاز است را بپردازد؛ بنابراین از دید او، هزینه اقتصادی هم یکی از همین هزینه‌هاست.

از سوی دیگر این شخص علاوه بر درنظر نگرفتن مصالح آمریکا که رئیس‌جمهور این کشور هم هست،حاضر است با هر دروغی، شکست خود را بزک کند. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا یک دولت فامیلی و رفاقتی تشکیل داده و فردی صرفاً با سابقه فعالیت در حوزه املاک و مستغلات در حوزه روابط بین‌الملل و نظامی به او مشاوره می‌دهد، باید هم انتظار داشت که شهادت دختران نازنین ایران زمین در میناب را کار موشک تاماهاک ایرانی بداند، چون اساساً فرد باسوادی در اطراف او وجود ندارد که به او بگوید ایران تاماهاک آمریکایی ندارد و یا اگر روزی همچین فرد باسوادی در دولت او یافت شود، خود رئیس‌جمهور توان فهم این مطلب و قبول شکست و اشتباه را نخواهد داشت.

به نظرم هرچه زمان بگذرد،این فشار بیشتر خودش را در فضای سیاسی، انتخابات میان‌دوره‌ای و یا حتی مسابقات جام جهانی که به میزبانی آن‌ها برگزار خواهد شد، نشان خواهد داد. اکنون هم شاهدیم که مردم، سناتورها، اعضای کنگره و فعالین مختلف سیاسی و اجتماعی و جامعه مدنی سؤال می‌کنند که نتیجه این همه هزینه چه بوده و چرا باید بار آن را تحمل کنند.

* برخی می‌گویند اقتصاد آمریکا آن‌قدر بزرگ است که می‌تواند از این فشار عبور کند. نظر حضرتعالی در این باره چیست؟

  ببینید، بحث فقط بزرگی اقتصاد نیست. هیچ اقتصادی از جنگ پرهزینه و بی‌ثباتی ممتد، بدون آسیب عبور نمی‌کند. ممکن است یک اقتصاد بزرگ‌تر باشد، اما وقتی با جنگ فرسایشی، نااطمینانی و هزینه‌های رو‌به‌افزایش روبه‌رو می‌شود، طبیعی است که فشار آن در بخش‌های مختلف ظاهر شود.

مهم‌ترین هزینه این جنگ برای آمریکایی‌ها هزینه حیثیتی است.ابهت ارتش آمریکا که با کمک اسرائیل به کشور عزیزمان حمله کردند، مدعی آن هستند که هر دو از مجهزترین ارتش‌های دنیا هستند ولی این شکست در میدان و در هدف آن‌ها برای تزلزل نظام اسلامی، پس از ترور رهبری عزیزمان، نشان داد که پوشالی‌اند.

ضمن اینکه بین قدرت نظامی و قدرت اقتصادی رابطه متقابلی وجود دارد. احساس ضعف در ارتش آمریکا و اسرائیل به پول و اقتصاد آن‌ها نیز سرایت خواهد کرد.ما نمی‌گوییم لزوماًیک اتفاق دفعی و غیرعادی رخ می‌دهد؛ حرف ما این است که جنگ، به‌مرور برای آغازگر آن هم مسئله می‌سازد. هم در بودجه، هم در بازار، هم در افکار عمومی. این واقعیتی است که با تبلیغات رسانه‌ای از بین نمی‌رود.

در اخبار مجازی دیدم که وقتی رئیس‌جمهور آمریکا درباره این صحبت کرده بود که آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت است و بنابراین با افزایش قیمت نفت، پول زیادی به دست می‌آورد، فرماندار کالیفرنیا در پاسخ به این صحبت، خطاب به مردم آمریکا به کنایه گفته بود که قیمت بنزین شما در حال افزایش است اما ترامپ پول زیادی به دست می‌آورد. همین مطلب نشان‌دهنده آن است که سیاستمدارانی در جامعه آمریکا که درجاتی از تعقل در آن‌ها دیده می‌شود هم متوجه هزینه‌های این جنگ برای آمریکا و ناتوانی تبلیغات رسانه‌ای و گفتاردرمانی در مهار هزینه‌های جنگ شده‌اند. لذا می‌بینیم که حتی با وجود دروغ‌های بزرگی مانند مذاکره با ایران یا نابودی کامل توانمندی‌های ایران، باز هم کاهشی پایدار در قیمت‌های انرژی در بازار مشاهده نمی‌شود؛ زیرا بازار بلافاصله میدان را رصد کرده و می‌بیند که این ادعاها، خلاف واقعیت‌های میدانی است.

* یکی از بحث‌هایی که این روزها زیاد مطرح می‌شود، به‌هم‌ریختن فضای سرمایه‌گذاری در منطقه است. شما این مسئله را چطور می‌بینید؟

 به نظرم این مسئله بسیار مهم است. سرمایه، قبل از هر چیز، ثبات می‌خواهد. سرمایه‌گذار وقتی وارد میدان می‌شود که بتواند آینده را تا حدی پیش‌بینی کند، پروژه را با اطمینان جلو ببرد و بداند منطقه در مسیر التهاب دائمی قرار ندارد. وقتی جنگ و نااطمینانی بالا می‌رود، طبیعی است که بخشی از سرمایه عقب می‌نشیند، بعضی پروژه‌ها متوقف می‌شود و بعضی منابع به سمت جاهایی می‌رود که احساس امنیت بیشتری در آن وجود دارد. این فقط یک مسئله مالی نیست؛ این یعنی کند شدن رشد، سخت‌تر شدن تأمین مالی، و فشار بیشتر بر اقتصادهایی که برنامه توسعه‌ای‌شان به ثبات وابسته است.

کشورهای منطقه شدیداًتحت تأثیر موضوعات امنیتی هستند. آمریکایی‌ها با ایجاد پایگاه و اسرائیلی‌ها با انعقاد قرارداد به آن‌ها تضمین امنیت داده بودند تا اقتصاد آن‌ها بتواند ادامه حیات داشته باشد. ولی این جنگ نشان داد که آن‌ها قادر به تأمین امنیت بدون حضور ایران نیستند و نخواهند بود و در صورت عدم تأمین امنیت از جانب ایران، اقتصاد آن‌ها دچار فروپاشی خواهد شد.

ایران قبلاً هم اعلام کرده بود که با همکاری کشورهای حاشیه خلیج فارس، توانایی تأمین کامل امنیت منطقه را داراست و این می‌تواند به پایداری اقتصاد منطقه کمک کند. به‌هرحال حکام کشورهای دیگر نیز باید به این مسئله توجه کنند که برج‌های شیشه‌ای هرچند ممکن است برای بسیاری چشم‌نواز باشند، اما به مثابه امنیت ملی و عمق استراتژیک نخواهند بود.

* افزایش هزینه‌ها در اثر جنگ، در نهایت از چه مسیری به مردم و بازار می‌رسد؟

  ببینید، مسیرش روشن است. وقتی جابه‌جایی کالا گران‌تر می‌شود، واردات گران‌تر می‌شود. وقتی واردات و لجستیک گران‌تر شد، فشار روی تولید و بازار بیشتر می‌شود. بعد این مسئله خودش را در قیمت‌ها و در تورم نشان می‌دهد. به طور مثال اگر بیمه نباشد هیچ کشتی‌ای در دریا جابه‌جا نمی‌شود و از قضا این بخش از جاهایی است که خیلی سریع واکنش نشان می‌دهد. وقتی خطر بالا می‌رود، بیمه‌گر، شرکت حمل‌ونقل و کشتیرانی از همان ابتدا رفتارشان را تغییر می‌دهند. چرا؟ چون با ریسک واقعی مواجه‌اند. در چنین شرایطی، هزینه بیمه بالا می‌رود، هزینه حمل بالا می‌رود، و تجارت دریایی تحت فشار قرار می‌گیرد. بعد این فشار از همان‌جا متوقف نمی‌شود؛ آرام‌آرام به واردات، به تولید، به بازار و به قیمت تمام‌شده کالاها منتقل می‌شود.

یعنی جنگ از مسیر دریا و تجارت، خودش را به اقتصاد تحمیل می‌کند. به‌عنوان مثال تا همین امروز که از جنگ می‌گذرد، هزینه حمل LNG تا جایی که اطلاع دارم بیش‌از 40 درصد رشد کرده است.از سوی دیگر وقتی جنگ در این سطح گسترش پیدا می‌کند،فقط مسیرهای زمینی و دریایی نیست که تحت فشار قرار می‌گیرد؛ آسمان منطقه هم خیلی زود از این بحران اثر می‌پذیرد. وقتی ناامنی بالا می‌رود، لغو پروازها، محدودیت در مسیرهای هوایی، افزایش هزینه سوخت و اختلال در برنامه‌ریزی شرکت‌های هواپیمایی کاملاً طبیعی است. این مسئله هم فقط مربوط به جابه‌جایی مسافر نیست. حمل‌ونقل هوایی در اقتصاد امروز، بخشی از زنجیره تأمین کالاست؛ بخشی از تجارت است؛ بخشی از خدمات است. وقتی این بخش دچار اخلال می‌شود، اثر آن فقط در فرودگاه نمی‌ماند و به بازار و کسب‌وکار هم منتقل می‌شود.

لغو بیش از 19 هزار پرواز در فرودگاه‌های اصلی منطقه در همان چند روز اول جنگ و چند ده هزار پرواز دیگر تا به امروز، کاهش شدید ترافیک پروازی و جهش کم‌سابقه قیمت سوخت جت هم نشانی از این ادعاست. این اختلال هوایی بیش از همه بخش گردشگری، خدمات، حمل بار هوایی و کالاهای زمان‌حساس را تحت فشار قرار می‌دهد. بالاخره وقتی پروازها لغو یا محدود می‌شود، واردات و صادرات بعضی کالاها با تأخیر روبه‌رو می‌شود، هزینه جابه‌جایی بالا می‌رود و شرکت‌ها ناچار می‌شوند برنامه‌هایشان را تغییر بدهند.یعنی حتی اگر کسی در ظاهر از میدان جنگ دور باشد،باز هم از آثار اقتصادی آن در امان نیست.

این همان نکته‌ای است که خیلی‌ها در ابتدا به آن توجه نمی‌کنند. جنگ فقط با صدای انفجار شناخته نمی‌شود؛ با بالا رفتن هزینه زندگی و به‌هم‌ریختن زنجیره تأمین هم خودش را نشان می‌دهد و انواع و اقسام سانسورهای خبری و گفتاردرمانی‌ها نیز مانع این زنجیره نخواهد شد.

* در کنار بازار انرژی، در بازارهای مالی هم آشفتگی دیده می‌شود. این وضعیت را چطور توضیح می‌دهید؟

  بالاخره بازار مالی از نااطمینانی خوشش نمی‌آید. وقتی جنگ، افق را تیره می‌کند و قیمت انرژی بالا می‌رود، طبیعی است که بورس‌ها، دارایی‌ها و جریان نقدینگی واکنش نشان بدهند. سرمایه به سمت امنیت می‌رود و از فضاهای پرریسک‌تر فاصله می‌گیرد. وقتی سرمایه‌گذار احساس می‌کند آینده مبهم‌تر شده، اولین واکنش معمولاً در بازار دارایی‌ها ظاهر می‌شود. ریزش بازارهای سهام اروپا، سقوط بورس‌ کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و هنگ‌کنگ و استرالیا و فشار بر بازارهای جهانی هم نشانه‌ای از این ادعاست.

برآورد مؤسسات غربی این است که در دو هفته اول جنگ،بورس‌های دنیا دست‌کم 6 هزار میلیارد دلار کاهش ارزش را ثبت کرده‌اند. این کاهش در آمریکا، ژاپن، کره و اروپا شدت بیشتری داشته است. از سوی دیگر تا زمانی که تکلیف جنگ مشخص نشود، هیچ چشم‌انداز روشنی نیز برای این بازارها وجود ندارد. سرمایه‌داران و سرمایه‌گذاران تا کجا می‌توانند این کاهش ارزش را تحمل کنند؟ قاعدتاً در صورت تداوم آن، بسیاری از بانک‌های توسعه‌ای و تجاری دچار بحران خواهند شد؛ به این دلیل که یا خود آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند و یا سرمایه‌گذاران از آن‌ها وام گرفته‌اند و این کاهش ارزش، گریبان‌گیر آن‌ها خواهد شد و در گام بعدی، بحران به بانک‌های مرکزی سرایت نموده و این بانک مرکزی است که باید هزینه نهایی بنگاه‌های بزرگ و دولت‌ها را بپردازد. پیش‌بینی‌های مؤسسات معتبر نیز نشان می‌دهد که جنگ منجر به افزایش تورم و رکود جهانی خواهد شد و در این عرصه، بانک‌های مرکزی اهمیت زیادی دارند.

وقتی تورم دوباره جان می‌گیرد، طبیعی است که بانک‌های مرکزی از جمله حتی در آمریکا برای پایین آوردن نرخ بهره یا باز کردن دست اقتصاد، محتاط‌تر شوند. یعنی جنگ فقط در قیمت انرژی متوقف نمی‌شود؛ می‌رود روی سیاست پولی هم اثر می‌گذارد. این مسئله مهمی است، چون وقتی کاهش نرخ بهره سخت‌تر شود، تأمین مالی هم سخت‌تر می‌شود، سرمایه‌گذاری هم تحت فشار می‌رود و رشد اقتصادی هم آسیب می‌بیند. البته خود موضوع نرخ بهره در داخل آمریکا بین دولت فدرال و فدرال رزرو، محل بحث و اختلاف است.

* آمریکایی‌ها در ابتدا تصور می‌کردند با حمله به ایران، می‌توانند نفت ایران را از معادله خارج کنند و شرایطی شبیه نفت ونزوئلا برای آن ایجاد کنند. این برآورد را چطور می‌بینید؟

به نظرم این هم یکی از همان محاسبات اشتباه بود. بعضی‌ها خیال می‌کردند اگر فشار را بالا ببرند و جنگ را گسترش بدهند، می‌توانند نفت ایران را به‌سادگی از دست ایرانیان خارج کنند و بعد خودشان معادله انرژی را مدیریت کنند. اما واقعیت خلاف این را نشان داد. ایران، ایرانِ امروز است؛ هم از جهت تجربه، هم از جهت فهم میدان، هم از جهت شناخت جنگ ترکیبی این‌طور نیست که دشمن هر تصوری بکند و همان هم در میدان محقق شود. انتظار داشتند با حمله به ایران، نفت این کشور عملاً از دسترس ما خارج شود، اما این اتفاق نیفتاد و معادله آن‌طور که آن‌ها می‌خواستند پیش نرفت؛ حتی تنگه هرمز نیز برخلاف میل آن‌ها با انسداد هوشمند مواجه شد.

* در همین چارچوب، درباره وضعیت تنگه هرمز هم زیاد صحبت می‌شود. شما این موضوع را چطور می‌بینید؟

 ببینید، تنگه هرمز یک نقطه عادی نیست؛ یک گذرگاه بسیار حساس در اقتصاد جهانی است. وقتی درگیری به این سطح می‌رسد، طبیعی است که بازار انرژی خیلی زود واکنش نشان بدهد. این مسئله اصلاً دور از انتظار نبود.

تنگه هرمز روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت و فرآورده، معادل حدود 20٪ مصرف جهانی میعانات نفتی و بیش از یک‌چهارم تجارت دریابرد نفت را عبور می‌دهد و هر ناامنی در این محدوده، بلافاصله خودش را در قیمت نفت و گاز نشان می‌دهد. الان هم همین اتفاق افتاده است.آن‌طور که می‌دانم ذخایر گاز برخی از کشورهای صنعتی به زیر 10 درصد رسیده، قیمت گاز با افزایش 40 درصدی هم مواجه شده و قیمت نفت هم طبق انتظارات، تا به الان جهش خوبی پیدا کرده است و این فقط یک بخشی از جهش موردانتظار است.

بالاخره وقتی یک مسیر حیاتی برای انتقال انرژی در معرض خطر قرار می‌گیرد، بازار با نگرانی واکنش نشان می‌دهد و این نگرانی خودش را در قیمت‌ها نشان می‌دهد. جهش حدود 40 درصدی نفت برنت و رسیدن قیمت نفت تا حدود 120 دلار در روزهای اول جنگ، این شوک را به یکی از شوک‌های شش‌گانه تاریخ نفت جهان تا کنون تبدیل کرده است. امروز هم می‌بینیم که با ادامه انسداد هوشمند تنگه هرمز، گفتاردرمانی‌های مقامات غربی، حتی تأثیرات موقت مناسبی نیز بر قیمت نفت نداشته است و قیمت این نهاده بعد از هر شوک نزولی پس از گفتاردرمانی، باز هم به مسیر اصلی خود که صعودی است، ادامه داده است.

واقعیت این است که هرمز فقط یک مسیر جغرافیایی نیست؛یک نقطه تعیین‌کننده در امنیت انرژی جهان است. اگر آن‌ها گمان می‌کردند می‌توانند هم فشار نظامی را تشدید کنند و هم بازار انرژی را آرام نگه دارند، این برآورد از اساس دقیق نبوده است. تنگه هرمز با یک انسداد هوشمند مواجه شده و همین، محاسبات اولیه طرف مقابل را به‌هم زده است. حتی افرادی که با فریب رسانه‌ای قصد داشتند بگویند که یک کشتی با اسکورت آمریکا از تنگه عبور کرده، در نهایت مجبور به پاک کردن پیام خودشان و عذرخواهی در رسانه‌های عمومی بابت همچین دروغ بزرگی شدند.

البته نظام حاکم بر تنگه هرمز پس از این به قبل باز نخواهد گشت و دستاوردهای این حرکت در چند سطح قابل بررسی است:نخست آن که ایران از محل عبور کشتی‌ها، بیمه ترانزیت و خدمات ایمنی دریایی، درآمدی مستقل و ارزی کسب خواهد کرد که مستقیماً به چرخه رسمی کشور وارد می‌شود. در گام بعدی این سازوکار به صورت عملی، سلطه دلار در معاملات انرژی منطقه را کاهش خواهد داد. هم‌اکنون بخش عمده مبادلات نفتی کشورهای منطقه با شرکای خود با ریال، یوآن و روپیه انجام می‌شود و این روند سرعت خواهد گرفت. در گام سوم هم ثبات در تنگه هرمز به معنای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری در ایران و همین‌طور کشورهای منطقه خواهد بود؛ صندوق‌های بین‌المللی و شرکت‌های بزرگ، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های انرژی و ترانزیت منطقه را با ریسک کمتری ارزیابی خواهند کرد.

* آقای دکتر، در این شرایط، کدام اقتصادها بیش از بقیه در معرض فشار قرار می‌گیرند؟

  آثار اقتصادی جنگ بر اقتصاد بین‌الملل از ابعاد مختلف قابل بررسی است. بخشی از آن در کوتاه‌مدت قابل مشاهده است لکن تمام جنگ‌ها آثار بلندمدت و ماندگاری بر روندهای اقتصادی دارند که باید درنظر گرفته شود. جنگ‌ها ریسک معاملات جهانی و رفتار تجار و سرمایه‌گذاران را تغییر می‌دهد و می‌تواند منجر به تغییرات بزرگ در انتقال سرمایه و نیروی انسانی شود؛ لذا باید به صورت دقیق این ملاحظات را درنظر گرفت.

در بازار نفت فوب خلیج فارس روزانه 16 میلیون بشکه نفت توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر می‌شود.با اخلال کوتاه‌مدتی که در تجارت نفت خلیج فارس به‌وجود آمده، قیمت هر بشکه نفت در یک مقطع تا نزدیک 120 دلار هم افزایش یافت و همین الان هم با وجود این همه سر و صدای رسانه‌ای مقامات غربی، فاصله چندانی با این قیمت ندارد و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که حذف این حجم از صادرات نفت می‌تواند در آینده، قیمت هر بشکه را تا 200 دلار نیز افزایش دهد.

بیش از 20 کشور غربی هم اعلام کردند که برای مقابله با افزایش قیمت نفت،400 میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود را آزاد و به بازار تزریق خواهند کرد که این مطلب هم با اما و اگرهای فراوانی روبرو است. خب در صورتی که اثر توقف صادرات روزانه 16 میلیون بشکه مهار شود، آزادسازی 400 میلیون بشکه برای حدود 25 روز پاسخگو خواهد بود. حتی اگر بخشی از این نفت هم صادر شود، می‌تواند برای 30 الی 40 روز پاسخگو باشد.

پس یک جنگ بلندمدت می‌تواند نفت را به یک نهاده کمیاب تبدیل کند و بزرگترین فاجعه انرژی قرن را رقم بزند.وقتی مسیرهای اصلی انرژی در منطقه دچار ناامنی می‌شود،طبیعی است که آن دسته از اقتصادهایی زودتر تحت فشار قرار بگیرند که وابستگی بیشتری به جریان نفت و گاز عبوری از این منطقه دارند. بنابراین کشورهایی که صنعت، حمل‌ونقل، برق و بخش مهمی از رشد اقتصادی‌شان به این جریان وابسته است، خیلی سریع‌تر آثار این ناامنی را احساس می‌کنند. البته ذکر این نکته مهم است که اگر کشتی‌ها در راستای استفاده و منفعت‌رسانی به دشمن جنایتکار آمریکایی – صهیونی نباشد، می‌تواند از تنگه عبور نموده و این معنای انسداد هوشمند است.

* آثار اقتصادی جنگ بر منطقه خلیج فارس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خب طبیعی است کشورهایی که برنامه‌ریزی کرده‌اند با جذب سرمایه، با پروژه‌های بزرگ و با تنوع‌بخشی اقتصادی جلو بروند، از این فضای جنگی آسیب ببینند. وقتی فضا ناامن می‌شود، اول از همه ریسک بالا می‌رود. وقتی ریسک بالا رفت، تأمین مالی سخت‌تر می‌شود. وقتی تأمین مالی سخت شد، پروژه‌ها کند می‌شود.به طور مثال شورای همکاری خلیج فارس یا به عبارتی،کشورهایی که اکثر تجارتشان از خلیج فارس صورت می‌گیرد، در سال 2024 صادرات 850 میلیارد دلاری و واردات 740 میلیارد دلاری داشتند.

از سوی دیگر روزانه 16 میلیون بشکه نفت تولید می‌کنند که اکثر آن نیز صادر می‌شود. در صورتی که صادرات نفت آن‌ها دچار مشکل شود، بدیهی است که بزرگترین منبع ارزآوری آن‌ها، که صادرات نفت است، قطع خواهد شد؛ لذا قدرت خرید یا به عبارتی واردات آن‌ها نیز کاهش خواهد یافت. سهم عمده واردات این کشورها از کشورهای غربی آمریکا و اتحادیه اروپاست و انسداد هوشمند تنگه هرمز به معنای کاهش شدید تقاضا در این کشورها، شامل تقاضای حمل و نقل، تقاضای کالا و حتی تقاضای سایر خدمات می‌باشد.

یکی از محورهای اصلی توسعه تجارت غیرنفتی در برخی از این کشورها،مسأله توزیع است که شدیداً به جنگ و نااطمینانی حساس است؛ بنابراین خلیج فارس باید برای توسعه و تجارت تمام کشورها امن و باثبات باشد تا توسعه در تمام این کشورها محقق شود، و اگر نه تمام برنامه‌های بلندمدت توسعه کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس دچار مشکل خواهد شد. یعنی جنگ فقط درگیری در مرزها نیست؛ جنگ تصمیم اقتصادی را هم مختل می‌کند. این نکته بسیار مهمی است. کسانی که ناامنی را به منطقه تحمیل می‌کنند، باید بدانند که این ناامنی، فقط یک حادثه گذرا نیست؛ می‌تواند مسیر توسعه اقتصادی منطقه را هم با اخلال مواجه کند.

*آقای دکتر بعضی‌ها می‌گویند آمریکا چون وابستگی مستقیمی به نفت عبوری از مسیر تنگه هرمز ندارد، از این بحران آسیب جدی هم نمی‌بیند. این را چطور می‌بینید؟

  ببینید، درست است که وابستگی مستقیم آمریکا به این مسیر، مثل برخی اقتصادهای دیگر نیست. اما این به آن معنا نیست که آمریکا مصون است. اقتصاد آمریکا هم در نهایت در بازار جهانی انرژی تنفس می‌کند. وقتی قیمت جهانی بالا می‌رود، وقتی بنزین گران می‌شود، وقتی حمل‌ونقل و هزینه زندگی بالا می‌رود، این فشار مستقیم به خانوار آمریکایی منتقل می‌شود. یعنی حتی اگر از نظر فیزیکی سهم واردات مستقیم‌شان محدودتر باشد، از مسیر قیمت جهانی و بازار داخلی، فشار را کاملاً احساس می‌کنند.

به نظرم اول از همه این فشار در داخل آمریکا بیشتر خودش را در زندگی روزمره مردم نشان می‌دهد. وقتی قیمت بنزین بالا می‌رود، این فقط عدد روی تابلوی پمپ بنزین نیست؛ روی رفت‌وآمد، روی حمل‌ونقل، روی قیمت کالاها و روی انتظارات جامعه اثر می‌گذارد. بعد از آن هم طبیعی است که به فضای سیاسی داخلی منتقل می‌شود. بالاخره وقتی مردم فشار را در زندگی‌شان احساس کنند، این مسئله در افکار عمومی و در رفتار سیاسی‌شان هم خودش را نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی دیگر نمی‌شود گفت چون وابستگی مستقیم کمتر بوده، پس آثار بحران هم ناچیز است. کافیست همان‌طوری که مثال زدم، نگاهی به داخل جامعه آمریکا بیاندازید تا متوجه این واقعیت شوید. از سوی دیگر، نظم منطقه‌ای پیش از جنگ مبتنی بر سه رکن بود: حضور نظامی آمریکا، سلطه دلار و انزوای اقتصادی ایران توسط به اصطلاح ابرقدرت‌هایی که پوشالی از آب درآمدند. هر سه رکن در حال فروپاشی یا تضعیف است.

قطعا طی سال‌های آینده، منطقه غرب آسیا به یک بلوک اقتصادی و امنیتی مستقل با محوریت کشورهای منطقه تبدیل می‌شود که این خود به معنای خروج آمریکا و اتمام نفوذ آن در منطقه است. در تمام این فرآیند، انسداد هوشمند تنگه هرمز یک اهرم موثر در شکست اهداف دشمن بوده که رهبری معظم انقلاب نیز در پیام خود به درستی و با تیزبینی به ادامه استفاده از این اهرم تاکید نمودند و در صورت ادامه انسداد آن و تصمیم دشمن به ورود زمینی در راستای بازگشایی این تنگه، یکبار دیگر شکست سنگینی را به دشمن، این‌بار در عرصه جنگ زمینی تحمیل خواهیم کرد.

*حتی در این شرایط جنگی و با وجود تحریم شدید و انسداد تنگه هرمز، صادرات نفت ایران همچنان ادامه دارد؛ این چه پیامی برای طرف مقابل دارد؟

 پیامش روشن است. ایران کشوری نیست که با چند فشار رسانه‌ای و چند اقدام خصمانه از صحنه حذف شود. این ملت و این اقتصاد، در سال‌های گذشته بارها نشان داده‌اند که می‌توانند با وجود فشار، راه خودشان را پیدا کنند. بالاخره وقتی یک طرف سال‌ها برای به‌اصطلاح صفر کردن صادرات برنامه‌ریزی می‌کند و به نتیجه نمی‌رسد، این خودش نشانه روشنی از محدودیت آن راهبرد است.امروز مسئله فقط تحریم به معنای کلاسیک آن نیست.

آنچه بیشتر اهمیت پیدا کرده، اختلال منطقه‌ای، ناامنی در مسیرها، فشار روی زیرساخت‌ها و هزینه‌های کشتیرانی و حمل‌ونقل است. یعنی حتی دشمن هم فهمیده که صفر کردن صادرات نفت ایران آن‌طور که سال‌ها تبلیغ می‌کرد، محقق نشده است؛ برای همین فشار را از مسیرهای دیگری دنبال می‌کند. اما همان‌جا هم واقعیت این است که هرچه سطح تنش را بالا می‌برند، فقط به ایران فشار وارد نمی‌شود؛ کل بازار منطقه و جهان هم دچار بی‌ثباتی می‌شود.

این نکته هم مهم است که امروز دشمنان ما باید بفهمند جنگ و ناامنی، بیش از آنکه معادله را به نفع آن‌ها ساده کند، آن را برای خودشان پیچیده‌تر می‌کند. چون هم بازار جهانی را به‌هم می‌زنند، هم هزینه بحران را برای دیگران بالا می‌برند، و هم به نتیجه‌ای که دنبال آن بودند، لزوماً نمی‌رسند.

* اگر بخواهید یک جمع‌بندی از همه این ابعاد ارائه بدهید، مهم‌ترین نکته چیست؟

 به نظرم مهم‌ترین نکته این است که این جنگ، برخلاف آنچه آغازگرانش تصور می‌کردند، نه محدود مانده و نه کم‌هزینه بوده است. از همان ابتدا هم روشن بود که وقتی منطقه به سمت بی‌ثباتی رانده شود، آثار آن فقط در یک جبهه یا یک روز یا یک حادثه باقی نمی‌ماند. امروز می‌بینیم که این درگیری، هم برای خود آمریکا هزینه‌ساز شده، هم فضای سرمایه‌گذاری و تصمیم اقتصادی را در منطقه دچار اخلال کرده، هم بیمه و حمل‌ونقل را زیر فشار برده، هم بازار انرژی و بازارهای مالی را به‌هم ریخته، هم واردکنندگان بزرگ انرژی را دچار فشار کرده، و هم در حمل‌ونقل هوایی و زنجیره تأمین اختلال ایجاد کرده است.

طرف مقابل در برآوردش از تبعات این جنگ دچار خطا شده است. وقتی کسی منطقه ما را درست نشناسد، جایگاه ایران اسلامی را درست نفهمد و اهمیت مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت را دست‌کم بگیرد، طبیعی است که در محاسبه دچار اشتباه شود. آن‌ها خیال می‌کردند می‌توانند فشار را یک‌طرفه تحمیل کنند، اما امروز روشن شده که همین بحران، خودِ آن‌ها و شرکایشان را هم درگیر کرده است. این واقعیت را دیگر نه می‌شود پنهان کرد و نه با عملیات رسانه‌ای از بین برد. بازار، اقتصاد، قیمت‌ها، حمل‌ونقل و رفتار سرمایه‌گذار، با شعار اداره نمی‌شود؛ با واقعیت اداره می‌شود. و واقعیت این است که هرکس منطقه را به سمت جنگ و ناامنی هل بدهد، باید هزینه‌های آن را هم ببیند.

این جنگ نشان داد که پایگاه‌های آمریکایی منطقه نه‌تنها امنیت نمی‌آورند، بلکه موجب ناامنی و بحران امنیتی در منطقه هم می‌شوند. چاره اصلی رفع این معضل، همکاری‌های امنیتی و اقتصادی بین کشورهای منطقه است؛ به‌گونه‌ای که منافع این کشورها در هم تنیده شود. لذا پس از جنگ، ما باید تصویر جدیدی در قالب همکاری‌های امنیتی و اقتصادی میان کشورهای منطقه ترسیم نماییم.

*پیام شما به مردم عزیز ایران در این شرایط چیست؟

  پیام من به مردم عزیزمان این است که اولاً واقعیت میدان را با آرامش و با بصیرت ببینند. دشمن فقط در میدان نظامی فعال نیست؛ در میدان روانی و اقتصادی هم فعال است. هدفش این است که هم فشار ایجاد کند و هم امید را بگیرد. ملت ما نباید اجازه بدهد این هدف محقق شود.

در کنار اقتدار نظامی ایران به ویژه توانایی موشکی جمهوری اسلامی که همواره باعث نگرانی و شکست دشمنان و نظام سلطه بوده، حضور همیشگی، مستمر و با بصیرت مردم در صحنه، دومین مولفه اصلی قدرت کشور است که حتما مانند توانایی های نظامی و قدرت نیروهای مسلح ما اهمیت دارد. مردم ما در طول سال‌های گذشته بارها نشان داده‌اند که در شرایط سخت، هم صبورند، هم بافهم‌اند، هم در لحظه‌های حساس، تصمیم درست می‌گیرند. امروز هم همین‌طور خواهد بود.

کشور ما ظرفیت‌های بزرگی دارد، مردم ما مردم بااراده‌ای هستند، و مسئولان هم وظیفه دارند با دقت، با سرعت، با انسجام و با کار شبانه‌روزی، از فشارها کم کنند و امور را با قوت پیش ببرند.  من واقعاً به آینده امیدوارم؛ نه از سر شعار، بلکه به اتکای همین ملت، همین تجربه، همین ظرفیت انسانی و همین روحیه‌ای که در روزهای سخت خودش را نشان می‌دهد. ان‌شاءالله همان‌طور که ملت ایران در مقاطع دیگر با سرافرازی از آزمون‌ها عبور کرده، از این مرحله هم با عزت، با استقامت و با سربلندی عبور خواهد کرد و دست به دست یکدیگر و با توکل به خدای زنده و پاینده و اتکای به نیروی انسانی و نخبگان همین کشور، ایرانی پیشرفته را خواهیم ساخت.


اخبار مرتبط
نظرات

آخرین اخبار
سپاه: تهاجم علیه سربازان تروریست آمریکایی تا خروج کامل آنها از سرزمین مسلمانان ادامه دارد
تعداد تلفات نیروهای آمریکایی در جنگ ایران فاش شد
واکنش عنایتی به محکومیت حمله آمریکا به مدرسه میناب توسط شورای حقوق بشر
بازگشت آلمان به عصر زغال سنگ پس از بستن تنگه هرمز
واکنش سناتور روس به درخواست ترامپ درباره تنگه هرمز
هشدار درباره شیوع بیماری‌های گوارشی در میان مسافران
فرجام خطرناک امنیت فروشی آمریکا در خلیج فارس
حجازی‌فر: من در وحشتِ چشم‌های معصوم کودکان میناب قفل‌شده‌ام
امضای ترامپ خودشیفته روی دلار
شاهکار جدید حنظله: هک همه اطلاعات شخصی رئیس FBI
دستگیری 51 مزدور در ایلام
سیل 170 میلیارد به کشاورزی سوادکوه خسارت زد/ 20 سردهنه تخریب شد
قیمت نفت به بشکه‌ای 200 دلار می‌رسد
حمایت مصر از پایان جنگ با ایران از مسیر دیپلماتیک
بادهای هرمز، قطار تسلیحات را منحرف کرد
گروه هفت خواستار شد: آمریکا درباره حمله به ایران توضیح دهد
نبیه بری خواستار لغو تصمیم لبنان درباره سفیر ایران شد
مدیر تیم ملی: بازیکنان درباره خاک وطن با هیچ‌کس شوخی ندارند
انهدام یک فروند موشک کروز دشمن توسط نیروی پدافند هوایی ارتش
آخرین جزییات حمله دشمن آمریکایی-صهیونی/حمله دشمن به فولاد خوزستان، مبارکه اصفهان و خنداب
فرمانده هوافضای سپاه: ادب‌تان‌ می‌کنیم
فرانسه: حضور نظامی ما در خاورمیانه ماهیت دفاعی دارد
نورویدئو | چگونه ایران معادله جنگ را بازنویسی کرد؟
سپاه: تهاجم بر کانون‌های شرارت دشمن در منطقه را ادامه دارد
بحرین محمدالموسوی را تحت شکنجه شدید به شهادت رساند
هشدار سپاه به صنایع آمریکایی منطقه در پی مورد حمله قرار گرفتن برخی مراکز صنعتی ایرانی
هشدار ایران برای حمله به 6 کارخانه فولاد در اسرائیل و 5 کشور منطقه + نقشه اهداف
واکنش دستیار پوتین به قتل‌عام کودکان ایرانی توسط امریکا و اسرائیل
قطعی برق، زندگی 100 هزار مشترک کالیفرنیایی را مختل کرد
مخبر: انسداد هوشمندانه هرمز معادلات آمریکا را برهم زد
جو کنت: آمریکا، القاعده و داعش را برای حفاظت از اسرائیل ایجاد کرد
عراقچی: مالیات و جان امریکایی ها هزینه قمار نتانیاهو شد
مازیار ناظمی استعفا داد
دامنه بحران انرژی امروز از شوک‌های نفتی دهه 70 فراتر رفته است
دستگیری 2 عامل مرتبط با شبکه اینترنشنال در اردستان
چرا طلا 25 درصد سقوط کرد؟
اشک شوق سیروس همتی از دیدن نجات افراد از زیر آوار
رئیس جمهور عراق به پزشکیان: جنگ را رد می‌کنیم و خواستار توقف فوری آن هستیم
علمای شیعه پاکستان با سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران بیعت کردند
مولوی عبدالحمید: متجاوزان به فکر منافع خودشان هستند
نزاع در کابینه ترامپ بر سر تصویب بودجه هنگفت جنگ با ایران
نگرانی مقامات آمریکا از تورم افسار گسیخته در جنگ با ایران
تاکنون آمریکا و رژیم صهیونسیتی به چند واحد مسکونی و غیرنظامی حمله کرده است؟
تظاهرات گسترده فیلیپینی‌ها علیه جهش بی‌سابقه قیمت سوخت
آیا حمله به سفارت پاکستان در ایران صحت دارد ؟
تردد بیش از 247 میلیون طی 11 روز / آغاز موج بازگشت مسافران نوروزی
چرا محور ایلام - مهران مسدود شد؟
زخمی شدن 5492 اسرائیلی از آغاز جنگ علیه ایران
نبرد تن به تن حزب‌الله در جنوب لبنان/زخمی شدن شدید یک افسر و یک سرباز صهیونیست
میلیون‌ها یمنی به حمایت ایران و فلسطین برخاستند