نورنیوز-گروه سیاسی: در سومین هفته از شروع جنگ هستیم. موشک، جنگنده، پهپاد، آفند و پدافند و دهها اصطلاح رایج دیگر نظامی که برای مردم غیر نظامی مفاهیمی دور و رسانهای بود حالا تبدیل به کلماتی در گفتگوهای روزمره شده، از دیروز که دید و بازدید عید شروع شده تقریباً در هیچ جمعی ندیدم که کسی تجربه نزدیک از لرزیدن خانه و محل کار و یا تجربهای از تخریبی جنگ در فضای شهری را نداشتهباشد. نوجوانها هم درباره تفاوت صدای جنگندهها و پهپهادها صحبت میکنند، مفاهیمی دور حالا دیگر بخشی از تجربه زیسته ایرانیان شدهاست.
همزمان در جمعها همه افراد در کنار انواعی از تحلیلهای سیاسی و بیم و امید نسبت به آینده، یک روایت غالب را عنوان میکنند: «روز اول جنگ از ترس عدم دسترسی به مایحتاج، آب و غذا خریدیم، اما هیچکدام به کار نیامد».
آری، همه از در دسترس بودن مایحتاج و به روی روال بودن زندگی و آرامش روانی ناشی از آن صحبت میکنند، حتی آنهایی که معترض یا غیرسیاسی هستند، از بدون صف بودن جایگاههای سوخت شهری و بینشهری، از وجود تمامی اقلامی که در فروشگاههای بزرگ و سوپرمارکتهای محلی موجود بودهاست، به قول خودشان حتی لوکسترینهایش میگویند. حس اینکه در آسمان جنگندهها در جنگند و روی زمین زندگی در جریان است، برای همه بخشی از زیستن در روزهای جنگ است.
در قضاوت عمومی جامعه، اینکه ساختار حکمرانی توانسته زندگی روزمره (Daily life) را در بحران مدیریت کند، بیآنکه ذهنی مشغول شود، جای تقدیر دارد.
عاملی مهم در اینکه شهروندان دچار آشوب مستمر نشده و ساختار مدیریتی کشور را مسلط بر اوضاع میدانند، همین توانمندی مهم و ضروری اما به ظاهر ساده است. توانی که بسیاری از ایرانیان را از سرشار شدنشان در اضطراب حفاظت کرده است.
جماران