نورنیوز-گروه بین الملل: پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه، تجسم فیزیکی درگیری غیرضروری ایالات متحده در این منطقه هستند. حتی در حالی که آمریکا بار دیگر وارد جنگی در خاورمیانه شده، تهدیدهای مستقیم بسیار کمی علیه امنیت ملی ایالات متحده از این منطقه وجود دارد. تنها دلیلی که ایران یا متحدانش تهدیدی برای آمریکا به شمار میروند، حضور همین پایگاهها و دهها هزار نیروی آمریکایی مستقر در منطقه است.
از زمان آغاز جنگ با ایران در ۲۸ فوریه، حملات ایران به پایگاههای آمریکا باعث کشته شدن چندین نظامی آمریکایی، زخمی شدن بسیاری دیگر و آسیب به تجهیزات نظامی آمریکا به ارزش میلیاردها دلار شده است، در حالی که این پایگاهها کاربرد محدودی در این درگیری داشتهاند. در دوره حدود ۱۳ ماهه پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر، پایگاهها و نیروهای آمریکایی در منطقه با ۱۷۰ حمله از سوی گروههای متحد ایران مواجه شدند؛ از جمله حملهای که در ژانویه ۲۰۲۴ سه نظامی آمریکایی را در یک پایگاه ضعیفدفاعشده در شمال شرقی اردن کشت. تنها در هفته اول جنگ، حملات موشکی و پهپادی ایران خسارت گستردهای به پایگاههای آمریکا وارد کرد؛ از جمله اصابت به مقر ناوگان پنجم در بحرین و نابود یا شدیداً آسیبدیدن سیستمهای راداری گرانقیمت آمریکا در اردن، قطر و امارات که برای دفاع موشکی استفاده میشدند. تا ۱۰ مارس، دستکم ۱۷ سایت آمریکایی در این جنگ آسیب دیده است.
حضور این پایگاهها، ایران را ترغیب به حمله به کشورهای میزبان میکند و منجر به جنگی گستردهتر و فزاینده غیرقابلکنترل میشود. توجیههای حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه به تمرینهایی در منطق دَوَرانی تبدیل شده است.
ایالات متحده آسیبپذیری این پایگاهها را به خوبی میشناسد؛ پیش از جنگ، پنتاگون به برخی پرسنل در مقر پیشرو CENTCOM در پایگاه هوایی العدید قطر توصیه به تخلیه کرد؛ مقر ناوگان پنجم در بحرین staffing را به سطوح «مأموریتحیاتی» کاهش داد؛ پیش از حملات به سایتهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا داراییها و پرسنل نظامی را از پایگاههای خاورمیانه جابهجا کرد. اگر این پایگاهها واقعاً حیاتی بودند، چرا ارتش آمریکا پیش از جنگ پرسنل خود را کاهش میداد؟
در میان توجیههای متعدد دولت برای آغاز جنگ با ایران، طبق گفته مارکو روبیو (وزیر امور خارجه)، این بود که انتظار داشتند اسرائیل ابتدا به ایران حمله کند و تهران سپس با حمله به نیروهای آمریکایی در منطقه تلافی کند. طبق این منطق، اگر آمریکا چنین حضور گستردهای در منطقه نداشت، نیازی به پیوستن به جنگ اسرائیل نبود زیرا ایران اهداف آمریکایی متعددی در دسترس نداشت. حضور آمریکا خطر اخلاقی (moral hazard) در رابطه آمریکا-اسرائیل ایجاد کرده است؛ اسرائیل اقدامات تهاجمی انجام میدهد زیرا مطمئن است که حمایت آمریکا را دارد. توجیه روبیو نمونه بارزی از این مشکل است.
منافع آمریکا در منطقه محدود است و قطعاً چنین حضور گستردهای را توجیه نمیکند. کشورهای خاورمیانه باید به همان اندازه یا بیشتر مسئول باز نگه داشتن آبراهها و جریان نفت باشند—آنها انگیزه قوی برای این کار دارند. همین موضوع در مورد تهدید گروههایی مانند داعش صدق میکند که تهدید بسیار بزرگتری برای کشورهای منطقه هستند تا برای آمریکا. به طور کلی، بیشتر چالشهای خاورمیانه ماهیت سیاسی دارند و با حضور بیشازحد نظامی آمریکا قابل حل نیستند.
ایالات متحده باید بیشگسترشیافتگی خود را اصلاح کند و اکثر پایگاهها را به عنوان بخشی از عقبنشینی گستردهتر از خاورمیانه ببندد. با توجه به اینکه چنین اقدامی در میانه جنگ از نظر سیاسی غیرعملی است، آمریکا باید پایان نهایی این درگیری را به عنوان فرصتی برای عقبنشینی و کاهش چشمگیر حضور خود در منطقه استفاده کند.
حذف یا حداقل کاهش چشمگیر حضور آمریکا در منطقه مزایای استراتژیک متعددی دارد:
- کاهش آسیبپذیری نیروهای آمریکایی در برابر حمله
- کاهش احتمال تشدید و درگیری عمیقتر
:us: @US_REVIEW :پایش آمریکا