نورنیوز-گروه سیاسی: این یادداشت کسی است که از سر درد و درک، اغلب شبها دوشادوش مردم در میدان و تشییع شهدا حاضر است. من بعضی شبها در تجمع میدانی مردم شرکت میکنم برای اینکه اعتقاد دارم از این حضور خیلی پیام به دنیا منتقل شده و میشود. صحنههای عجیب و غریب فراوان در این تجمعها وجود دارد: پیرزنهای ویلچری و پیرمردهای بسیار رنجور عصا به دست که آدم در ایام عادی روزگار، کمتر آنها را حتی در خیابانها و مجامع میبیند، به همراه کودکان چند ساله و زنان، بعضا با دستهای فرو رفته در دستکش از سر حیاء و صلوات شمارهای حلقه شده به دور انگشتشان و بعضا و بسیار انگشتشمار کمحجاب و با حجاب معمولی و همه پرچم به دست با شور تمام و بیاعتنا به سرما و ناامنی و خطر مرگ و شهادت و... با تمام توان ساعتها حاضر در خیابان و میدان.
همه برای شکوه میدان میآیند تا قابی زیبا به دنیا از حضور خود نشان دهند؛ اما مع الاسف، به رغم این همه هزینههای مادی و معنوی و صرف وقت، بهرهبرداری نظام از این همه حضور کم و ناچیز و بعضا برای کشور آسیبزاست. در این مراسم متأسفانه تریبونها غالبا به دست مداحها است؛ آن هم مداحهای جوان که از بس در بیان بعضی مطالب پیش پاافتاده و نادرست اغراق میکنند، حال آدم از شنیدن مطالبشان به هم میخورد! تریبونها به محل نمایش و شو برای هنرنمایی مداحهایی تبدیل شده که این مراسم را با هیأت محله خود اشتباهی گرفته و میگیرند.
پریشب شبیه بچهها با برشمردن مصیبتهای ملت در این روزها اینقدر گریه از سر ضعف کرد که من حالم بد شد و اگر میتوانستم، او را از جایگاه بیرون میکردم. دیشب در میدان نارمک، دو شهید را آوردند؛ مداحها اینقدر بی سلیقه و بی درک و فهم بودند که نتوانستند لااقل یک فاتحه از مردم برای شهدا بگیرند و یا لااقل لحظاتی را به سکوت بگذرانند تا جمعیت در دل و در خلوتی کوتاه با شهدا ارتباطی برقرار کند. با اینکه رؤسای قوا یک حرف دارند:«ادامه جنگ» اما در مراسم محور شعارها اغلب توهین به کسانی و لابد دولتمردان است که به فکر صلح و سازش و مذاکره اند!
افسوس و صد افسوس که نخبگان و کارشناسان خبره در بهرهبرداری عالی از این مراسم گوشه نشین و تماشاچی و عدهای جوان خام و سطحی و بیتجربه و کم سواد میداندار این شرایط سخت جنگی شدهاند. در میادین تا حالا من ندیدهام لااقل یک استاد دانشگاه حرف بزند.
آری برادر!!! ما اینگونه به اینجا رسیدهایم. اغلب شعارهای پیادهروی ها از مساجد تا میدانها هم درباره رهبری جدید انقلاب است؛ بی آنکه معانی شعارهایی را که میدهند، بدانند، شعار سر هم میکنند. تا آنجا که میشود فهمید شعارها از مرکزی معین برای مجریان و گردانندگان در موبایل ارسال و آنها بی هیچ تأملی آنها را تکرار میکنند. هم شعارنویسان و هم شعار دهندگان فکر نمیکنند، ممکن است لااقل عدهای برای اصل ایران و حفظ تمامیت ارضی آن و صرفا به دلیل ملاحظه ملیگرایی در این مراسم حضور یافتهاند و کاری به نظام و... نداشته و ندارند. پس آیا فکر نمیکنند نباید و نمیشود هر شب با رقص پرچمها، صرفا نوحه حماسی و زیبای «ای ایران» حاج محمود کریمی را پخش کنند و جایی برای سرود بی تکرار ای ایران مرحوم محمد نوری و یا بنان و «وطنم» سالار عقیلی و... هم باشد؟!
مجریان مراسم در اوج مبالغه، بی آنکه به تعابیر به کار برده شده دقت کنند، رهبرِ جدید را «آیتالله العظمی» و حتی «امام» میخوانند که به تعبیر مدیرمسئول روزنامه کیهان، «امام زمان(عج) او را به این سمت منصوب کرده است»؛ همان نظریه غلط و نادرست «نصب» که مرحوم مصباح یزدی میگفت و وظیفه خبرگان را فقط و فقط «کشف» این مقام میدانست. عناوینی که اینها به کار میبرند ناشایست بوده و حتما به ضرر رهبری جدید است و باید برای حفظ موقعیت وی از آسیبِ این ندانمکاریها فکری کرد.
چند شب پیش به دو تن از اعضای دولت در جلسهای محدود گفتم اول چرا شما در میادین در کنار مردم نیستید، و دوم بگویید نوارهای شعارها و سخنرانیهای این دو هفته میادین لااقل تهران را پیاده کنند تا ببینید میدان را به دست چه کسانی سپردهاند و سپردهاید.
در جلسهای دیگر حول محور چه باید کرد که با بعضی از نخبگان داشتیم دوستی تعریف کرد: شیخی آواز خوان- که در مراسم حج سال قبل به دلیل افراط کاریاش در تبلیغ علیه کشور میزبان، که برخلاف سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی بود از مراسم حج اخراج و به ایران فرستاده شد - در تجمع میدان سعادتآباد تهران گفته قدس را که تمام کردیم باید برویم به سمت فتحِ مکه! باید فکری کرد و فکرها را به کار گرفت و به همه سلایق مردم و نه سلیقه مسجدی ها و چادری ها و مثل من و ما محاسن دارهای تسبیح به دست توجه نمود. پیش از آنکه دیرتر شود!
تردید ندارم انشاءالله و به دعای اولیای الهی و مردمِ ایران دوست و با تابآوری همین مردم و فقط همین مردم این جنگ که به باور من بیش از دو دهه برای راهاندازی آن و به قصد فروپاشی حاکمیت و نظام و تجزیه این خاک گوهرخیز توسط اردوگاه کفر و استکبار و ستم برنامهریزی شده، به زودی و با شکست آمریکا و اسرائیل و پیروزی ملت بزرگ ایران تمام خواهد شد؛ اما این تابآوری و حضور و مقاومت نباید توسط سلیقهای محدود مصادره و یا موجب حاکمیت هرج و مرج گفتهها و نوشتهها، و نوعی الیگارشی و بی توجهی به افکار عمومی و همه سلایق به خصوص سلایق بی شمار در تجمعات میدانی و مهمتر از آن در رسانه ملی باشد. رسانهای که اگرچه نام ملی بر آن نهادهاند، اما غالبا در اداره و برنامههایش، توجه به همه سلایق ملت وجود نداشته و ندارد.
چه باید کرد و راه روشن کدام است؟ باید از بعضی کارها و باید و نبایدها که برشمرده شد و دیگران هم گفتهاند، توجه کرد. البته انشاءالله اگر گوش شنوایی برای شنیدن باشد و اولیای امر و امور دچار ثقل سامعه و نزدیک بینی یا دوبینی نباشند.
تهران، ۲۷ اسفند
غلامعلی رجائی