نورنیوز- گروه سیاسی: نوزده سال است این خاطره را با خودم نگه داشتهام و مطمئن بودم روز نوشتن آن فرامیرسد.
سال ۲۰۰۷ میلادی فرصت مطالعاتی چند ماههای را در لندن میگذراندم. تمام این چند ماه به غیر از هفته آخر را در کتابخانه دانشگاه و پشت میز مطالعه گذراندم. هفته آخر را برای دیدن شهر وقت گذاشتم و شناختم از لندن محدود به همین چند روز است. اما در آن چند روز با نکته مهمی مواجه شدم.
انگلستان استعمارگر بزرگ است که اثر جنایات آن در سراسر عالم از شرق تا غرب گسترده است. میلیونها نفر قربانی سیاستهای استعماری بریتانیا شده و ملتها قرنها توسط این کشور غارت شدهاند. غرب آسیا و آن گونه که غربیها میگفتند «خاورمیانه» هم قربانی سیاستهای استعماری بریتانیا بوده است. بدیهی است سربازان بریتانیایی که به این منطقه گام میگذاشتند، متجاوز و مدافع سیاستهای استعماری بودند.
گوشه گوشه لندن – بالاخص در مناطق مرکزی و قدیمی – شاهد نصب مجسمههایی از فرماندهان، افسران و سربازان انگلیسی است که قرنها به کشورهای دیگر تجاوز کردند، کشتند، استعمار کردند و حافظ منافع نامشروع بریتانیا در کشورهای هدف تجاوز بودند.
در یکی از پیادهرویهای همان هفته آخر در منطقه مرکزی لندن با مجسمه بسیار بزرگی از سربازارن و یادبود توپخانه سلطنتی مواجه شدم. زیر این مجسمه بزرگ چیزی شبیه به این عبارت نوشته شده بود: «به یاد سربازان و شهدای توپخانه سلطنتی در بینالنهرین ... ایران و ...». دقیق یادم نیست بقیه عبارت چه بود، اما همین بخش از آن نوزده سال است در یادم مانده است.
سربازان انگلیسی متجاوز و آمده بودند تا عامل پیشبرد منافع بریتانیا در کشورهای دیگر باشند. اما بنای یادبود توپخانه سلطنتی، آنها را شهید خوانده بود، شهدایی که هزاران کیلومتر دورتر از انگلستان، در غرب آسیا، در بینالنهرین، در ایران جنگیده بودند.
استعمار، سربازان متجاوز خودش را شهید میخواند، برایشان بنای یادبود میسازد و زینتبخش شهرش میکند. استعمار گسیل کردن سربازان انگلیسی به غرب آسیا و ایران را عادی جلوه میدهد. صد سال بعد از استعمار بریتانیا هم فرستادن سربازان، ناوها و تسلیحات آمریکایی برای ویران کردن ایران را عادی، بشردوستانه و در راستای صلح بینالمللی جلوه میدهد.
اما فقط این نیست که استعمار حضور خودش در هزاران کیلومتر دورتر از کشورش را عادی جلوه دهد، بلکه دفاع کشورهای هدف از خودشان را غیرعادی معرفی میکند. گفتمان استعماری، دفاع از وطن را تقبیح میکند، نه مستقیم بلکه با هزار ابزار دیگر. نظامی ایرانی که از کشورش دفاع میکند، تروریست خوانده میشود اما آنکه از هزاران کیلومتر آن طرفتر آمده تا تجاوز کند، بکشد، ویران کند و نابودی بیافریند، پیامآور آزادی جلوه داده میشود.
نکبت اقتدارگرایی و حکمرانی بد در این است که این گونه ادعاها را پذیرفتنی میکند و گروههایی از مردم را به عادیسازی تجاوز، همراهی با متجاوز، و تقبیح کردن سرباز و شهید وطن وامیدارد.
من اما ترجیح میدهم برای همیشه سربازان دشمن، خواه انگلیسیها، روسها و آمریکاییهای مهاجم به ایران شهریور ۱۳۲۰ و تحت دیکتاتوری رضاشاه؛ یا آمریکاییها و اسرائیلیهای مهاجم به ایران تحت اقتدارگرایی جمهوری اسلامی را متجاوز بدانم. سرباز وطن هم که در حمله خارجی جان میدهد، شهید وطن است؛ فرقی نمیکند افسر نیروی دریایی ایران باشد که در حمله متفقین جان میبازد یا ملوانان #ناو_دنا که با حمله آمریکا در اقیانوس هند به شهادت میرسند؛ یا سربازی که در حمله به لانچر موشکها شهید میشود. همه شهید وطن هستند.
استعمار، کشورش را قطبنما کرده و برای سرباز متجاوزش از واژه «شهید» استفاده میکند، حتی اگر چند هزار کیلومتر آنسوتر از کشور در جریان تجاوز به ایران، تجاوز به مستعمرهای که رفته تا غارتش کند، کشته شده باشد.
من ترجیح میدهم فریاد بزنم «وطن قطبنماست.» سربازی که برای دفاع از خاک وطن، برای دفاع از جان، مال، آبرو و کیان ملت و کشور به خون میغلتد، شهید است، عزیز است، بزرگ است؛ حتی اگر دشمن خارجی بخواهد از او انسانزدایی کند. انسانزدایی کردن از سرباز و شهید وطن، آغاز انسانزدایی از همه ماست.
سربازی که از وطن دفاع میکند عزیز است؛ حتی اگر با سیاستها و راهبردهای نظام سیاسیای که آن سرباز تحت حاکمیت آن میجنگد، مخالف باشم و عمری را برای نقد آنها گذاشته باشم.
سرباز و مدافع وطن، خدا به همراهت. هیچ واژهای نمیتواند عظمت تو را بیان کند؛ حتی اگر با همه عقایدت مخالف باشم و با همه دیدگاههایم مخالف باشی؛ تو سرباز وطنی، تو بزرگی، تو عزیزی.