نورنیوز- گروه سیاسی: سلسله شاهبیتهای عجیب مستأجر متوهم کاخ سفید تمامی ندارد. از این جملات غریب، اکنون میتوان یک کتاب تهیه کرد، کتابی که شاید بتوان آن را ضمیمه الحاقی جدیدی بر «شهریار» ماکیاولی دانست. چه اینکه مثل آن کتاب دورانساز که با هدف توضیح راههای ممکن برای تحکیم قدرت حاکم نوشته شده بود، کتاب جدید هم دنبال ان است که نشان بدهد چگونه میتوان هرچیز و همه چیز را در پای حفظ قدرت فدا کرد و به استخدام درآورد حتی اگر با واقعیتهای مشهود و مسلّم مغایرت داشته باشد.
جدیدترین جملهای که دونالد ترامپ از خود صادر کرده این است که تصاویر و گزارشهای حضور میدانی ایرانیان در دفاع از کیان ملی و تمامیت ارضی کشور، حاصل هوش مصنوعی است. او مشخصا به راهپیمایی روز قدس اشاره کرده و مدعی شده است که ایرانیان با فناوری هوش مصنوعی، فیلمهایی ساختهاند تا تعداد شرکتکنندگان در این مراسم را بالا نشان بدهند. ترامپ از این ویدئوها صراحتا با تعبیر «جعلی و ساخته شده با هوش مصنوعی» یاد کرده است. مخاطب هوشمندی که مشاهدات عینی از کف خیابان در شهرهای ایران دارد، در قبال ادعای عجیب ترامپ، چارهای ندارد جز اینکه یا این حرف را یک جنگ روانی برای کوچکانگاری حضور میدانی مردم در نه گفتن به تجاوز آمریکا بداند؛ و یا اینکه آن را حاصل ناآشنایی و بیاطلاعی رئیسجمهور آمریکا از فضای عینی سیاست در ایران قلمداد کند. شاید هم این هردو احتمال باهم مطرح باشند.
آمریکاییها معمولاً و تاکنون در قبال حضورهای میدانی ایرانیان خصوصا در روزهایی مثل راهپیمایی 22 بهمن یا روز قدس، میگفتند حکومت ایران با تبلیغات فراوان یا با تهدیدهای مستقیم یا غیرمستقیم، مردم را در شکل انبوه به خیابان میکشند و لذا مشارکت چشمگیر ایرانیان در این مراسم از سر انتخاب و رضایت شخصی نیست. در این تحلیل، چیزی که مشهود بود این بود که آنها اصل حضور را انکار نمیکردند و در واقعیتهای عینی میدان تردید نداشتند و فقط در ریشهیابی و تحلیل ماهیت این حضور، آن را حاصل اغوا و القائات تبلیغی حکومت ایران میدانستند.
ترامپ اما برخلاف اسلاف خود، اصل واقعیت را انکار میکند و تصاویر فراوانی را که حتی رسانههای معتبر جهانی رأساً از این راهپیمایی تهیه و منتشر کردهاند جعلی و حاصل هوش مصنوعی میداند. به همین دلیل است که با رویکردی ماکیاولیستی، واقعیتها را به نفع یک ذهنیت قدرتپرستانه و سیاستزده انکار و تحریف میکند. تازه این ترفند فقط مختص او هم نیست.
وزیر جنگ آمریکا هم در این واقعیتستیزی، شریک رئیس خود است. هگست، اخیراً ادعا کرده بود که مسئولان ایرانی در پناهگاههای زیرزمینی خود مخفی شدهاند و جرأت ندارند در انظار عمومی حاضر شوند. او انگار خبر ندارد که در روز قدس، رئیسجمهور شجاع ایران بدون هرگونه حلقه حفاظتی در میان مردم حاضر شد و با آنان همراهی کرد و عکس یادگاری گرفت. رئیس قوه قضاییه هم به جای نشستن در جایگاه خاص مسئولان، در صف عادی نمازگزاران نشست و هیچ فاصلهای با مردم عادی را قبول نکرد. سایر مقامات سیاسی و نظامی نیز همین شیوه را داشتند.
ترامپ و اعوان و انصارش با چنین دیدگاههای شگفتآوری نشان دادهاند که در نهایت بیخبری از واقعیتهای عینی سیاست در ایران هستند. آنها در جهل مرکب قرار دارند و حتی نمیدانند که واقعیتهای ایران را نمیدانند. اینجا هم ذهن مقامات مدعی و ارشد آمریکا، در گروگان و اسارت بازنماییهای خبری و تحلیلی صهیونیستهاست. میتوان ادعا کرد که ترامپ و دوستانش در حلقه سیاست آمریکا در یک ایزوله حرفهای از خبرسازیهای اسراییلیها اسیر شدهاند و آماج روایتهای یکسویه و غیرواقعی آنها از حقایق مسلّم در جامعه ایران قرار گرفتهاند.
ترامپ چنان تختهبند این روایتسازی تحریفشده قرار گرفته که حتی گزارشهای رسانههای جریان اصلی در آمریکا را هم نمیپذیرد و آنها را متهم به دروغگویی میکند و به دلیل گزارشهایشان خواستار تعطیلی آنهاست! اینگونه است که کلیددار متوهم و خودشیفته کاخ سفید در توری از شبه واقعیتهای قلابی گرفتار شده است که تحلیلگران اسراییلی برایشان بافتهاند. او به هرآنچه بیرون از این تور سیمانی باشد بیاعتقاد است ولو اینکه مشهورترین و معتبرترین رسانههای جهانی و حتی آمریکایی گفته باشند.
ترامپ در حمله به ایران نیز درست برحسب همین شبه واقعیتها تصمیم به اقدام گرفت. او با اطلاعات و تحلیلهایی که مقامات اسراییلی در اختیارش قرار دادند هوای جنگ با ایران برداشت و خیال کرد با یک «نبرد آسان» سرود فتح را خیلی زود زمزمه خواهد کرد و غائله ایران را فیصله خواهد داد. او اکنون به جای چهار روز، 17 روز است منتظر آن سرودخوانی است اما هیچ نشانهای از فرارسیدن فوری آن لحظه نمیبیند. راز این ناکامی در این است که ترامپ باز هم روایت اسراییلیها از واقعیتهای عینی ایران را باور کرد و در تور سیمانی شبه واقعیتهای بافته شده توسط استراتژیستهای صهیونیست گرفتار شد. رئیسجمهور آمریکا یک توانیاب روانشناختی است، کسی که به سندروم خودشیفتگی و توهم مبتلاست و دوست دارد واقعیتها را با ذهن خود اندازه بگیرد نه ذهن خود را با واقعیتها. این را صهیونیستها بهتر و زودتر از همه فهمیدند و بازی بر اساس همین واقعیت طراحی و اجرا کردند.