نورنیوز-گروه سیاسی: بیانات آقای بدر البوسـعیدی وزیر خارجه عمان در مصـاحبه با شــبکه CBS آمریکا در هشــتم اســفند ١٤٠٤ نشــان داد که تیم مذاکره کننده ایرانی همه تلاشهای ممکن برای پیشـگیری از جنگ را انجام داده و به تعبیر آقای البوسـعیدی علاوه بر چشـم پوشـی از مواد غنیشـده، به انباشـت صـفر، ذخیره سـازی صـفر و دسـترسـی کامل آژانس به سـایتهای غنیسـازی ایران و حتی به دسـترسـی بازرسـان آمریکایی به سـایتهای یادشـده تن داده اسـت. به گفته آقای البوسـعیدی این مذاکرات دســتاورد جدیدی برای طرف آمریکایی داشــته و ایران پذیرفته اســت که هرگز مواد لازم برای سـاخت بمب را در اختیار نداشـته باشـد. آقای البوسـعیدی در پاسـخ به این که آیا ایران درباره موشـکهای خود مذاکره خواهد کرد گفته اســت که من معتقدم ایران حاضــر اســت برای همه چیز مذاکره کند. همه چیز! حتی ایشـان اعلام آمادگی کردند که درباره هرگونه نگرانی مشـخص با ترامپ گفتگو کنند و ابهامات ایشـان را برطرف کنند. البته، به نظر میرسـد که آقای البوسـعیدی به خوبی میدانسـتند که ابهامی در کار نبود. این تصــمیمی بود که آمریکاییها اتخاذ کرده بودند و از مدتها پیش در حال آماده ســازی مقدمات آن بودند. پرسـش اصـلی این اسـت که عمانیها که در محافظهکاری و پرهیز از حاشـیههای رسـانهای ید طولایی دارنـد، چرا این بـار نـاپرهیزی کردنـد و پرده از نیـتهـای پنهـان تیم مـذاکرهکننـده آمریکـایی برداشتند؟
واضـح اسـت که عمانیها درک روشـنی از عمق کینهتوزی آمریکاییها و طرحشـان برای ویرانی منطقه پیدا کرده بودند. عمانیها میدانســتند که آتش بهانهجویی آمریکاییها فقط ایران را هدف قرار نمیدهد، بلکه کل منطقه را در کام جنگ و ناامنی بیپایان فرو خواهد برد. به همین دلیل از ســـنت دیرینه خود عدول کردند تا شــاید گوش شــنوایی در دســتگاه حاکمه ایالات متحده پیدا کنند و جلوی شــعلهور شــدن این جنگ خانمانســوز را بگیرند. اما ماشــین جنگی ایالات متحده به نقطه جوش تاریخی خود رســیده بود و هیچ تلاش دیپلماتیک و مذاکراتی قادر به توقف آن نبود. مسـاله اصـلی شـناخت لایههای آشـکار و پنهان این ماشـین جنگی اسـت که پیشـینهای از سـالیان دور دارد و پروندهای سـنگین از جنگافروزی، ترور و جنایت بر شــانههای خود حمل میکند. آن چه که امروز در جغرافیای آتلانتیک شــمالی در داد و ســتد میان بریتانیا و ایالات متحده شــکل گرفته اســت، حاصــل مجموعه تحولاتی اســت که از قرن هجدهم با شـبیخون کمپانی هند شـرقی و تسخیر شبه قاره هند در این منطقه آغاز شد و مرحله به مرحله پنجههای مرگبـار خود را بر مقـدّرات این منطقـه مســـتقر کرد. برای انـدیشـــهورزانی کـه خواهـان درک عمیقتری از ریشــههای تاریخی و ژئوپلیتیکی این جنگ باشــند، مرور یادداشــتهای طرح ایلاف با تاکید بر اضــطراب ژئوپلیتیکی ایران میتواند روشــنگر باشــد. از دیدگاه طرح ایلاف مهمترین عامل در صــورتبندی معمای توسعه صنعتی ایران اضطراب ژئوپلیتیکی بوده است که در این گفتار به ریشههای آن اشاره میشود.
اضطراب ژئوپلیتیکی ایران در آئینه تاریخ
«اضـطراب ژئوپلیتیکی» اسـتعارهای اسـت برای توصـیف وضـعیت ناشـی از تنشهای مسـتمری که از قرن نوزدهم تاکنون از ناحیه قدرتهای بزرگ و بازیگران خارجی بر عناصـر قدرت ملی ایران وارد شـده اسـت. این اضـطراب از دوران ورود کمپانی هند شـرقی به این منطقه آغاز شـده و در طول قرن نوزدهم در بازی بزرگ میان بریتانیا و روسـیه، تضـعیف مسـتمر و سـیسـتماتیک مولفههای قدرت ملی کشـور را در پی داشـته اسـت. در طول قرن بیسـتم و پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا جای خود را به ایالات متحده داد و البته، خود نیز در این میانه دســتی بر آتش داشــت. با ورود چین به عرصــه رقابت جهانی با ایالات متحده در دهههای اخیر، میدان رقابت ژئوپلیتیک در پیرامون ایران پیچیدهتر و متلاطمتر شده است.
اضـطراب ژئوپلیتیکی وارد شـده بر اقتصـاد ایران مبتنی بر الگوی کنش و تقابل نظمهای جهانی بزرگ در منطقه شکل گرفته است. بر این اساس، درک عمیق تاثیر تنشهای ژئوپلیتیکی وارد شده بر اقتصاد ایران در طول چند دهه گذشـته، مسـتلزم شـناخت نیتهای راهبردی و الگوی رفتاری قدرتهای بزرگ متولی نظمهای سهگانهی آنگلوساکسونی، روسی و چینی است.
موقعیـت خـاص ژئوپلیتیکی ایران در شـــمـال خلیج فـارس و دریـای عمـان و جنوب و دو ســـوی دریـای کاسـپین و در محل تلاقی نظمهای سـهگانه موجب شـده ضـریب حسـاسـیت ایران در معادلات ژئوپلیتیکی شـــدت بیشـــتری پیدا کند و ایران را همواره در تنش ژئوپلیتیکی نگه دارد. برخی از علل ریشـــهای این حساسیت بالا را میتوان در گزارههای زیر جستجو کرد:
١) موقعیت ویژه جغرافیایی ایران که کل شمال خلیج فارس و دریای عمان را به صورت یکپارچه در اختیار دارد و همچنین، مرزهای آن که در دو سوی دریای کاسپین از آسیای مرکزی تا قفقاز امتداد دارد، میتواند نقش تعیینکنندهای در مناسبات ژئوپلیتیک انرژی آسیای مرکزی، قفقاز و خلیج فارس ایفاء کند.
٢) آمریکاییها برای حفظ قدرت دلار همواره بر مبادله جهانی نفت با دلار تاکید دارند. خروج ایران از الگوی تجاری مبتنی بر دلارهای نفتی با قدرت دلار به عنوان یک ارز جهان روا در تعارض است.
٣) در رقابتهای ژئوپلیتیکی میان آمریکا و چین، ایران باید از قاعدهگذاری آمریکایی تبعیت کند و نباید رابطه مستقل از آمریکا با چین برقرار کند. ایفای نقش مستقل ایران در تامین امنیت انرژی چین و همچنین، وجود مسیرهای متعددی از طریق خشکی از ایران به چین از موضوعاتی است که آمریکاییها نسبت به آن حساسیت دارند.
٤) حفظ منافع اردوگاه آنگلوساکسونی و ایالات متحده در منطقه در گروی سلطه رژیم صهیونیستی به عنوان حافظ منافع بازیگران نظم آنگلوساکسونی در منطقه است. توسعه صنعتی ایران و تبدیل شدن آن به یک قدرت منطقهای با سلطه امنیتی رژیم صهیونیستی بر منطقه در تعارض است.
این چهار گزاره، حساسیت نظم هژمون آنگلوساکسونی را نسبت به تبدیل شدن ایران به یک قدرت صنعتی به شدت بالا برده است و بر این اساس، منشاء و کانون اصلی اضطراب ژئوپلیتیکی ایران محسوب میشوند.
بدین ترتیب، نظم آنگلوساکسونی افزایش قدرت صنعتی درونزای ایران از طریق برخورداری از زنجیرههای تولیدی پایدار و عدم وابسته به دلار برونزا را بر نمیتابد. بر این اساس است که در طی یک قرن گذشته بازیگران این نظم همواره تلاش کردهاند با استفاده از ابزارهای مختلف، به صورت مشهود یا نامشهود، از تبدیل شدن ایران به یک قدرت صنعتی جلوگیری کنند.
ایران مطلوب از دیدگاه آنگلوساکسونها، ایرانی است که اقتصاد آن به درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز و کومودیتیها وابسته بوده و مبادلات تجاری خود را (حتی با کشورهای چین و روسیه) در پلتفرم دلار و از کانالهای تحت کنترل نظم آنگلوساکسونی انجام دهد.
در گفتارهای بعدی توضیح خواهیم داد که چگونه کدگذاری ژئوپلیتیکی آنگلوساکسونی در غرب آسیا، به ویژه در منطقه محصور میان خلیج فارس، دریای سرخ و شرق مدیترانه، سرچشمه تنشهایژئوپلیتیکی ایران بوده و به تضعیف و تخریب مستمر بنیانهای قدرت ملی ایران منجر شده و مقدمات جنگ تحمیلی ١٢ روزه و جنگ تحمیلی رمضان را فراهم کرده و اردوگاه اصحاب اپستین را به صف آرایی در برابر ایرانیان تحریک کرده است.