نورنیوز - گروه سیاسی: فراخوان رضا پهلوی به چیزی با عنوان «گارد جاویدان» و دعوت از هوادارانش به «اقدام فیزیکی» علیه نیروهای نزدیک به حکومت، نقطهای تازه در مسیر انحطاط گفتمان سلطنتطلبان خارجنشین است. این اتفاق، نشانهی تغییر عمق مأموریت و ماهیت سیاسی اوست؛ تغییری از ادعای رهبری مدنی، به نمایش قابلیت خشونت برای جلب توجه سرویسهای امنیتی خارجی.
آنچه پهلوی در ظاهر یک «فراخوان سیاسی» مینامد، در واقع نشانهای از مرحله جدید در پروژه جنگ شناختی علیه ایران است؛ مرحلهای که در آن، شخصیتی به ظاهر سیاسی، از درون، خود را به یک ابزار عملیاتی در نقشه پیچیده آمریکا و اسرائیل تقلیل میدهد.
پهلوی با طرح گارد جاویدان، خود را نه در مقام یک سیاستمدار یا کنشگر سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، بلکه در جایگاه طراح خشونت خیابانی نشان داد. این چرخش در گفتار او بازتاب یک دگرگونی راهبردی است: پروژههایی که با شعار آزادی شروع میشوند اما در عمل به سازمانهای کوچک و پراکندهی تخریب و ترور تبدیل میشوند. پشت این چرخش، ناامیدی از جذب بدنهی اجتماعی داخل ایران نهفته است؛ جامعهای که از آشوب خسته و از شعارهای بیرونی دلزده است. در نتیجه، مخاطب اصلی چنین فراخوانهایی دیگر مردم نیستند بلکه مراکز تصمیمساز در اسرائیل و آمریکا هستند که باید قانع شوند هنوز «پهلوی» میتواند در میدان عملیات، نقشی ایفا کند.
از سوی دیگر ، منش این فراخوان را باید در بستر شکستهای سیاسی اخیر دید. مواضع دونالد ترامپ، در رد اعتبار پهلوی به عنوان گزینهی آلترناتیو برای حکومت ایران، ضربهای حیثیتی و سنگین بر سرمایهی نمادین او وارد کرد. در چنین وضعیتی، واکنش متعارف برای بازیگری که از دایرهی اعتماد خارج شده، مبالغه در افراط و خشونت گفتاری است؛ تلاشی برای بازپسگیری توجه و اثبات «کارآمدی» به اربابان سابق. آنچه در این رفتار به چشم میخورد نه سیاستِ هدفمند بلکه نشانهی سقوط از صحنه سیاست به ورطه نمایش است.
رفتار اخیر رضا پهلوی را نمیتوان جدا از بستر همکاری رسانهها و نهادهای وابسته به رژیم صهیونیستی تحلیل کرد. همزمانی دعوت او به اقدام خیابانی با فراخوانهای رسانههای وابسته به موساد نشانگر تلاقی تاکتیکی است؛ بخشی از سناریوی بزرگتر موسوم به جنگ ترکیبی علیه ایران که در آن، سلطنتطلبان کلاسیک عملاً درون سازوکار امنیتی منطقهای ادغام میشوند. این ادغام به معنای پایان استقلال سیاسی آنان و آغاز مرحلهی «نمایش وفاداری امنیتی» است؛ مرحلهای که فرد از بیان سیاست به اجرای مأموریت تغییر ماهیت میدهد.
نشانه های خبری حکایت از آن دارد که پس از فراخوان موهوم گارد جاویدان، حتی بخشی از هواداران سنتی سلطنت نیز از این لحن خشونتزا فاصله گرفتند که نشانهای از فروپاشی درونگروهی است. اعتراف ضمنی رضا پهلوی به استفاده از شبکههای خرابکاری، نقطهی عطفی در تاریخ اپوزیسیون وابسته است.
او در واقع با صدای بلند اعلام کرد که از سطح سیاستورزی به سطح کارگزاری امنیتی سقوط کرده است. فراخوان گارد جاویدان، یک بیانیه نیست؛ یک سند است—سند پایان رؤیای سلطنت و آغاز نمایش آشکار وابستگی.در این مرحله، برای دستگاههای فکری و امنیتی ایران، مهمترین مأموریت نه واکنش احساسی، بلکه بازشناسی الگوی جدید جنگ شناختی و تدوین پاسخ در سطح آگاهی عمومی است؛ چراکه پروژههایی از این جنس، بیشتر از آنکه با گلوله بجنگند، با ذهن مردم رقابت میکنند.