نورنیوز -گروه سیاسی: تحولات دو هفتهی گذشته در صحنهی نبرد نظامی و روانی میان جمهوری اسلامی ایران با ائتلاف آمریکا - رژیم صهیونیستی، نقطهی عطفی در درک مفهوم «قدرت» در قرن بیستویکم بهوجود آورده است. حملات دشمن، هرچند با نیت فروپاشی ساختارهای بازدارندگی طراحی شده بود، اما واکنش اجتماعی مردم و همبستگی ملی پدیدآمده، ثابت کرد که منشأ اصلی قدرت ایران، مردم آن هستند نه صرفاً تجهیزات و نهادها.
در پیام راهبردی اخیر آیتالله سید مجتبی خامنهای، تأکید ویژهای بر لزوم بازتعریف مقاومت بهصورت مردمی شد؛ پیامی که اگر درست خوانده شود، بیانگر تغییر سطح نگاه از «مقاومت سازمانی» بهسوی «مقاومت تمدنی و اجتماعمحور» است. ایشان بر این نکته انگشت گذاشت که هیچ سازهی دفاعی، بدون اتصال به متن جامعه، توان پایداری ندارد. این تأکید، نشاندهندهی فراروی از مدل متمرکز امنیتی به مدل شبکهای و مردمپایهی مقاومت است، مدلی که تجربهی موفق آن در مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران، بارها تکرار شده است.
در نبردهای نوین، جغرافیا دیگر فقط مرز خاک نیست؛ ذهن و ارادهی مردم، مرزهای اصلی کشورها را شکل میدهد. دشمن نیز دقیقاً بر همین نقطه متمرکز شده است:جنگ علیه روحیه و اراده ی مردم. از تحریم تا حمله سایبری و عملیات رسانهای، همه برای شکستن اعتماد ملی طراحی شدهاند. پاسخ مؤثر به این الگوی جنگ ترکیبی نیز تنها در میدان نظامی داده نمیشود، بلکه باید در میدان اجتماعی و فرهنگی بازسازی شود.
مقاومت، وقتی مردمپایه میشود، نه تنها واکنش نشان میدهد بلکه تولید قدرت میکند؛ قدرتی که از متن جامعه میجوشد و قابل مهار بیرونی نیست.
راهپیمایی باشکوه روز قدس در میانهی این شرایط، مثال روشن همین واقعیت است. حضور مردم در خیابانها، نه نشانگر صرف احساسات دینی یا ملی، بلکه تجلی یک بلوغ سیاسی و راهبردی بود. مردمی که آمدند تا بگویند ما بخشی از ساختار دفاعی کشوریم. این حضور خودجوش، شکل جدیدی از بازدارندگی را در برابر دشمن ترسیم کرد، بازدارندگی مبتنی بر عزم اجتماعی.
اکنون بیش از هر زمان دیگر، دستگاههای تصمیمساز سیاسی و امنیتی باید درک کنند که پیروزی در جنگهای آینده با تقویت پیوند ملت–دولت ممکن است. مردم نباید در لحظات خطر تنها مخاطب بیانیه باشند؛ آنها باید نقشآفرین فعال در صحنهی تصمیم و اقدام باشند. این همان مفهومی است که رهبری در پیام اخیر خود به آن اشاره کردند و یادآور شدند که مردم، نه پشتوانهی قدرت، بلکه خودِ قدرتاند.
بر این مبنا، سرمایهی اجتماعی ایران باید بهصورت آگاهانه وارد معماری امنیت ملی شود. مقاومت اگر بخواهد پایدار بماند، باید شبکهای باشد؛ شبکهای از ایمان، مشارکت و دانایی عمومی. جامعهای که بداند چرا باید بایستد و برای چه باید هزینه بدهد، شکستناپذیر است، حتی در برابر ارتشهای بزرگ و مدعی و مجهز.
در واقع، آنچه امروز در ایران در حال شکلگیری است، مدل جدیدی از حکمرانی امنیتی مردمپایه است؛ الگویی که در آن قدرت نظامی از اقتدار اجتماعی تغذیه میکند. و شاید پیام حقیقی این روزها همین باشد:
تسلیحات، قدرت می آورد اما حضور مردم، اقتدار را موثر و ماندگار می کند.
آیندهی پیروزی در چنین نبردی نه الزاما در افزایش تیپها، بلکه در افزایش ایمانهاست. مردمی که خود را بخشی از مقاومت میدانند، دشمن را در میدان معنا شکست میدهند قبل از آنکه در میدان عمل روبهرو شوند.
نورنیوز